<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431</id><updated>2012-02-16T01:51:05.159-08:00</updated><title type='text'>-=سرزمین پدری=-</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>353</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-8450691446432304381</id><published>2010-02-20T03:30:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T03:31:20.913-08:00</updated><title type='text'>دانشمندان خورشید را تکثیر می‌کنند</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span id="newsText"&gt;&lt;div class="textRotitr"&gt;با هدف دستیابی به انرژی پاک&lt;/div&gt;&lt;div class="textTitle"&gt;&lt;strong&gt;دانشمندان خورشید را تکثیر می‌کنند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span id="newsText"&gt;&lt;div class="textLead"&gt;دانشمندان قصد دارند با هدف دستیابی  به انرژی پاک ، با شلیک پرتوهای لیزر به یک گلوله کوچک هیدروژن، انرژی  خورشید را تکثیر کنند.&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span id="newsText"&gt;&lt;div class="textImageFrame"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/2/24/Sakhtarekhorshid.jpg" alt="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/2/24/Sakhtarekhorshid.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="textText"&gt;&lt;p&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;به گزارش ایرنا ، روزنامه «تایمز لندن» روز یکشنبه نوشت: فیزیک دانان «مرکز ملی احتراق» در «لیورمور» واقع در آمریکا می گویند: آزمایشات گداخت هسته ای می تواند ، یک منبع انرژی پاکیزه در اختیار جهانیان قرار دهد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;دانشمندان گفتند: این گلوله هیدروژن با 192 پرتو لیزر (با قدرت 500 تریلیون وات) هدف قرار می گیرد. این میزان هزار برابر انرژی شبکه ملی برق آمریکا است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;«اد موسس» مدیر این مرکز ابراز امیدواری کرد: این آزمایشها نشان دهد امکان تولید انرژی بیشتر وجود دارد و گداخت می تواند یک منبع تامین انرژی بدون کربن باشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img alt="http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/khorshid3000/93D_earth_sun.jpg" src="http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/khorshid3000/93D_earth_sun.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;دانش ساخت نیروگاه های انرژی گداخت که می تواند  جایگزین پاکیزه ای برای سوخت های فسیلی باشد، دستکم به 25 سال زمان نیاز  دارد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;سوخت این نیروگاه ها از اتم های هیدروژن استخراج شده از آب دریا تامین می شود تا برق فاقد کربن با کمترین زباله های رادیواکتیو تولید کند. با پایان عمر ذخایر فسیلی جهان ، بشر به مسیر های جایگزین مناسبتری می رسد بقول ارد بزرگ : اندیشمندان همواره بدنبال پیدا کردن راهی مناسب برای بهبود زندگی آدمیان هستند . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;باید با آرامش به آینده امیدوار بود و به قدرت بالنده ذهن  بشر ایمان داشت و آن را برای کشف ناشناخته ها بکار گرفت .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://khorramdin.persiangig.ir/image/khorshidkhanoom.jpg" alt="http://khorramdin.persiangig.ir/image/khorshidkhanoom.jpg" style="cursor: -moz-zoom-in; width: 500px; height: 509px;" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font face="tahoma"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;   	&lt;p&gt;&lt;br /&gt;  &lt;/p&gt;&lt;p&gt;منبع :&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://forum.p30pedia.net/showthread.php?p=124194"&gt;http://forum.p30pedia.net/showthread.php?p=124194&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-8450691446432304381?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/8450691446432304381/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_1165.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/8450691446432304381'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/8450691446432304381'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_1165.html' title='دانشمندان خورشید را تکثیر می‌کنند'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-6657205381862543693</id><published>2010-02-20T03:26:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T03:27:18.955-08:00</updated><title type='text'>خوب زندگی کردن هنر است</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;آمار  بالای خودکشی، افسردگی، طلاق، اعتیاد، اختلالات روانی،  قتل و … در کنار  مهم‌ترین عوامل مرگ و میر یعنی بیماری‌های قلبی- عروقی،  سوانح و حوادث،  گویای این امر است که زندگی سالم به «زیستن دشوار» تبدیل  شده است. پیچیدگی  روابط و مناسبات انسانی، نفوذ و گسترش وسایل ارتباط جمعی،  تنوع در مصارف  زیستی و فرهنگی به همراه افزایش جمعیت و مطالبات آنان و  مهم‌تر از همه  تغییرات ایده‌آل‌ها و آرمان‌های بشر امروزی، زیستن را از  وضعیت همگون و  ساده به وضعیتی ناهمگون و پیچیده تبدیل کرده است.&lt;span id="more-7392"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;ا&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;ین وضعیت اگر چه از سویی به   تحولات پرشتاب و پیچیده ی جامعه ی مدرن ربط دارد ، اما از سویی دیگر و   مهم‌تر از آن به ناکارآمدی نهادهای سنتی خانواده، نظام آموزشی و سایر   نهادهای فرهنگی‌ ما برمی‌گردد. نظام خانوادگی و آموزشی ما نتوانسته خود را   با تحولات ارزشی، فرهنگی و تکنولوژیکی جامعه ی جدید وفق دهد. این امر ضمن   این که از شکاف نسل‌ها تأثیر پذیرفته بر عمق این شکاف نیز افزوده است.  بخشی  از نابسامانی‌های خانوادگی و چالش‌های تربیتی که در درون خانواده‌های   ایرانی در رابطه با فرزندانشان وجود دارد به ناآگاهی و نداشتن تجربه و   مهارت‌های زیستن در جامعه ی مدرن بر می‌گردد که خود بزرگسالان به آن دچار   هستند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;در حقیقت نسل جدید به دلیل فقر  آگاهی و اطلاعات نسل  پیشین نسبت به تحولات زندگی جدید دچار آسیب می‌شود.  نهادهای فرهنگی و مدنی  نیز به دلیل همین ضعف نمی‌توانند کمبودها و  کاستی‌های نظام خانوادگی را  جبران کنند. به عنوان مثال نظام آموزشی ما  تنها مبتنی بر پرورش هوش ذهنی  استوار است و به هوش اجتماعی و عاطفی توجهی  ندارد. چه بسا نخبگان و  تیزهوشانی که در رشته ی علمی خود سرآمدند اما در  حل مسایل روزمره ی زندگی  خود باز می‌مانند . مثلاً با یک شکست عاطفی در هم  می‌ریزند و احساس عجز  می‌کنند یا در مطالبه ی حقوق اجتماعی خود ناتوانند.&lt;br /&gt; زندگی مدرن، متنوع وپیچیده است و به مهارت‌هایی فراتر از آن چه که خانواده‌   و مدرسه به انسان می‌آموزد نیازمند است.مهارت‌هایی که فراتر از تامین   بهداشت روانی و ایمن کردن فرد در برابر آسیب‌های روانی- اجتماعی، به او   بیاموزد که چگونه از زندگی لذت هم ببرد. این هدف و توانایی در زندگی پیچیده   مدرن امروزی، هنری بس گرانبهاست .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;مهارت‌های زندگی Life skills را  می‌توان در سه معنی  یا شیوه ی زیستن تقسیم کرد:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;۱- مهارت‌های مربوط به امرار معاش  مانند این که  چگونه فرد مشغول کار شود.&lt;br /&gt; در این مرحله با افزایش سطح دانش و معلومات شهروندان، آنها را برای کسب یک   حرفه ی ویژه در جامعه آماده می‌سازیم. این توانایی نه تنها چرخه ی معیشت   افراد را می‌چرخاند بلکه در تأمین سلامت روانی و اجتماعی آنان تأثیر مثبت   می‌گذارد.&lt;br /&gt; به هر حال کار و تلاش نماد زنده بودن و زندگی است به قول ارد بزرگ :آنکه   زندگی بدون رنج و تلاش را برمی گزیند پیشاپیش مرگ خویش را نیز جشن گرفته   است .&lt;br /&gt; ۲- مهارت‌های مراقبت از خود مانند مصرف‌غذاهای سالم،ورزش و…&lt;br /&gt; این مهارت‌ها به حفظ و نگهداری سلامت جسمانی افراد یاری می‌رساند. به خاطر   بسپارید که این مهارت‌ها کم‌ارزش و بی‌اهمیت نیستند. سلامت روان و سلامت   اجتماعی بر پایه‌های سلامتی جسمی استوار است. مصداق این سخن همان ضرب‌المثل   معروف است که «عقل سالم در بدن سالم است».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;۳- مهارت‌هایی که برای پرداختن به  موقعیت‌های پرخطر  زندگی، آموزش داده می‌شوند.&lt;br /&gt; مانند توانایی نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر،   توانایی مقابله با افسردگی در موقعیت‌های دشوار زندگی، کنترل خشم و عصبانیت   و … در واقع مهم‌ترین بخش از آموزش مهارت‌های زندگی به این قسمت مربوط   می‌شود و منظور ما دراین مقاله نیز اهمیت و ضرورت این بخش از مهارت‌های   زندگی است. با این توصیف مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند که برای افزایش   توانایی‌های روانی، اجتماعی افراد آموزش داده می‌شوند و فرد را قادر   می‌سازند که به طور موثر با مقتضیات و کشمکش‌های زندگی روبه رو شود، به   عبارت دیگر هدف از آموزش مهارت‌های زندگی، افزایش توانایی‌های روانی-   اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت و   سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;مهارت‌های زندگی، دارای پنج حوزه  اصلی است:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;۱- مقابله با هیجان‌ها و استرس‌ها&lt;br /&gt; ۲- خودآگاهی همدلانه&lt;br /&gt; ۳- ارتباطات اجتماعی و ارتباطات بین فردی&lt;br /&gt; ۴- تفکر خلاق و تفکر نقادانه&lt;br /&gt; ۵- تصمیم‌گیری و حل مساله&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;و خلاصه اینکه به قول ارد بزرگ :  ساده باش ، آهوی  دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma;"&gt;منبع :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a title="لينک خوب زندگی کردن هنر است" rel="bookmark" href="http://www.funpars.ir/7392-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa.html"&gt;خوب زندگی کردن هنر  است&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-6657205381862543693?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/6657205381862543693/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_9577.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6657205381862543693'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6657205381862543693'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_9577.html' title='خوب زندگی کردن هنر است'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-4088959368309294248</id><published>2010-02-20T03:03:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T03:04:02.994-08:00</updated><title type='text'>سخنان بزرگان در مورد زن و مرد</title><content type='html'>به ندرت مردي پيدا مي شود كه بدون شاهد، عمل خيري را انجام دهد.((سه نگ)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي  يك مرد هيچ شكنجه اي بالاتر از آن نيست كه به او ترحم كني.((ناپلئون  بناپارت)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بيازماييد مرد را به فعل او نه به قول او.((افلاطون)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد  آنچه را مي داند، مي گويد و زن آنچه را كه خوش آيند شنونده است.((ژان ژاك  روسو)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قمار، مشروب و زن بد، خنده را از لبان مرد دور مي كند.((مثل  انگليسي)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد بزرگ يكطرفه قضاوت نمي كند.((كنفوسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقص  مهم امپراتوريهاي بزرگ دنيا اين بود كه قوانين را مغزهاي قوي براي مردان  قوي مي نوشتند و ضعف بشر را در نظر نمي گرفتند.((آناتول فرانس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ثروتمند  شدن يا زناشويي، هيچگاه تضميني [ =پاينداني ] براي رهايي از نگراني نيست.  حتي ممكن است از ميزان آسودگي شما بكاهد.((شري كارتر اسكات)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه مردان بزرگ در پشت دانايي خود داراي دلي كودكانه هستند.((مثل  چيني)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد بزرگ كسي است كه در سينه خود قلبي كودكانه داشته  باشد.((سيسرون)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد عاقل همواره نه نكته را در نظر دارد : روشن  ديدن، خوب گوش دادن، مهربان سخن گفتن، آداب داشتن، راستگو بودن، انجام  وظيفه كردن، پرسيدن هنگام ترديد ، خود را از خشم دور نگاه داشتن و در عين  موفقيت، عادل و منصف بودن.((كنفوسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد بزرگ به خود سخت مي  گيرد و مرد كوچك به ديگران.((كنفوسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد بزرگ دير وعده مي دهد و  زود عمل مي كند.((كنفوسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد بزرگ با روي خوش رد مي كند و مرد  كوچك با روي ترش مي پذيرد.((كنفوسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد بزرگ دلسوزي و پريشاني  نشان نمي دهد، عاقل است و ترديد ندارد، شجاع است و نمي ترسد.((كنفوسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد  بزرگ از صفات خوب ديگران استفاده مي كند، نه از صفات بدشان سوء  استفاده.((كنفوسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بزرگي مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردان  خرد آشكار مي شود.((توماس كارلايل)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرين عضوي كه در وجود يك زن مي ميرد، زبان  اوست.((مثل هندي)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خرابي كار يك مملكت از دو چيز است : نداشتن  مردان عالم و لايق و نبودن آنها بر سر كارهاي مملكت.((فرانسوا ولتر)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردي كه  خصلت نيك دارد، هرگز تنها نمي ماند؛ زيرا هميشه دوستاني براي خود پيدا مي  كند.((كنفسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سختيهاي بزرگ، مردان بزرگ مي سازد.((جان‌ اف‌  كندي‌)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايمان به حقيقت را هدف و مقصد اساسي زندگي خود قرار دادن و  تكاليف را از روي وجدان به جا آوردن، طبع مرد را بلندتر و كاملتر مي سازد.  يكي را دوست داشتن و حيات او را آرزو كردن و ديگري را دشمن داشتن و مرگ او  را خواستن، ناگزير طبع آدمي را تاريك مي سازد.((كنفوسيوس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زن  عاقل به تربيت همسرش همت مي گمارد و مرد عاقل اجازه مي دهد كه زنش او را  تربيت كند.((مارك تواين)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنها علاقه زيادي به رياضيات دارند، زيرا  آنها سن خود را تقسيم بر دو و بهاي لباسهايشان را ضرب در دو و حقوق  شوهرانشان را ضرب در سه مي كنند و پنجاه سال هم بر سن بهترين دوستان خود مي  افزايند.((مارسل آشار)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زن خوب زني است كه از همه اشياء قيمتي و  مدرن خانه براي شوهرش باارزش تر باشد.((اقليدس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستي، ازدواج دو  روح است و در آن، ترك كردن و طلاق جايز نيست.((فرانسوا ولتر)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زن  هميشه سن خود را از تاريخ ازدواج حساب مي كند، نه تاريخ تولد.((ارهارد)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرانجام  كشف شد كه دارنده بيمارترين افكار و خشن ترين قلبها مرداني هستند كه زود  به زود عاشق مي شوند.((روسكين)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي تحمل سختيهاي زندگي بايد عاشق  چيزي بود، كاري، زني، آرماني و ... .((ماركوس آنا)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاريخ، سير  خود را بر زندگي مردان بزرگ بنا نموده است.((توماس كارلايل)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين  ديدگاه اشتباه است كه بپنداريم مرد توانا فرزندي مانند خود خواهد  داشت.((اُرد بزرگ)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زيباترين خوي زن، نجابت اوست.((ارد بزرگ)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قلب  زن پرتگاهي است كه ژرفايش را نمي توان تخمين زد.((لافونتن)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در  آغاز هر كار مهم يك زن وجود دارد.((لافونتن)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي ازدواج كردن بيش  از جنگ رفتن شجاعت لازم است.((كريستين)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من، ما روزي  خواهيم مرد كه نخواهيم و نتوانيم از زيبايي لذت ببريم و درصدد نباشيم آن را  دوست بداريم.((آندره ژيد)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد بزرگ تنها به خود متكي است و جز از  خود، از هيچكس چيزي طلب نمي كند. اما مردان كوچك از ديگران توقع  دارند.((پاتريك هانري)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زن مانند شيشه ظريف و شكستني است. هرگز  توانايي مقاومت او را نيازماييد، زيرا ممكن است شيشه ناگهان بشكند.((ميگوئل  سروانتس ساآودِرا)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد جنگي بهترين و مناسب ترين سفير و  سياستمدار براي دولت به شمار مي رود.((كرامول)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پند آموز است  ماجراي مردي كه زمين را مي كاويد تا ريشه هاي بي ثمر را از دل آن بيرون  كشد، اما ناگاه گنجي بزرگ يافت؟!((جبران خليل جبران)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اراده مرد،  باعث خوشبختي اوست.((شچدرين)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرد شجاع هميشه آخر از همه به خود مي  انديشد.((ويلهلم تل)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ازدواج مثل اجراي نقشه جنگي است كه اگر  انسان يك مرتبه اشتباه كند، كارش تمام شده و ديگر به هيچ وجه جبران نمي  شود.((بورنز)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردي كه اشتباه نكند، ارزش كارهاي بزرگ را نخواهد  داشت.((ادوارد فيليپس)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زن وقتي كه دوست بدارد، جز محبوب خود چيزي  را نمي بيند و هرچه عاطفه، مهرباني و نوازش و فداكاري دارد، تنها براي او  به كار مي برد.((آلفونس دوده)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اراده از آن مرد كور نيرومندي است  كه بر دوش خود مرد شل بينايي را مي برد تا او را رهبري كند.((آرتور  شوپنهاور)) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زن، يگانه وجودي است كه حقيقت عشق پاك را مي  شناسد.((فريدريش شيلر))&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://ramuzi.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=459:-------4&amp;catid=16:nokat&amp;Itemid=27"&gt;http://ramuzi.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=459:-------4&amp;amp;catid=16:nokat&amp;amp;Itemid=27&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-4088959368309294248?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/4088959368309294248/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_3373.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4088959368309294248'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4088959368309294248'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_3373.html' title='سخنان بزرگان در مورد زن و مرد'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-569153432786383199</id><published>2010-02-20T02:59:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T03:01:01.183-08:00</updated><title type='text'>دیدگاه مسعود اسپنتمان درباره فلسفه ارد بزرگ ( فرهمندی )</title><content type='html'>&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;b&gt;ارد بزرگ میگوید آدمهای  فرهمند به نیرو و توان خویش باور دارند&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;همی تافت ز او &amp;quot;فر&amp;quot; شاهنشهی  / چو ماه دو هفته ز سرو سهی&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;به &amp;quot;فر&amp;quot; جهاندار بستش میان /  بر گردن برآورد گرز گران&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;کمر بست با &amp;quot;فر&amp;quot; شاهنشهی /  جهان گشت سرتاسر او را رهی (فردوسی بزرگ)&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; با واژه ی &amp;quot;فره&amp;quot; نخستین  بار در اوستا آشنا میشنویم و در سرچشمه های پهلوی و نیکونبشتار فردوسی  پاکزاد با آن خوی میگیریم. گفتار درباره ی فره میتواند نهند کتابی سترگ  باشد. از این رو در کوتاه نبشته ی روبرو نمیتوان بونده آن را پرداخت کرد. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;فره در زبان پهلوی Xvarrah،  در فارسی میانه پهلوی Farrah در چم نیکبختی، شکوه و درخشش است. &amp;quot;فره&amp;quot;  نیروی کیهانی و ایزدی نیز هست. در اوستا از دو گونه فره نام برده شده است؛  یکی &amp;quot;فر ایرانی&amp;quot; یا &amp;quot;ائیریانِم خوَرنَه&amp;quot; و دیگر &amp;quot;فر کیانی&amp;quot; یا &amp;quot;کوائینیِم  خوَرنَه&amp;quot;. در بندهای یک و دو از &amp;quot;اشتاد یشت&amp;quot; آمده که فر ایرانی از ستور و  رمه و دارایی و شکوه برخوردار است و بخشنده ی خرد و دانش و در هم شکننده ی  ناایرانیها است. در &amp;quot;زامیاد یشت&amp;quot; نیز آمده است که چگونه فر ایرانی نوبنو،  از آنِ ناموران و پادشاهان و پارسایان گردید و آنان از پرتو آن رستگار و  کامروا شدند. این فر همیشه از آنِ ایرانیان بوده و تا پدیداری سوشیانت و  دامنه ی رستخیز از ایران روی برنخواهد تافت.. ایرانیان پس از اسلام فره را  با &amp;quot;روان&amp;quot; به نادرستی یکی دانسته اند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; به هر روی، فره از آغاز  باشندگی انسان با وی بوده است، با او به شکار میرود و او را شاهنشاه رمگان  میسازد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&amp;quot;فره&amp;quot; آن نیروی مینوی است  که فرد را توانا میسازد فراتر از هستی و توانایی خویش دست به انجام  اَبَرکارها بزند و با این کار خویشتن را در گروه خود ویژه سازد. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; فرهمند در آغاز تاریخ، کسی  بوده که در تنگناهای نخستین زندگی آدمی، با نیروی جان و روان خویش راهگشای  سختیها بوده است. او یک شکارچی،  یا یک پزشک بوده که آدمی نخستین را از شر  درندگان و خشکسالی و بیماری رهانیده است. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;فره در ایران (به ویژه در  شاهنامه) نیز سرگذشتی همسان با تاریخ آدمی دارد. کیومرث و هوشنگ و تهمورث  زینوند راهبری فرهمندانه ای بر زیردستان دارند. آنها ازین رو فرهمندند که  نیازهای نخستین آدمی را توانسته اند به خوبی برآورده کنند. کیومرث و هوشنگ  (در چمِ سازنده خانه خوب) خوراک و پوشاک و خانمان و آتش را به ارمغان می  آورند. تهمورث نیز در جنگ با دیوان، رامش و امنیت همچنین دبیره و نوشتن را  ارمغان میدهد. آنها فرهمندند ازین رو که &amp;quot;به نیروی خویش باور دارند&amp;quot; آنها  همانند نیاکان نخستینشان سیماچه(ماسک) ای به چهره میزنند و &amp;quot;من&amp;quot; خود را  برای یاوری قوم خویش گسترش میدهند. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;گونه ای دیگر از فرهمندان،  شکارچیان و جادوگران قبیله بودند که با زدن سیماچه شیر به چهره، به شکار  میپرداختند، نه اینکه به شیر بودن وانمود کنند، آنها واقعا باور داشتند که  شیر هستند. آنها نخستین خودآگاهانند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;فرهمندی جنگاوران، همیشگی  نبوده است، چرا که در روزگار آشتی نیازی به جنگجویان نبوده است، به همین  شوند شاید فرهمندی پادشاه و پیرو آن سامانه ی شاهنشاهی در ایران از زمانی  رسمی و روزمره میگردد که آریاییان بر دیوان جنگجو چیره میگردند و به همین  شوند کشور نیاز به جنگجویانی همیشگی پیدا میکند تا رایش و نظم را در جامعه  برقرار سازند . یعنی در زمان جمشید..&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; البته فراموش نکنیم در  سرزمینهایی که چهره روشنی از خداوند دارند، فره، ارمغانی ایزدی به شمار می  آید. و همین نکته موجب گمراهی بسیاری از پژوهشگران نوین ایران گشته است.  آنها میپندارند فرهمند با زور بر مردمان چیره گشته و از برای نگاهبانی از  جایگاهش، باشندگی خود در پایگاه رهبری را به خداوند نسبت میدهد... و به  نادرستی نمونه هایی می آورند در حالی که حقیقت به وارون اندیشه ی آنهاست.  فرهمند از آن روی فرهمند است که برترین قوم خویش در راهبری است، گرچه  فرمانروایی او بر مردمان از حق حاکمیت مردم زیردست وی چنانکه در الگوی  باختریان است شالوده نمیگیرد اما او اگر نتواند خویشکاری اش در برآوردن  آرزوها و خواسته های مردم را به سرانجام برساند، دیگر فرهمند نیست. همچنین  فرهمند اگر بیدادگری کند، فره اش از وی جدا میگردد. همچون جمشید و کاووس که  فر از آنها سه بار میگسلد. یا نوذر که راه بیدادگری میپوید و مردم بر وی  میشورند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;دیدگاه خوب مردم بزرگترین  پشتیبان برگزیدگان است (اُرُد بزرگ)&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; فره و فرهمندی در اندیشه ی  ایرانی با آنچه در باختر بدان &amp;quot;کاریزما&amp;quot; میگویند تفاوت بزرگی دارد. در  حالی که در باختر زمین &amp;quot;فره&amp;quot; را چونان نیرویی شگفت آور اما بی هیچ بارِ  اخلاقی نیک و بد میشناسند، در ایران، فرهمندی بارِ اخلاقیِ نیک دارد. به  گفته ی دیگر؛ در فلسفه ی باختر، ماکس وِبِر حتا دزدان دریایی را گونه ای از  فرهمندان میشمارد چرا که آنها توانسته اند فراتر از پیروی از سنت و  دیوانسالاری، دست به انجام کارهای قهرمانی بزنند. اما در اسطوره های ایران  آمده است هنگامی که فره سه بار از جمشید به پیکره ی مرغی (وارَغنَ) گریخت،  ضحاک و افراسیاب بدکردار هر چه تلاش کردند نتوانستند آن را بدست آورند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یا این که در فرهنگ باختر،  نمونه فره را در افرادی میتوان دید که با جذبه ی سخنان خویش گروهی را گِرد  آورد بر آنها فرمانروایی میکنند. این در حالی است که در ایران فره تنها از  آنِ کسانی خواهد بود که با داشتن نژاد کیانی و با انجام کردارهایِ بسیار  نیک از سوی مردم و ایزد فره بدو داده شود.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; اُرُد بزرگ همنوا با  اندیشه ی ایرانی به درستی بر این باور است که &amp;quot;فرهمندی به توش و توان آدمی  بستگی دارد&amp;quot;. زیرا فرهمندی فرمانروا، نهادی برای مشروعیت همیشگی وی نیست.  به وارون مشروعیت دیوانسالارانه یا سنتی که آدمی را برای همیشه در یک  جایگاه نگه میدارند، انسان فرهمند برای آنکه جایگاه خویش را از دست ندهد،  نیاز به اثبات هر روزه و همیشگی خود دارد، و هنگامی که یک بار نتواند  خویشتن را اثبات کند، از دید مردم او دیگر فرهمند نیست. به همین شوند: &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&amp;quot;آدمهای فرهمند و خودباور  به دنبال کف زدن مردم نیستند، آنها به شکوه و ارزش کار خود باور دارند  (اُرُد بزرگ)&amp;quot; زیرا نیروی آنها برآمده از خویشتنِ خویشتن است نه در کف  زدنها و انگیزشهای آنیِ فرودستان.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; در ایران کهن، فره با  خویشکاری هر کس نسبت نزدیکی داشته است. فره ی هرکس، میزان بَوَندگی وجود  اوست. این برای دینیاران برتریهای دینی، برای رزمیاران برترین هنرهای جنگی و  برای کشاورزان بارور کردن زمین بوده است. در این راستا خویشکاری فرمانروای  کشور در این هماهنگی و دادگری میان رزمیاران و دینیاران و کشاورزان  میباشد. از آنجایی که فرمانروایی که دروغ میگوید، نمیتواند دادگری و  هماهنگی میان طبقه های یاد شده را به وجود آورد، ارد بزرگ بر این باور است  که: &amp;quot;فرمانروایی که دروغ گفت فره و شکوه خویش را به خاک سپرد&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; مسعود اسپنتمان&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-569153432786383199?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/569153432786383199/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/569153432786383199'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/569153432786383199'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_20.html' title='دیدگاه مسعود اسپنتمان درباره فلسفه ارد بزرگ ( فرهمندی )'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-7595429490078596574</id><published>2010-02-16T15:12:00.000-08:00</published><updated>2010-02-16T15:13:41.787-08:00</updated><title type='text'>مقایسه نظریه ارد بزرگ کهکشان بزرگ با نظریه دهکده کوچک جهانی مارشال مک لوهان</title><content type='html'>&lt;div class="postbody"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;font face="Tahoma"&gt;ارد بزرگ با نظریه قاره کهن خود پرده از حقیقتی برداشته که تا کنون هیچ اندیشمندی به آن توجه نکرده بود . &lt;/font&gt;&lt;/font&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://img01.imagefra.me/img/img01/1/11/20/daneshmand/f_102pbak65vem_22e7227.jpg" alt="http://img01.imagefra.me/img/img01/1/11/20/daneshmand/f_102pbak65vem_22e7227.jpg" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font size="2"&gt;یکی دیگر از ایده های او نظریه کهکشان بزرگ اندیشه است. که دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی است او با دلایل مستدل ثابت می کند جهان رو به انفجار اندیشه های گوناگون است و پیش بینی می نماید بزودی تعداد سایت های اینترنتی به چندین برابر جمعیت کره زمین برسند . او ثابت می کند جهان غرب با ابزار رسانه و اینترنت نمی تواند با تزریق فرهنگش یکپارچگی مورد نظر خویش را فراهم سازد .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p align="center"&gt;&lt;img src="http://img01.imagefra.me/img/img01/1/11/20/daneshmand/f_kywg7r8m9m_f0b70de.jpg" alt="http://img01.imagefra.me/img/img01/1/11/20/daneshmand/f_kywg7r8m9m_f0b70de.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;منبع : سایت شیران شیروان&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://shiraneshirvan.blogfa.com/post-220.aspx"&gt;http://shiraneshirvan.blogfa.com/post-220.aspx&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-7595429490078596574?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/7595429490078596574/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_9869.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/7595429490078596574'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/7595429490078596574'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_9869.html' title='مقایسه نظریه ارد بزرگ کهکشان بزرگ با نظریه دهکده کوچک جهانی مارشال مک لوهان'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-933612344458598640</id><published>2010-02-16T14:53:00.000-08:00</published><updated>2010-02-16T14:54:30.324-08:00</updated><title type='text'>بزرگ شیروان</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3CTPE8lI/AAAAAAAAAA4/cAxiB0F7mBM/s1600-h/Rotation+of+GREAT+OROD+5-.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5438720012666073682" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3CTPE8lI/AAAAAAAAAA4/cAxiB0F7mBM/s320/Rotation+of+GREAT+OROD+5-.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 322px; height: 394px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;آخرین بازمانده ارگ باستانی شیروان (محل فرمانروایی شهر) خاندان او بوده اند که از آن بین شخصیت کاریزمایی نظیر ارد بزرگ ، درخشیده است . پس از این رو هم عنوان &amp;quot;بزرگ شیروان&amp;quot; تنها لایق اوست .&lt;br /&gt;وسعت اندیشه و خرد چه مرتبه ممتازی به شخصیتش بخشیده است . او برعکس بسیاری از ریش سفیدان صوفی مسلک ، اهل عمل است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o5XCOhU3I/AAAAAAAAABY/hJ0I-LgpJM0/s1600-h/217-4.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5438722567900844914" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o5XCOhU3I/AAAAAAAAABY/hJ0I-LgpJM0/s320/217-4.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 216px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;مردان عملگرایی همانند قهرمان ملی افغانستان &amp;quot;احمدشاه مسعود&amp;quot; دوستدار اندیشه های او بوده اند .&lt;br /&gt;و یا اهل قلم همانند بانو &amp;quot;فرزانه شیدا&amp;quot; که در شرایط اوج درد و بیماری ، از نوشتن کتاب یازده جلدی &amp;quot;بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ&amp;quot; غافل نشد و آن را به سرانجام رسانید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3p_buN3I/AAAAAAAAABI/IZjxj6wayrc/s1600-h/-+farzaneh+shida+1.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5438720694545168242" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3p_buN3I/AAAAAAAAABI/IZjxj6wayrc/s320/-+farzaneh+shida+1.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 211px; height: 269px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;با این که پزشکان نروژ به خاطر دردهای شدید عضلانی در دستهایش ، او را از نوشتن منع کرده بودند . اما او نمی توانست از وظیفه بزرگی که بر دوش داشت دست بکشد ، استقامت نمود و در همان شرایط یازده جلد کتاب خویش را که بررسی آرا و اندیشه های بزرگ شیروان است را به پایان رسانید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از سایت &lt;a href="http://bozorg-shirvan-orod-bozorg.blogspot.com/"&gt;بزرگ شیروان&lt;/a&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-933612344458598640?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/933612344458598640/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/933612344458598640'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/933612344458598640'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_16.html' title='بزرگ شیروان'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3CTPE8lI/AAAAAAAAAA4/cAxiB0F7mBM/s72-c/Rotation+of+GREAT+OROD+5-.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-1166283765425709504</id><published>2010-02-09T13:41:00.000-08:00</published><updated>2010-02-09T13:42:17.162-08:00</updated><title type='text'>جملات قصار از رادیو پیام</title><content type='html'>چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست .فردوسی خردمند&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آنکه تخم بدی را می فشاند ، بدون شک همۀ محصول آن را درو می کند . دموستن&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت . فردریش نیچه &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ، یا نافرمانی بیمار . زکریای رازی&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی انسانهای  فرهمند . ارد بزرگ&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; دو گوش داریم و فقط یک زبان، برای اینکه بیشتر بشنویم و کمتر بگوییم .  دیوژن &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; گذشت زمان آدمی را پیر نمی سازد، بلکه ترک آرمانها و کمال مطلوبهاست که ما را فرتوت و افتاده می کند . دوگلاس مک آرتور &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست . داوید هیوم&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد ؛ خنده می زند بر همهء نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک . فردریش نیچه &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; من اگر در بهشت باشم ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت بیرون می روم .  ژان روستان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.radiopayam.ir/show_note.php?nd=117"&gt;http://www.radiopayam.ir/show_note.php?nd=117&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-1166283765425709504?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/1166283765425709504/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_9474.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1166283765425709504'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1166283765425709504'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_9474.html' title='جملات قصار از رادیو پیام'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-4037119827644737024</id><published>2010-02-09T12:05:00.000-08:00</published><updated>2010-02-09T12:06:16.648-08:00</updated><title type='text'>رادیو پیام و سخنان بزرگان ابران و جهان</title><content type='html'>&lt;br /&gt;این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست . فردوسی خردمند&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می ارزد. ژرژ هربرت&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; تا بدبختی را نشناسیم هیچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختی را یاد نمی گیریم . داوید وایت&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم . ژوبرت&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند&lt;br /&gt; آدمی بهر تنها زیستن می باید یا حیوان باشد یا خدا. ارسطو می گوید: انگارهء سومی نیز هست بودن یکجای هر دوی آنان ... آن هم فیلسوف وار ..حقایق همه ساده اند. این نه مگر دروغی است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟ . فردریش نیچه &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند . فردریش نیچه &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است . کالوس کاستاندا&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است . ارد بزرگ&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد . فردوسی خردمند&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;    &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش محدود ما متوقف نمی شود . کاترین پندر &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.radiopayam.ir/show_note.php?nd=120"&gt;http://www.radiopayam.ir/show_note.php?nd=120&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-4037119827644737024?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/4037119827644737024/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_2769.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4037119827644737024'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4037119827644737024'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_2769.html' title='رادیو پیام و سخنان بزرگان ابران و جهان'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-7222053681773390106</id><published>2010-02-09T12:02:00.000-08:00</published><updated>2010-02-09T12:03:34.134-08:00</updated><title type='text'>سخن بزرگان از سایت رادیو پیام</title><content type='html'>برای هر کس زمان معینی وجود دارد که قابل انتقال نیست . کلود مونه&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; هنرمند، اشیا را با خورشیدی روشن می کند که از آن طبیعت نیست . دیده رو&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند . جبران خلیل جبران&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; پول با شادمانی کم داخل کیسه می شود ولی با غم زیاد از ان خارج می گردد . مولیر&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; دوستان برای نخجیر دشمنان چون تیر و پیکان اند.  بزرگمهر &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; تختخواب خطرناکترین جای دنیاست، چون صدی نود مردم در آن می‌میرند . مارک تواین&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; شوهر داروئی است که تمام دردهای دخترانرا علاج می کند . مولیر &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است . نادر شاه افشار&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است. مولیر &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; اگر به قلبت گوش کنی و مغزت را به کار اندازی، هیچ وقت اشتباه نمی کنی. برادلی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;http://www.radiopayam.ir/show_note.php?nd=123&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-7222053681773390106?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/7222053681773390106/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_7150.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/7222053681773390106'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/7222053681773390106'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_7150.html' title='سخن بزرگان از سایت رادیو پیام'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-4033182162358940117</id><published>2010-02-09T12:00:00.000-08:00</published><updated>2010-02-09T12:01:20.997-08:00</updated><title type='text'>سخن بزرگان از سایت رادیو پیام</title><content type='html'>امید دارویی است که شفا نمی دهد ، اما درد را قابل تحمل می کند . مارسل آشار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مال ، زنبوری است که اگر از نگه داری آن آگاه باشید عسل می دهد وگرنه نیش می زند و پرواز می کند . مارون &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است . نادر شاه افشار &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اگر به انسان ها شخصیت و فرصت ابراز عقیده بدهید، پاداش و امکان مشارکت بدهید، رشد خواهند کرد و اندیشه های ناب خود را بیرون خواهند ریخت . رابرت اسلاتر &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما اثر خواهند گذاشت .  ارد بزرگ &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; رقابت تا زمانی پسندیده است که کار را به حسادت نکشاند. رنه دکارت&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ابله همیشه به دنبال بزرگ تر از خود می گردد ، که او را تحسین کند. بوالو &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; معنی زندگی را در قدرت باید جستجو کرد ، هرلحظه از زندگی، ما باید هدف عالیتری داشته باشیم . ماکسیم گورکی &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; افسوس ... یگانه سؤالی که هیچکس نمی تواند پاسخی به آن بدهد این است ؛ سعادت چیست ؟ . برادلی&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;font size="4"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 204, 51);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 153, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 51, 204);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 255);"&gt;::***&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 102);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 153);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 153, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 204, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 255, 255);"&gt;::&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند . ارد بزرگ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع : &lt;a href="http://www.radiopayam.ir/show_note.php?nd=126"&gt;http://www.radiopayam.ir/show_note.php?nd=126&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-4033182162358940117?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/4033182162358940117/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_395.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4033182162358940117'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4033182162358940117'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_395.html' title='سخن بزرگان از سایت رادیو پیام'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-1179571964317003152</id><published>2010-02-09T04:52:00.000-08:00</published><updated>2010-02-09T04:53:24.896-08:00</updated><title type='text'>مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند</title><content type='html'>&lt;div id="postbody"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند، آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;برای اندازه گیری چندی(کمیت) و چونیِ(کیفیت) هر چیز، ابزار ویژه ای بایسته است.&lt;br /&gt;برای اندازه گیریِ &amp;quot;چندی&amp;quot; ها دو گونه ابزار شناخت داریم. ابزارهای چندیِ پیوسته و چندیِ گسسته&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابزارهای چندیِ پیوسته، آماره (رقم) ها را با خردیزه (اعشار)، پیوسته وار به سنجشگر خود نشان میدهد.&lt;br /&gt;ابزارهای چندیِ گسسته، آماره ها را گسسته وار بی خردیزه نمایش میدهد. چون 1 – 2 – 3 – 4 – 5&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اندازه گیری &amp;quot;چونی&amp;quot; ها از صفت های کیفی بهره برداری میشود همچون نشان دادن چونیِ چیزها با نشانه ی: خوب – میانه – بد؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمانروایان فرهمند تا پیش از آنکه به دام دیوانسالاری بیفتند، سخت در پی خرسندگردانی مردم خویشند. &lt;br /&gt;به فرمان یزدانِ پیروزگر / به داد و دهش تنگ بستم کمر&lt;br /&gt;چراکه فره ی آنها از میزان خرسندی زیردستانشان سرچشمه میگیرد. در این وینه، آنان با دید &amp;quot;چندی&amp;quot; نگر، افزایش میزان بهروزی مردم خویش، یا کم و کاستی آن را میسنجند. چنین سنجشی برآیند سالها نیک کرداری یا بدکنشی را آشکار میسازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با پیشرفت و فرگشتگی زیست کدیوری و ابزار آن، هاژمان و در پی آن شهریاری، نیازمند میشود تا پای دیوانسالاری را به زندگی روزمره ی باشندگان سرزمین خویش باز کند. دیوانسالاری یک بایستگی است و راهیست برگشت ناپذیر. دیوانسالاری ابزاریست برای دگردیسی &amp;quot;کار گروهی&amp;quot; به &amp;quot;کار هاژمانیِ&amp;quot; رایشمند و عقلانی. زیرا نیاز است تا همه ی تخشاییهای گروهی، در راستای هدفهای دیوانی به کار بیفتد.&lt;br /&gt;یکی از خویشکاری اداریِ دیوانیان، دادن گزارشهای روزمره به بالادستان و برخوردِ آماری آنها با واقعیت های روزمره است. دیوانیان بلند پایه با گردآوری و چکیده برداری از چنین گزارشهای روزمره ای، با پردازش آنها میتوانند راهگشای بسیاری از گره های دولت شوند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در پیشرفته ترین لایه های مدیریتی نوین جهان، چنین زنجیره ای اساس مند است (همچون سامانه های مدیریتیMIS TPS DSS KWS و ..). در زنجیره سنتی دیوانسالاری در ایران، بلندترین پایگاه مدیریتی دیوانی در دستان وزیر بزرگ یا رایزن شاه است. مینه ی &amp;quot;رازهای اداری&amp;quot; از نوآوریهای ویژه ی دیوانسالاریست. و نگاهبانی دیوانسالاری از هیچ چیز به اندازه ی نگاهبانی از پنهانکاری، پایورزانه نیست. نمونه ی چنین نگرایی در نگاهبانی از رازهای دیوانی را در دستگاه دیوانی داریوش هخامنشی و شاهان پس از وی میبینیم. همچنین دیوانسالاران در شاهنشاهی ساسانی دبیره ای ویژه ی خود داشتند که تنها دیوانیان میتوانستند آن را بخوانند، یا با آن بنویسند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آمارها، ابزارهایی دانشیک، برای دانشوران و خرده بینان هستند. دانشمندان، به شوند ویژه مندی(تخصص)شان نیاز دارند تا با مغز خویش به بررسیدن داده های پیوسته یا گسسته بپردازند و افزایش یا کاهش آنها را بسنجند. آنها آمارها را به نمودارها میکشند و درباره ی فراز و فرود آن روزها و سالها میپژوهند.&lt;br /&gt;به کمک چنین ابزاریست که دانشمندان میتوانند اساسمندی یا بی اساسی دیدمانهای خود را محک بزنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما مردم با آمارها هرگز سر و کار ندارند، گاهی حتا بدانها علاقه ای نیز ندارند، چراکه آنها با پوست و گوشت و استخوان خود می اندیشند نه تنها با مغز سر. . پویایی و گردش هاژه بر روی دوش آنها سنگینی میکند. آنها دگرگونیها را با همه ی هستی خویش درک میکنند، چراکه در رده نخست تلاشندگی در هاژه، با خود واقعیت ها سر و کار دارند، نه با گزیده ای از نشانه های به نمودار درآمده ی آن. از دیدگاه آنان دگرگونیها، &amp;quot;چندی&amp;quot; های بزرگی هستند که از سویی به سوی دیگر جابجا میشوند. در این میان برای چرتکه زدنهای خرده نگرانه جایی نمیماند. ازین رو آنها &lt;br /&gt;علاقه مندند تا دگرگونیها را با گزاره های آسانترِ خوب است؛ یا بد است به گفتار درآورند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;شوند دیگر بیعلاقگی مردم به گزارش های روزانه یا آمارها، این است که سَهِش(حس)های آدمی تنها توانایی فهمیدن دگرگونیهای بزرگ را دارد و از فهمیدن دگرگونیهای کوچک و پیوسته ناتوان است. حتا دانشمندانِ ویژه مند نیز تنها با کمک ابزارهای شناخت، میتوانند دگرگونیهای کوچک را بنگارند. زیرا سَهِشهای آدمی متغیرهای گسسته یا بهتر بگوییم وجه تفاوتها را بهتر میفهمد. او تفاوت روز و شب را از آن رو میداند، که &amp;quot;روشنایی&amp;quot; در یکی هست و در دیگری نیست. چنین انسانی بهروزی زندگانی خویش را با گزاره ی &amp;quot;خوب است&amp;quot;، &amp;quot;بد است&amp;quot; یا &amp;quot;میانه است&amp;quot; میسنجد.&lt;br /&gt;او بسته به میزان بهروزی زندگانی خویش،فرمانروایش را اینگونه به دیده می آورد: فرمانروایمان فرهمند است/نیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای نمونه در اساطیر ایران، در اندیشه ی مردم، پادشاهان تنها با کارهای نمایانشان چهره پردازی میشوند: &lt;br /&gt;فریدون فرخ -  تهمورث دیوبند - ضحاک ماردوش – نوذر بی دادگر – انوشیروان دادگر و .......&lt;br /&gt;و هرگز گفته نشده ضحاک به شوند خرده نیکیهایی که در روز و ماه و سالِ فلان کرده، مردی دادگر است یا به وارون. چهره پردازی فرمانروا در اندیشه ی مردم، برآیند سالها رویه ی او در زمینه بهروزی یا بدکنشی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما در فرآیند آمیزش دیوانسالاری با شاهنشاهی فرهمندِ سر تا پا اختیار ویژه، یکی از آن دو باید جایگاه &amp;quot;نخست زادگی&amp;quot; خویش را به دیگری واگذارد. این فرآیند در کشورهایی که فرمانروایی خودکامه دارند نسبت به کشورهایی که سامانه ی پادشاهی مشروطه دارند، دگرگونه روی میدهد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در سامانه ی پادشاهی مشروطه، اگر پادشاه با بزرگان کشور (که از جایگاه مهمی در تصمیم گیری برخوردارند) دیدگاهی یکسان داشته باشد، میتواند بیش از یک خودکامه بر انجام کارهای کشوری تاثیر بگذارد. او از راه انتقاد آشکار یا دست کم تا اندازه ای آشکار، میتواند اختیاراتِ ویژه مندان دیوانی را پایِش یا کرانمند سازد. &lt;br /&gt;گاهی پیش می آید که فرمانروا (بی گمان یک خودکامه) از دگرگون ساختن زندگی زیردستانش ناتوان است. چنین خودکامه ای در برابر داده ها و آگاهیهای برتر ویژه مندان دیوانسالاری ناتوان است. به گفته ی دیگر او از هر رهبر سیاسی دیگری ناتوانتر است، زیرا برای همه ی داده های خود وابسته به دیوانسالاری خواهد بود. فره او کاستی دارد. چنین شاهی برای پوشاندن کاستیهای فرهمندی خویش در سکانداری کشتی بهروزی آدمیان، دست به دامان دیوانسالاران میشود یا چه بهتر است بگوییم ابزار دست آنها میشود، دیوانسالاران نیز برای وی آمارهای ریز و درشت آماده میکنند تا او بتواند با پشت گرمی به آنها، در برابر اندیشه ی پرسشگر مردم، از کارایی و فرهمندی خویش نگاهبانی کند. فرمانروای نافرهمندی چون او، با درگیر کردن ذهن مردم در ریز و درشت سیاهه ی کارهای دولت، و با دادن گزارشهای روزمره ی گواهی دهنده ی پیشرفت هر روزه، میکوشد کاستی فره خود را با فریب زیردستان بپوشاند. اما مردم در پی گزارشهای روزمره ی او نیستند. خواست مردم از فرمانروایشان، بهروزی در زندگانی خویش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارد بزرگ میگوید: وقتی دیوانسالاران از نزدیکان فرمانروایان شدند دیگر امیدی به رشد کشور نیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دیدی دیگر، کشوری که فرمانروای آن به جای پذیرش کاستیها و نوساختاری، دست به کیبِش(تحریف) داده ها و واقعیتها بزند، هرگز نمیبالد. آشکارست که سرچشمه های زایایی و بالندگی، با گفتارهای دور از واقعیت، خروشان نمیشوند. ساختارهای چنین کشوری به جای بالندگی باد میکنند و در پایان در خود فرو می رُمبَند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یکی از هوشمندیهای فرهنگ ایران در این است که میزان کارایی و فرهمندی فرمانروا بسته به میزان روشنایی فره وی از تافتن [همی تافت زو فر کیان] تا کاستن [ازو کاست فر...] فرو میرود. در اندیشه ی ایرانی، گستره ی &amp;quot;روشنایی تا تاریکی&amp;quot; با گستره ی &amp;quot;نیکی تا بدی&amp;quot; همپوشانی دارد. به همین شوند، فرمانروا هر اندازه در کشورداری کوشاتر باشد، از دید مردم، روشن فره تر خواهد بود و هر اندازه بدکنش تر باشد تاریک فره تر خواهد گشت. چنین نشانه(شاخص) ای، با پیوند زدن اندیشه ی مردم با مینه های بدیهی (نیکی و روشنایی یا بدی و تاریکی) از اوفتادن اندیشه در چاه آمارهای دیوانی بی معنا (داده هایی بی هیچ معنی روشن و نیک یا تاریک و بد) جلوگیری میکند. &lt;br /&gt;از آنجا که فرهمندی فرمانروا بستگی نزدیکی با بهروزی زیردستان دارد، فرمانروایی که برای زیردستان بهروزی به ارمغان نیاورد، فره اش کاسته میشود چنین کسی را از دیدگاه فرهنگ ایرانی، میبایست &amp;quot;فرمانروای بد&amp;quot; نام نهاد. به گفته دیگر، در ذهن مردمانی که در اندیشه شان نیکی به روشنایی و بدی به تاریکی مانند است، نیازی نیست برای بهروزی یا بدروزی آدمیان، آمار آورد، چراکه هر کس میتواند به تنهایی با سنجیدن میزان بهروزی خویش و مانند کردن آن به نیکی و سپس روشنایی با همه ی هستی خویش، به همان آشکاری و بی پردگی که روشنایی را میفهمد، میزان کارایی فرمانروای فرای خویش را نیز بفهمد. از این رو &amp;quot;فره&amp;quot; را میتوان چون جنگ افزاری در برابر &amp;quot;فرمانروایی آمیخته با دروغ دیوانی&amp;quot; به کار برد. چرا که &amp;quot;فره&amp;quot; آمار و ارقام نمیشناسد؛ او را تنها با بهروزی مردمان سر و کار است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در اسطوره نیز شاید بتوانیم خودکامه ای گرفتار در چنگال دیوسالاری و دیوانسالاری را بیابیم. کسی که میکوشد تاریکی فره ی خویش را با دروغ نوشتار دیوانی پالایش دهد&lt;br /&gt;ضحاک ماردوش پس از سالها بیدادگری هنگامی که زمزمه ی سرنگونی خویش را میشنود تلاش میکند تا با نوشتن گواهینامه ای به دست بزرگان، فره اش را در اندیشه ی مردم روشنایی بخشد.&lt;br /&gt;یکی محضر اکنون بباید نوشت / که «جز تخم نیکی سپهبد نَکِشت&lt;br /&gt;نگوید سخن جز همه راستی / نخواهد به داد اندرون کاستی»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و همگان ناچار از ترس وی به پذیرش آن تن در میدهند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز بیم سپهبد همه راستان / بدان کار گشتند همداستان&lt;br /&gt;در آن محضرِ اژدها ناگزیر / گواهی نوشتند برنا و پیر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما کاوه با کمک ابزار فرهنگ ایرانی به روشنی در می یابد که ضحاک هرگز گامی در بهروزی آدمیان برنداشته و این گواهینامه چیزی مگر فریب نیست و هرگز با واقعیت همپوشانی نمیکند. ازین رو:&lt;br /&gt;خروشید و برجست لرزان ز جای / بدرید و بسپرد محضر به پای&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما به وارون آنچه گفته شد، در فرهنگ ایران، شاهانی با فرهمندی ناب، چنانچه کارهای بزرگی نیز کرده باشند، میکوشند تا با بازگو نکردن آن، همگان را بر خود بدگمان نسازند.&lt;br /&gt;«داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا و خودم بسیار [چیزهای] دیگر کرده شد [که] آن در این نبشته، نوشته نشده است. به آن جهت نوشته نشد، مبادا آنکس که از این پس نوشته را بخواند آنچه به دست من کرده شد، در دیده ی او بسیار آید [و] این او را باور نیاید، دروغ بپندارد (بند 8 از ستون 4 سنگنبشته ی داریوش در بیستون)»&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نویسنده : مسعود اسپنتمان&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-1179571964317003152?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/1179571964317003152/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_6232.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1179571964317003152'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1179571964317003152'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_6232.html' title='مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-1237013855847959927</id><published>2010-02-09T03:57:00.000-08:00</published><updated>2010-02-09T03:58:02.820-08:00</updated><title type='text'>داستانهای کوتاه</title><content type='html'>&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/117/%d9%85%d8%b9%d8%a8%d8%af_%d8%b4%db%8c%d9%88%d8%a7"&gt;معبد شیوا&lt;/a&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177648 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177574 --&gt;      &lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/116/%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%ae%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d9%85"&gt;تفسیرهای خاخام&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177574 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177568 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/115/%d8%ae%d8%af%d8%a7_%d9%88_%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9"&gt;خدا و کودک&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177568 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177560 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/114/%d9%85%d9%88%d8%b1%da%86%d9%87"&gt;مورچه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177560 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177547 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/113/%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%85_%d8%a7%d8%b2_%d8%b3%db%8c%d8%b2%d8%af%d9%87_%d8%a8%d9%87_%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88%d9%86"&gt;اینم از سیزده به درشون....&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177547 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177534 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/112/%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%a7"&gt;رویاها&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177534 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177527 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/111/%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa%e2%80%8c_%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7%db%8c%e2%80%8c_%d9%be%d9%86%d8%ac%e2%80%8c_%d8%b4%d9%84%d9%85%da%86%d9%87"&gt;عملیات‌ کربلای‌ پنج‌ شلمچه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177527 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175913 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/110/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%b3%d9%87"&gt;وسوسه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175913 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175875 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/109/%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c_%d9%85%d8%b1%d8%af_%d8%ae%d8%a8%db%8c%d8%ab"&gt;ماجرای مرد خبیث&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175875 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175872 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/108/%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%a9_%d9%88_%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87_%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85%db%8c"&gt;ارشک و رودخانه مردمی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175872 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175861 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/107/%d8%af%d8%b1%d8%b3%db%8c_%d8%a7%d8%b2_%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85_%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c"&gt;درسی از ابومسلم خراسانی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175861 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175857 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/106/%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%be%db%8c_%d9%88_%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8_%d8%a7%d8%b2_%d9%be%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88_%da%a9%d9%88%d8%a6%db%8c%d9%84%d9%88"&gt;روسپی و راهب از پائولو کوئیلو&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175857 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175848 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/105/%d8%b1%d8%a7%d9%87_%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa_%d8%a7%d8%b2_%d9%be%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88_%da%a9%d9%88%d8%a6%db%8c%d9%84%d9%88"&gt;راه بهشت از پائولو کوئیلو&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175848 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175842 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/104/%d8%af%d9%84%d9%85%d8%b4%d8%ba%d9%88%d9%84%db%8c_%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%b4%d8%a7%d9%87_%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86_%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86"&gt;دلمشغولی های شاه سلطان حسین&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175842 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175837 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/103/%d8%ae%d8%b4%d9%85_%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c_%db%8c%d8%b2%d8%af"&gt;خشم فرمانروای یزد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175837 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175800 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/102/%da%a9%d9%88%d8%b2%d9%87_%d8%aa%d8%b1%da%a9_%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87"&gt;کوزه ترک خورده&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175800 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175798 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/101/%d8%b3%d9%81%d8%b1_%d9%87%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af_%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87"&gt;سفر هفتاد ساله&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175798 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175794 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/100/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%86_%d8%b1%d9%88%d8%ad"&gt;ساختن روح&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175794 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175791 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/99/%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c_%d8%af%d8%b1_%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c_%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa"&gt;شادی در تنهایی نیست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175791 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175787 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/98/%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%aa%d9%86%db%8c_%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%be%d8%aa"&gt;فروتنی فریاپت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175787 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175713 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/97/%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86_%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%a2%d8%af%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c_%da%a9%d9%88%da%86%da%a9"&gt;قهرمان های آدمهای کوچک&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175713 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175710 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/96/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c_%d8%a8%d8%b1_%d8%b1%d9%88%db%8c_%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1"&gt;میخهایی بر روی دیوار&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175710 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175709 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/95/%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b2%db%8c%d8%af_%d8%aa%d8%a7_%d8%a8%d9%87_%d8%b4%d9%85%d8%a7_%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af"&gt;عشق بورزید تا به شما عشق بورزند&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175709 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175702 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/94/%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%b1"&gt;مزدور&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175702 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175692 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/93/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%aa_%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c_%da%a9%d8%a7%d9%81%db%8c_%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%85%21%21%21"&gt;برایت ارزوی کافی میکنم!!!&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175692 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175672 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/92/%d9%86%d8%a7_%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c_%d8%ae%d8%b1%d8%af%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86_%d8%b1%d8%a7_%d9%87%d9%85_%d8%a8%d9%87_%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86_%d9%85%db%8c_%d8%b2%d9%86%d8%af"&gt;نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175672 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175668 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/91/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4_%d8%b1%d8%a7_%d8%a8%d9%87_%d8%a2%d8%aa%d8%b4_%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af"&gt;لیلی، خودش را به آتش کشید&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175668 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175666 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/90/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d8%aa%d8%b4%d9%86%d9%87_%d8%aa%d8%b1_%d8%b4%d8%af"&gt;لیلی، تشنه تر شد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175666 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175663 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/89/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87_%d8%ae%d8%af%d8%a7"&gt;لیلی، پروانه خدا&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175663 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175660 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/88/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d9%86%d8%a7%d9%85_%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1_%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c"&gt;لیلی، نام دیگر آزادی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175660 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175656 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/87/%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af_%d9%88_%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c_%d8%ae%d8%b1%d8%af"&gt;وجود و دریای خرد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175656 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175654 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/86/%d8%a2%db%8c%d8%a7_%d8%aa%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b1_%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae_%d9%85%d9%85%da%a9%d9%86_%d8%a7%d8%b3%d8%aa"&gt;آیا تکرار تاریخ ممکن است&lt;/a&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/85/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86_%d8%a7%d8%b3%d8%aa"&gt;لیلی، رفتن است&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175652 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175650 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/84/%d8%a2%db%8c%d8%a7_%d8%af%d8%b1_%d9%be%d8%b3_%d9%85%d8%b1%da%af_%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c_%d8%b3%d8%aa"&gt;آیا در پس مرگ زندگی ست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175650 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175645 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/83/%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86_%d8%a7%d8%b2_%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1_%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c_%d9%85%db%8c_%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d8%af"&gt;شیطان از انتشار لیلی می ترسد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175645 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175641 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/82/%d8%a7%d8%b3%d8%a8_%d8%b3%d8%b1%da%a9%d8%b4_%d8%af%d8%b1_%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87_%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c"&gt;اسب سرکش در سینه لیلی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175641 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175637 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/81/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d8%b2%db%8c%d8%b1_%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa_%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b1"&gt;لیلی، زیر درخت انار&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175637 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175634 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/80/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d9%86%d8%a7%d9%85_%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85_%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86_%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86_%d8%a7%d8%b3%d8%aa"&gt;لیلی، نام تمام دختران زمین است&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175634 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175632 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/79/%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85_%d8%a8%d9%87_%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86"&gt;احترام به شایستگان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175632 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175627 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/78/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%b2_%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa"&gt;جواز بهشت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175627 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175623 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/77/%d8%b3%d9%85"&gt;سم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175623 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175615 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/76/%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86_%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%82%d8%aa_%d8%b9%d8%b4%d9%82"&gt;نشان لیاقت عشق&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175615 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175613 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/75/%d8%aa%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%82_%d8%ae%d9%88%d9%86"&gt;تزریق خون&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175613 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175611 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/74/%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa_%d8%af%d8%b1_%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87_%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c_%21"&gt;امنیت در دستگاه دیوانی !&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175611 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175603 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/73/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af_%d8%8c_%d8%ae%d9%88%d8%af_%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%b3%d8%aa"&gt;امید ، خود زندگیست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175603 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175601 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/72/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85_%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%81%d8%aa%da%86%db%8c"&gt;خانم نظافتچی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175601 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175598 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/71/%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85_%d9%85%d9%87%d9%85"&gt;تصمیم مهم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175598 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175595 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/70/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86_%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d9%87_%d8%a8%d9%88%d8%af"&gt;آخرین ضربه بود&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175595 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175589 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/69/%d8%ac%d9%86%da%af_%d8%ae%d9%88%d8%a8_%d8%a7%d8%b3%d8%aa_%db%8c%d8%a7_%d8%a8%d8%af_%d8%9f"&gt;جنگ خوب است یا بد ؟&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175589 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175588 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/68/%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85_%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a8%d9%87_%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86"&gt;سرانجام عشق به ایران&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175588 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175583 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/67/%d8%b2%db%8c%d8%b1_%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87_%d9%87%d8%a7%db%8c_%d9%84%d8%ba%d8%b2%d8%a7%d9%86_%d8%a8%d8%b1%d9%81"&gt;زیر سایه های لغزان برف&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175583 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175580 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/66/%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%aa_%d8%b1%d8%a7_%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87_%d9%85%db%8c_%da%a9%d9%86%d9%85"&gt;ساعت را نگاه می کنم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175580 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175578 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/65/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%b4_%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af_%d9%88_%d8%ae%d9%86%da%a9_%d9%85%d8%b9%d8%b4%d9%88%d9%82"&gt;درخشش سپید و خنک معشوق&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175578 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175575 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/64/%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87_%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87_%d8%a7%d8%b2_%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7_%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c"&gt;شانه خودخواه از زیبا تبریزی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175575 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175560 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/63/%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa_%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8_%db%8c%da%a9_%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9"&gt;قدرت عجیب یک کودک&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175560 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175533 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/62/%d8%b3%d9%86%da%af%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4"&gt;سنگتراش&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175533 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175529 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/61/%d9%82%d9%84%d8%a8_%d8%ac%d8%ba%d8%af_%d9%be%db%8c%d8%b1_%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa"&gt;قلب جغد پیر شکست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175529 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175528 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/60/%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86_%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa"&gt;بزرگترین حکمت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175528 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175517 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/59/%d8%ae%d9%88%d9%84%db%8c_%d9%88_%d8%ae%d8%b1_%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%af"&gt;خولی و خر نامرد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175517 --&gt;     &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174927 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/58/%d8%a8%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c_%da%a9%d9%87_%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85_%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c_%d8%a8%d8%b1_%d8%b3%d8%b1_%da%a9%d9%85%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85_%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af_%21"&gt;بلایی که ابومسلم خراسانی بر سر کمونیسم آورد !&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174927 --&gt;     &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174806 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/57/%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85%db%8c%22_%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81_%d9%85%db%8c_%da%a9%d9%86%d8%af_%3a"&gt;کاریمی&amp;quot; تعریف می کند :&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174806 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174663 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/56/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%db%8c_%d8%a8%d8%a7_%d9%be%d8%a7%db%8c_%d8%a8%d8%b1%d9%87%d9%86%d9%87"&gt;کودکی با پای برهنه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/55/%d8%b4%d8%ac%d8%a7%d8%b9%d8%aa_%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87_%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86_%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c_%d8%a7%d9%85_%d8%b1%d8%a7_%d9%87%d9%85_%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85"&gt;شجاعت ادامه دادن زندگی ام را هم دارم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174661 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174658 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/54/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9_%d9%be%d8%b4%d8%aa_%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87_%d8%a7%d8%b2_%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82_%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%aa"&gt;عروسک پشت پرده از صادق هدایت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174658 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174640 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/53/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86_%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%8c_%da%a9%d9%87_%d8%af%db%8c%d8%af%d9%85%d8%b4"&gt;آخرین باری که دیدمش&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174640 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174633 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/52/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c_%da%a9%d9%87_%d9%81%d9%82%d8%b7_%d9%85%db%8c_%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa_%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%d8%af_%d8%b3%db%8c%d8%a8"&gt;مردی که فقط می خواست بگوید سیب&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174633 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174625 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/51/%da%af%d9%84_%d8%b3%d8%b1%d8%ae%db%8c_%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c_%d9%85%d8%ad%d8%a8%d9%88%d8%a8%d9%85"&gt;گل سرخی برای محبوبم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174625 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174622 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/50/%da%86%d9%86%d8%af_%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87_%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%88_%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%ac%d8%a7_%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af"&gt;چند لحظه خودتونو اونجا ببینید..&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174622 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174617 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/49/%d8%b9%d9%82%d8%a7%d8%a8"&gt;عقاب&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174617 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174608 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/48/%d9%81%d9%82%d8%b1"&gt;فقر&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174608 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174606 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/47/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa_%d8%ae%d8%af%d8%a7"&gt;حکمت خدا&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174606 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174600 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/46/%d9%86%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7_%d9%88_%d9%85%d8%a7%d9%87"&gt;نابینا و ماه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174600 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174599 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/45/%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa_%d9%88_%d8%ac%d9%87%d9%86%d9%85"&gt;بهشت و جهنم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174599 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174594 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/44/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af_%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa_%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87_%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa"&gt;ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174594 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174590 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/43/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9"&gt;عروسک&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174590 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174586 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/42/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa"&gt;شکلات&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174586 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174584 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/41/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87_%d8%b1%d9%88%db%8c_%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1"&gt;نوشته روی دیوار&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174584 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174560 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/40/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87_%d8%b1%d9%88%db%8c_%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1"&gt;نوشته روی دیوار&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174560 --&gt;    &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174552 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/39/%d8%af%d9%84%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c_%d9%be%db%8c%d8%b4_%d8%a7%d8%b2_%d9%85%d8%b1%da%af"&gt;دلربایی پیش از مرگ&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174552 --&gt;    &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174546 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/38/%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86"&gt;ایمان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174546 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174545 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/37/%d8%af%d9%88_%da%a9%d9%88%d8%b2%d9%87"&gt;دو کوزه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174545 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174541 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/36/%d9%81%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c_%d9%be%db%8c%d8%b1%db%8c"&gt;فرزانگی پیری&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174541 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174536 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/35/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d8%b3"&gt;پارمیس&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174536 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174535 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/34/%d8%b4%d8%a8%db%8c_%d8%b1%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86"&gt;شبی راه‌زنان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174535 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174515 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/33/%da%a9%d9%85%da%a9_%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%db%8c_%d8%b4%d8%a7%d9%87_%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86_%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86_%d8%a8%d9%87_%d8%b3%db%8c%d9%84_%d8%b2%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86"&gt;کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174515 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174511 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/32/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d8%a7%d8%b1%db%8c"&gt;یادگـــــاری&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174511 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/31/%d8%b7%d8%b9%d9%85_%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a8%d9%87_%d9%85%db%8c%d9%87%d9%86"&gt;طعم عشق به میهن&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/30/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88_%d8%a8%d8%a7_%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86"&gt;گفتگو با کودکان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/29/%d8%b1%d8%a7%d9%87_%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa"&gt;راه بهشت&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;    &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4166996 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4166985 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/28/%da%af%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87_%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c_%d8%a7%d8%b2_%d8%af%d8%a7%da%a9%d8%aa%d8%b1_%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%85_%d8%b9%d8%ab%d9%85%d8%a7%d9%86"&gt;گهواره خالی از داکتر اکرم عثمان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;    &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4166985 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4166976 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/27/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88_%d8%a8%d8%a7_%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86_%d8%a7%d8%b2_%db%8c%d8%a7%d8%b3%d9%85%db%8c%d9%86_%d8%a2%d8%aa%d8%b4%db%8c"&gt;گفتگو با کودکان از یاسمین آتشی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;    &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4166976 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4166975 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/26/%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a7%d8%b2_%d8%af%d8%a7%da%a9%d8%aa%d8%b1_%d8%b4_%d9%be%d8%b1%d8%aa%d9%88"&gt;بهای عشق از داکتر ش. پرتو&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;    &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4166975 --&gt;        &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2709253 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/24/%d8%a8%d8%b4%d9%80%d9%86%d9%88_%d8%a7%d8%b2_%d9%86%db%8c_%da%86%d9%88%d9%86_%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%aa_%d9%85%db%8c_%da%a9%d9%86%d8%af_%d8%a7%d8%b2_%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%85_%d8%b9%d8%ab%d9%85%d8%a7%d9%86"&gt;بشـنو از نی چون حکایت می کند از اکرم عثمان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2664578 --&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/23/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c_%d8%a7%d8%b2_%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa_%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86"&gt;داستانی از حضرت سلیمان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2664573 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/22/%d9%be%d9%87%d9%80%d9%84%d9%88%db%8c_%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%aa"&gt;پهـلوی تابوت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/21/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af_%da%a9%d8%b3%db%8c_%d8%b1%d8%a7_%d9%86%d8%a7_%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af_%d9%86%da%a9%d9%86"&gt;امید کسی را نا امید نکن&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2664558 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/20/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87_%d9%87%d9%86%d8%af%db%8c"&gt;افسانه هندی&lt;/a&gt; &lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/19/%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86_%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87_%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86"&gt;مهمترین پشتوانه فرمانروایان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/18/%d8%a8%d8%aa%db%8c_%da%a9%d9%87_%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa"&gt;بتی که شکست&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/17/%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85_%d9%88_%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c_%da%a9%d9%88%da%86%da%a9%d8%b4_%d8%a7%d8%b2_%d9%82%d8%a7%d8%af%d8%b1_%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c"&gt;پدرم و رادیوی کوچکش از قادر مرادی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2241141 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/16/%d8%a2%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%87_%d9%86%d8%a7%d9%85_%d8%b1%d9%88%d8%af%da%a9%db%8c"&gt;آوازه نام رودکی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/15/%d8%b2%d9%86_%d8%ad%d8%a7%d9%85%d9%84%d9%87_%d8%b1%d9%88%db%8c_%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa_%d8%a7%d8%b2_%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2_%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%b6%d8%af%db%8c"&gt;زن حامله روی درخت از عزیز معتضدی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/14/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86_%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87_%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d9%88_%d8%a7%d8%b2_%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2_%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%b6%d8%af%db%8c"&gt;داستان کوتاه پرستـــــو از عزیز معتضدی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-1237013855847959927?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/1237013855847959927/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_09.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1237013855847959927'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1237013855847959927'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_09.html' title='داستانهای کوتاه'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-199871225285242368</id><published>2010-02-04T20:14:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T20:15:23.333-08:00</updated><title type='text'>طعم عشق به میهن</title><content type='html'>&lt;br /&gt;  &lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt; &lt;div style="border: 0pt none ; text-align: right;" class="menutopimage2"&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;img hspace="0" height="521" border="0" width="400" vspace="0" alt=" میترادات دختر مهرداد پادشاه اشکانی - mitradat" src="http://kherad.parsweblog.com/files/2009/10/mitradat.jpg" title="mitradat" class="alignnone size-full wp-image-115" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;/div&gt; &lt;/div&gt; &lt;/div&gt; &lt;p&gt;میترادات دختر مهرداد پادشاه اشکانی خواب دید ماری سیاه به شهر حمله نموده سربازان مار را به بند کشیدند و چون پدرش آن مار زشت را بدید دست او را گرفته و به مار پیشکش کرد مار بدورش پیچید و او را با خود از شهر ببرد چون از شهر دور شدند ماری دیگر بر سر راه آنها سبز شد و بدین طریق میترادات از مهلکه گریخت به سوی شهر خویش باز گشت مردم شادی می کردند و نوازندگان می نواختند او هم شاد شد اما همه چیز برایش غریبه و نا آشنا بود چون بر لب جوی آبی نشست موهای خویش را خاکستری دید زنی کامل در آب دیده می شد از ترس از خواب پرید و ساعتها بر خود لرزید . میترادات در آن هنگام تنها 14 سال داشت . چند سال گذشت در پایان جنگ ایران سلوکیان (جانشینان اسکندر) فرمانروای آنها اسیر شده و به ایران آوردنش .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن شب در زیر نور مهتاب مهرداد به دخترش میترادات گفت ای عزیزتر از جان می خواهم همسر دمتریوس فرمانروای اسیر شده سلوکیان شوی . رایزاننم می گویند اگر دمتریوس را عزیز داریم در آینده او دودمان سلوکیان را تضعیف خواهد کرد و در نهایت ما می توانیم برای همیشه آنها را نابود کنیم و تو می دانی آنها چقدر از ایرانیان را کشته اند آیا قبول می کنی همسر او شوی ؟ دختر به پدر نگاهی کرد و خوابش را بیاد آورد .&lt;br /&gt;در دل گفت آه ای پدر ، آه ای پدر من این مار را قبلا در خواب دیده ام و می دانم کی باز خواهم گشت زمانی که دیگر نیمی از موهایم سفید شده اما بخاطر ایران و شادی مردمم خواهم رفت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرش را پایین انداخت و گفت پدر هر چه شما تصمیم بگیرید همان می کنم پادشاه ایران دخترش را در آغوش گرفته موی سر او را بوسید و گفت دخترم می دانی که چقدر دوستت دارم .&lt;br /&gt;میترادات در دل می دانست آغوش مار در انتظار اوست اما صدای شادی ایرانیان آرام ش می کرد همچون آرامش آغوش پدر ، و آرام گریست .&lt;br /&gt;اندیشمند میهن دوست کشورمان ارد بزرگ می گوید : گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید بوی خوش فرزندانی را می دهند که عاشقانه برای رهایی و سرفرازی نام ایران فدا شدند .&lt;br /&gt;سالها گذشت میترادات که به ایران باز گشت همه چیز همانگونه بود که در خواب دیده بود بر لب همان جوی آب نشست خود را در آن دید اشکهایش با آب جوی در هم آمیخت و طعم میهن پرستی را برای روح و جان ایرانیان به یادگار گذاشت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt; &lt;a target="_blank" href="http://yasamin-atashi.blogspot.com/" title="یاسمین آتشی"&gt;یاسمین آتشی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;داستان کوتاه :&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/31/"&gt;http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/31/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-199871225285242368?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/199871225285242368/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_5994.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/199871225285242368'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/199871225285242368'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_5994.html' title='طعم عشق به میهن'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-1853398028918035937</id><published>2010-02-04T20:01:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T20:02:25.668-08:00</updated><title type='text'>آوازه نام رودکی</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif; font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img hspace="-1" border="0" vspace="-1" alt="آرامگاه رودکی" src="http://kherad.parsweblog.com/files/2009/11/rudaki.jpg" /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: right;"&gt;گفته می شود رودکی در نوجوانی رقیبی در پای درس استاد ابوالعنک بختیاری داشت او همچون رودکی خوب می نواخت و صدای گرمی داشت . و شعر هم می سرود&lt;br /&gt;سالها بعد رقیب رودکی مطرب دوره گرد ناشناسی بود و رودکی در دربار نصربن احمد سامانی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از دوستان قدیمی آن دو از رودکی علت این امر را جویا شد رودکی گفت آن دوست دل در هوای عشوه زنان و پستوی خانه داشت من در هوای ایران و تاریخ آن . و اینچنین است که متفکری همچون ارد بزرگ می گوید : (( هنرمندی که آرمانی بزرگ در سر ندارد جز پلشتی چیزی نمی آفریند )) .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احترامی که رودکی به تاریخ و فرهنگ کشور خویش می گذاشت نام او را ماندگار نمود .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt; &lt;a target="_blank" href="http://yasamin-atashi.blogspot.com/" title="یاسمین آتشی"&gt;یاسمین آتشی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;منبع : &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/16/"&gt;http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/16/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-1853398028918035937?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/1853398028918035937/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_8646.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1853398028918035937'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1853398028918035937'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_8646.html' title='آوازه نام رودکی'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-5034409105352625356</id><published>2010-02-04T18:37:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T18:38:27.518-08:00</updated><title type='text'>سخنانی زیبا از بزرگان</title><content type='html'>آنکه بر کردار خویش فرمانروایی کرد و دلیرانه بسوی راه های نارفته رفت بی گمان آموزگار آیندگان خواهد شد . ارد بزرگ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است.گوته   &lt;p&gt;&lt;img hspace="0" border="0" align="baseline" src="http://roze-abi.persiangig.com/image/bluerose.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شانس هرگز کافی نیست . اندرو متیوس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است.لارو شفوکو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تاریخ جهان ، هر لحظه عظیم و تعیین کننده ، پیروزی نوعی عشق است.امرسون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موفقیت ، یک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ریختن . توماس ادیسون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم . هولمز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدمی تنها زمانی دربند رویدادهای روزمره نخواهد شد که در اندیشه ایی فراتر از آنها در حال پرواز باشد . ارد بزرگ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما این توان را دارید که زندگانی ای سرشار از عشق و رضایت بیافرینید . باربارا دی آنجلیس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت. موریس مترلینگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستی با رنج ها و درد ها مانند دوستی با دشمن ستیزه جو ست ، باید بر ناراستی ها تاخت که این تنها راه ماندگاریست . ارد بزرگ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر گاه تصمیم شایسته ای گرفتید ، آنرا رها نکنید. آنتونی رابینز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچه موانع جدی تر و سخت تر باشد ، لذت تلاش وپیروزی بیشتر است. باترووت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بداندیش همیشه ، کارش گره  می خورد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلاش برای خشنود سازی همه آدم ها ، کلید همه شکست هاست. بیل گازبی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;img hspace="0" border="0" align="baseline" src="http://majid6064.persiangig.com/image/F103.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماخذ :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.shadi1374.blogfa.com/post-1.aspx"&gt; http://www.shadi1374.blogfa.com/post-1.aspx&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-5034409105352625356?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/5034409105352625356/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_7359.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/5034409105352625356'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/5034409105352625356'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_7359.html' title='سخنانی زیبا از بزرگان'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-1109173206249841749</id><published>2010-02-04T18:33:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T18:34:52.331-08:00</updated><title type='text'>جملات قصار حکیمانه</title><content type='html'>تنها زمانی می توانید چیزی را که ریشه های عمیق در فرهنگ شما دارد به وضوح ببینید که آن چیز در کار دور شدن از شما و فرو رفتن در دور دست باشد . جی.هیلیس میلر &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; هنگامی که ضرورت ندارد ، کمال گرا نباشید ، پیش از شروع کار ، لازم نیست تمام جزئیات فرعی کامل و بی عیب و نقص باشد . برایان تریسی&lt;br /&gt;        &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; خوشا به حال پیمان منشانی که وجودشان به پیرایه پاکی و شرم آراسته شده . بزرگمهر &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت .  ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://funday.ir/article4903.html"&gt;http://funday.ir/article4903.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-1109173206249841749?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/1109173206249841749/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_2851.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1109173206249841749'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1109173206249841749'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_2851.html' title='جملات قصار حکیمانه'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-5147921230698028059</id><published>2010-02-04T18:26:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T18:27:26.844-08:00</updated><title type='text'>حکیمانه</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم ، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم . مارکوس گداویر&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span class="alignright"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u3:WordDocument&gt;    &lt;u3:View&gt;Normal&lt;/u3:View&gt;    &lt;u3:Zoom&gt;0&lt;/u3:Zoom&gt;    &lt;u3:PunctuationKerning/&gt;    &lt;u3:ValidateAgainstSchemas/&gt;    &lt;u3:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/u3:SaveIfXMLInvalid&gt;    &lt;u3:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/u3:IgnoreMixedContent&gt;    &lt;u3:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/u3:AlwaysShowPlaceholderText&gt;    &lt;u3:Compatibility&gt;     &lt;u3:BreakWrappedTables/&gt;     &lt;u3:SnapToGridInCell/&gt;     &lt;u3:WrapTextWithPunct/&gt;     &lt;u3:UseAsianBreakRules/&gt;     &lt;u3:DontGrowAutofit/&gt;    &lt;/u3:Compatibility&gt;    &lt;u3:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/u3:BrowserLevel&gt;   &lt;/u3:WordDocument&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u4:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"&gt;  &lt;/u4:LatentStyles&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u5:shapedefaults u6:ext="edit" spidmax="1026"/&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u7:shapelayout u8:ext="edit"&gt;    &lt;u7:idmap u8:ext="edit" data="1"/&gt;   &lt;/u7:shapelayout&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;زندگی جدولی هست که جایزه ی پر کردن خانه های آن مرگ است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;آتش خشم را با آب سکوت خاموش کن&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;هنگامی که می خواهی وظیفه و بایسته خویش را انجام دهی از کسی فرمان نگیر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; &lt;span lang="AR-SA"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u9:WordDocument&gt;    &lt;u9:View&gt;Normal&lt;/u9:View&gt;    &lt;u9:Zoom&gt;0&lt;/u9:Zoom&gt;    &lt;u9:PunctuationKerning/&gt;    &lt;u9:ValidateAgainstSchemas/&gt;    &lt;u9:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/u9:SaveIfXMLInvalid&gt;    &lt;u9:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/u9:IgnoreMixedContent&gt;    &lt;u9:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/u9:AlwaysShowPlaceholderText&gt;    &lt;u9:Compatibility&gt;     &lt;u9:BreakWrappedTables/&gt;     &lt;u9:SnapToGridInCell/&gt;     &lt;u9:WrapTextWithPunct/&gt;     &lt;u9:UseAsianBreakRules/&gt;     &lt;u9:DontGrowAutofit/&gt;    &lt;/u9:Compatibility&gt;    &lt;u9:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/u9:BrowserLevel&gt;   &lt;/u9:WordDocument&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u10:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"&gt;  &lt;/u10:LatentStyles&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u11:WordDocument&gt;    &lt;u11:View&gt;Normal&lt;/u11:View&gt;    &lt;u11:Zoom&gt;0&lt;/u11:Zoom&gt;    &lt;u11:PunctuationKerning/&gt;    &lt;u11:ValidateAgainstSchemas/&gt;    &lt;u11:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/u11:SaveIfXMLInvalid&gt;    &lt;u11:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/u11:IgnoreMixedContent&gt;    &lt;u11:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/u11:AlwaysShowPlaceholderText&gt;    &lt;u11:Compatibility&gt;     &lt;u11:BreakWrappedTables/&gt;     &lt;u11:SnapToGridInCell/&gt;     &lt;u11:WrapTextWithPunct/&gt;     &lt;u11:UseAsianBreakRules/&gt;     &lt;u11:DontGrowAutofit/&gt;    &lt;/u11:Compatibility&gt;    &lt;u11:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/u11:BrowserLevel&gt;   &lt;/u11:WordDocument&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u12:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"&gt;  &lt;/u12:LatentStyles&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;هر گاه تصمیم شایسته ای گرفتید ، آنرا رها نکنید. آنتونی رابینز&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;هر کاری انجام می دهید آن را با تعهد انجام دهید . باربارا دی آنجلیس&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;انسان خوشبخت آن کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت بعلت وقوع آن تلقی وقبول نماید . مترلینگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است . موریس مترلینگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;گر همه آرزوها برآورده می شد ، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد. یونسکو&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;معاشرت بر دانائی می افزاید ولی تنهائی مکتب نبوغ است. گیبون&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ریشه رشد تبهکاری در امنیت بزهکار است&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u13:WordDocument&gt;    &lt;u13:View&gt;Normal&lt;/u13:View&gt;    &lt;u13:Zoom&gt;0&lt;/u13:Zoom&gt;    &lt;u13:PunctuationKerning/&gt;    &lt;u13:ValidateAgainstSchemas/&gt;    &lt;u13:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/u13:SaveIfXMLInvalid&gt;    &lt;u13:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/u13:IgnoreMixedContent&gt;    &lt;u13:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/u13:AlwaysShowPlaceholderText&gt;    &lt;u13:Compatibility&gt;     &lt;u13:BreakWrappedTables/&gt;     &lt;u13:SnapToGridInCell/&gt;     &lt;u13:WrapTextWithPunct/&gt;     &lt;u13:UseAsianBreakRules/&gt;     &lt;u13:DontGrowAutofit/&gt;    &lt;/u13:Compatibility&gt;    &lt;u13:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/u13:BrowserLevel&gt;   &lt;/u13:WordDocument&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u14:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"&gt;  &lt;/u14:LatentStyles&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u15:shapedefaults u16:ext="edit" spidmax="1026"/&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u17:shapelayout u18:ext="edit"&gt;    &lt;u17:idmap u18:ext="edit" data="1"/&gt;   &lt;/u17:shapelayout&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;از هر فرصتی که زندگی در اختیارت می گذارد استفاده کن چون اگر از دست بروند مدت ها طول می کشد تا دوباره به دست &lt;a name="OLE_LINK9"&gt;ایند&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 0);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;تن پوشی زیباتر از سرشت و گفتار نیکو سراغ ندارم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; . &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;اندرز جوان ، باید کوتاه ، تازه و داستان وار باشد&amp;quot; اُرد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u19:WordDocument&gt;    &lt;u19:View&gt;Normal&lt;/u19:View&gt;    &lt;u19:Zoom&gt;0&lt;/u19:Zoom&gt;    &lt;u19:PunctuationKerning/&gt;    &lt;u19:ValidateAgainstSchemas/&gt;    &lt;u19:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/u19:SaveIfXMLInvalid&gt;    &lt;u19:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/u19:IgnoreMixedContent&gt;    &lt;u19:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/u19:AlwaysShowPlaceholderText&gt;    &lt;u19:Compatibility&gt;     &lt;u19:BreakWrappedTables/&gt;     &lt;u19:SnapToGridInCell/&gt;     &lt;u19:WrapTextWithPunct/&gt;     &lt;u19:UseAsianBreakRules/&gt;     &lt;u19:DontGrowAutofit/&gt;    &lt;/u19:Compatibility&gt;    &lt;u19:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/u19:BrowserLevel&gt;   &lt;/u19:WordDocument&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u20:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"&gt;  &lt;/u20:LatentStyles&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است .&amp;quot; اُرد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید &amp;quot; اُرد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;در دنیاکسانی موفق می شوند که به انتظار دیگران ننشینند و همه چیز را از حود بخواهند شیلر&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u21:WordDocument&gt;    &lt;u21:View&gt;Normal&lt;/u21:View&gt;    &lt;u21:Zoom&gt;0&lt;/u21:Zoom&gt;    &lt;u21:PunctuationKerning/&gt;    &lt;u21:ValidateAgainstSchemas/&gt;    &lt;u21:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/u21:SaveIfXMLInvalid&gt;    &lt;u21:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/u21:IgnoreMixedContent&gt;    &lt;u21:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/u21:AlwaysShowPlaceholderText&gt;    &lt;u21:Compatibility&gt;     &lt;u21:BreakWrappedTables/&gt;     &lt;u21:SnapToGridInCell/&gt;     &lt;u21:WrapTextWithPunct/&gt;     &lt;u21:UseAsianBreakRules/&gt;     &lt;u21:DontGrowAutofit/&gt;    &lt;/u21:Compatibility&gt;    &lt;u21:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/u21:BrowserLevel&gt;   &lt;/u21:WordDocument&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;   &lt;u22:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"&gt;  &lt;/u22:LatentStyles&gt;  &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;هیچ گاه از راستی و درستی خویش آزرده مباش چون همیشه در انتهای هر داستان تو برنده ایی&lt;span class="alignright"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 0);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;برای آنکه دوستیمان پا برجا بماند بهتر است همواره میانمان فاصله ایی باشد . ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;گر قصد رقابت داری، باکسی رقابت کن که از تو برتر و سرترباشد . لوئی آگاسیز&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;اگر بدنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. مارواکلینز&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;همیشه بین خود و همسرت بازه ای را نگاهدار تا به خواری گرفتار نشوی . ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;مردی که لبخند به صورت ندارد نباید دکان باز کند. ضرب المثل چینی&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین . اسکاروایلد&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;خوارترین کارفرما کسی است که با ندادن و یا کم کردن دستمزد زیر دست ، فرمانروایی می کند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;هيچ گاه براي آغاز دير نيست ، همين بس که به خود بگويم اين بار کار ناتمام را ، پايان مي دهم . ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;با احساس می شود پند و اندرز داد اما سامان دهی به کشور نیاز به هنجار و چهارچوبی توانمند دارد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;مردی که همسرش را به درشتی بیرون می کند ،&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;به اشک به دنبالش خواهد دوید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;همیشه بدنبال سرنوشتی بهتر برای خود باش ، و اگر کسب دانش&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;آرمانت است هر آنچه در این مسیر رنج ببری ارزشش را دارد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;هیچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;رد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;بزرگترین گمشده های ما در زندگی ، نزدیکترین ها به ما هستند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; ! .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; : &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;فراموش نشدنی ترین اندرزها آنهایست که اندوهی فراوان برای بدست آوردنشان کشیده ایم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. فردریش نیچه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود. فردریش نیچه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند. فردریش نیچه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم. فردریش نیچه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. فردریش نیچه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;کسانی که مردم از آنها به صاحبان اخلاق یاد می کنند اگر ما اشتباهشان را&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="ltr" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند. فردریش نیچه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند. فردریش نیچه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;هرکس بايد روزانه يک آواز بشنود ، يک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقي بزند . گوته&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;فريب بي گناه ، خفتي هولناک در پي دارد . ارد بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font size="2" color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;با هر که بدي کردي تا دم مرگ از او بينديش . نيچه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;&lt;font size="2"&gt;منبع &lt;/font&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;font color="#6390b1"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#375a82"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#000000"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span class="apple-style-span"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: arial;"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;a href="http://leylavi.blogfa.com/post-12.aspx"&gt;http://leylavi.blogfa.com/post-12.aspx&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-5147921230698028059?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/5147921230698028059/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_8628.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/5147921230698028059'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/5147921230698028059'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_8628.html' title='حکیمانه'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-8837549196544827023</id><published>2010-02-04T11:40:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T11:41:23.270-08:00</updated><title type='text'>سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند،به اسطوره های کشورهای دیگر دلخوش میکند. فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسطوره [همریشه با story] که در زبان فارسی بدان &amp;quot;میث&amp;quot; یا &amp;quot;میتوخت&amp;quot; [همریشه با mythology] میگویند از گونه پیچیده ترین دانشهای انسانی است. از دیدگاه &amp;quot;پوپر&amp;quot; بر هر آنچه که &amp;quot;ابطال پذیری&amp;quot; علمی ندارد، نمیتوان نام دانش و علم نهاد، ازینرو برخی از ناباوران به شوند گستردگی و کران ناپذیری این دانش، آن را نیمه دانشی نیمه علمی میدانند. برخی نیز پا را فراتر نهاده اند و اسطوره را افسانه و نیرنگ و دروغ و حتا لالایی برای خواب بچه ها میدانند. در این میان فردوسی بزرگ، رای دیگری در سر میپروراند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو این را دروغ و فسانه مدان / به یکسان رَوِشنِ زمانه مدان&lt;br /&gt;ازو هر چه اندر خورد با خرد / دگر بر ره رمز معنی برد (فردوسی بزرگ)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او برین باور است که کتاب سراسر اسطوره اش، هرگز دروغ و افسانه نیست. افته هایی درین کتاب هست که خردمندانه و باورپذیر مینماید، اما آنهایی هم که باورناپذیر و فرابودانگارانه به دیده می آید، رمز و رازی در خود میپرورد، که بازگشایی مازهای رازش بر گردن خوانندگان این کتاب سترگ است. &lt;br /&gt;&amp;quot;اسطوره&amp;quot; ها، داستانهایی ملی یا فرا ملی هستند که در گستره ی سرزمینی یا جهانی، راز و رمزهای سرشت آدمی، نوزاییهای طبیعت و بسیاری دانستنیهای دیگر را در بر میگیرند. آنها کلید باغ تو در توی گیتی هستند. هر کس کلید را در دست داشته باشد، گیتی را هم در مشت دارد. ازین روست که &amp;quot;شبستری&amp;quot; میسراید:&lt;br /&gt;مسلمان گر بدانستی که، بت چیست / یقین کردی که دین، در بت پرستیست&lt;br /&gt;او میخواهد بگوید: بتها، پیکرینه شدن اساطیرند؛ به همین شوند همه ی راز و رمزها و پیچیدگیهای جامعه ی تازیان، در بتهایشان نمادینه شده است. چه بسا اگر بتهایشان را فهمیده بودیم، میتوانستیم بهتر به آنها کمک کنیم.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;اساطیر یک کشور، کهن الگوی آن کشورند. تفاوت اساطیر کشورها با هم، از دگرسان بودن طبیعت، رخدادها،تاریخ، روح و آداب و رسوم و شیوه اندیشیدن مردم آن کشور شالوده میگیرد؛ هر کوه و دریا در اسطوره یک واژه اند. تا جایی که حتا میتوانیم ادعا کنیم کشورها، فراتر از روند پیشرفت مایگانی و دگردیسی اندامواره شان، همواره کهن الگوی خود را تکرار میکنند. برای نمونه، آیا کسی میتواند تفاوتی میان رهبران مارکسیست شوروی [نمونه استالین]، و تزارهای کهن روسیه [نمونه پطر] و همچنین خاقانهای چین با مائو ببیند؟ و آیا اروپا با یکپارچگی اش، سودای امپراطوری روم را در سر نمیپروراند؟&lt;br /&gt;به هر روی، اسطوره ها گونه ای الگوی ناخودآگاهانه، برای بهره گیری آگاهانه واکنشهای آدمیان در برابر رویدادهای گوناگون روزمره اند با این تفسیر که تاریخ تکرار میشود. کشوری که الگوهای اساطیری اش را فراموش کند محکوم است به بازآموزی و بازآفرینی نمودارهای کهن خود. در این میان، میل به اسطوره خواهی مردمان چنین کشوری را وادار میسازد تا از اساطیر دیگر کشورها بهره گیرند. اما کهن الگوی آن یکی، هرگز روان این یکی را سیراب نمیسازد. و این می انجامد به گونه ای از خودبیگانگی فرهنگی. &lt;br /&gt;مثلی داریم که میگوید: زاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود را نیز از یاد برد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در کشوری چون ایران، که اساطیر آن بونده تر و رایومندتر از دیگر فرهنگها چهره پردازی شده اند، یا فراتر از آن، بنابر دبستان هگلیسم، روح ملی کشور خود را باز میتابانند (اندیشه استاد مرتضی ثاقب فر) ، بیگانگی با اساطیر، آسیب پذیری و بی پناهی بیشتری به ارمغان می آورد. روح ملی ایران، در یک گزاره ی کوتاه &amp;quot;جنگ همیشگی میان نیکی و بدی&amp;quot;، و خویشکاری آدمیان در یاوری اهورامزدا برای پیروزی در آن است. روح ملی ایران را در شاهنامه، «کتابی که هیچ ملتی همسان با آن را ندارد؛ آرتور نولدکه» به آشکارا در می یابیم؛ آنهم به خردمندانه ترین شیوه. تا جایی که فردوسی، دیو را، به پیکره ی انسان می آراید: &lt;br /&gt;تو مر دیو را مردم بد شناس / کسی کاو ندارد ز یزدان سپاس&lt;br /&gt;یا در داستان جنگ رستم با اکوان دیو، ناخرسندی خود از ناباورانه بودن داستان را باز میگوید:&lt;br /&gt;خردمند کاین داستان بشنود / به دانش گراید، بدین نگرود&lt;br /&gt;ولیکن چو معنیش یاد آوری / شود رام و کوته کند داوری&lt;br /&gt;تو بشنو ز گفتار دهقان پیر / اگرچه نباشد سخن دلپذیر&lt;br /&gt;از آنچه گفتیم پیداست، اسطوره ها، چراغی روشن بر فراز اندیشه اند، تا آدمیان هیچگاه نژادگی و خویشکاری خود در کوره راه های تاریخ را فراموش نکنند. &lt;br /&gt;ارد بزرگ: &amp;quot;بیچاره فرزندانی که اسطوره های سرزمین خویش را فراموش کنند؛ آنان آسیب پذیر و بی سرپناهند.&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-8837549196544827023?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/8837549196544827023/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_5187.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/8837549196544827023'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/8837549196544827023'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_5187.html' title='سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-209705884564880291</id><published>2010-02-04T11:39:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T11:40:36.039-08:00</updated><title type='text'>راهی را که در زندگی برگزیده ایم</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;   &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: راهی را که در زندگی برگزیده ایم میتواند برآیند بازخورد کنش دیگران، با ما باشد. پرسش این است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا ما خویشتن خویشتنیم؟ &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و آیا همواره باید پاسخگوی برخورد بد دیگران باشیم؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;این پرسشها را که پاسخ گفتیم، آزادی در ما بارور میشود و پس از آن آرمانی بزرگ همچون عشق به میهن در چشمه وجودمان جاری میگردد&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;هر واکنش و کرداری که از آدمیان در گیتی سر میزند میتواند ریشه در دو گونه کنش متفاوت داشته باشد. یکی ریشه در خویشتن باوری یا به گفته ی ارد بزرگ &amp;quot;خویشتن خویشی&amp;quot;، دیگری ریشه در کنش دیگران با ما. خویشتن خویشی، گونه ای همریشگی و هم آوایی با آنچه از آن برآمده ایم است. &amp;quot;خویشتن خویشی&amp;quot; ریشه های خود را در می یابد و با نوزایی الگوی ریشه ای خود به بازآفرینی خود میپردازد. او را کاری با گفتار دیگران نیست چرا که به خویشتن و راهی که خویشتن در آن میپوید باور دارد. او در رده ی نخست کارآفرینی قرار میگیرد، ازین رو به تنها چیزی که می اندیشد آفرینش خود است. آزادی در او بارور است، زیرا زمانی برای اندیشیدن به آنچه میتواند او را سد کند، ندارد. این منتقدان بالای گود هستند که سدها و جلوبندها را میبینند، اما او یا راهی می یابد، یا راهی میسازد، ناپلئون میگوید: تاریخ جنگهای ایران و یونان را یونانیها نوشتند که گزافه گوییشان آشکار است. و این کنایه ایست پر معنا بدین چم: ایرانیانی که در گستره ی جنگ با جهان و خویشتن پویی بودند، در راهی که برگزیده بودند، هرگز زمان نوشتن آنچه در آن غرق بودند را نمی یافتند چراکه تاریخ را بزدلان مینویسند نه کارآفرینان. و اما دومین راه، برای آنانیست که کردارشان بازخوردی از کنش دیگران است. آنها هرگز ریشه هایی که از آن بر آمده اند را در نمی یابند. به همین شوند خویشتن باوری را گم کرده اند. اگر کسی با آنها برخورد بدی داشته باشد، پاسخ آنها گزیدن راهی در جهت خشنودی کردار بد آن کس است، نه به خود غریدن و تکیه چم آورانه بر راهی که در آن میپویند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;شاید بتوان &amp;quot;خویشتن خویشی&amp;quot; و &amp;quot;بازخورد کنشی&amp;quot; ایرانیان را در تاریخ ردیابی کرد. خودباوری جمعی و خویشتن خویشی ایرانیان به روزگاری بر میگردد که ایران در نمایش جهانی قدرت، پیشاپیش همه اسب میتازاند. مردمان اهوراکیش ایران، در آن زمان، چون پیادگان آستانه ی شطرنج بازیچه ی دست سرنوشت نیستند، بلکه یاوران ایزدی در پیروزی بر اهرمند؛ شاید هم «انا الحق»گویان در پی به دست آوردن آنچه حق خود میدانند، یعنی رسیدن به پایگاه ایزدی. بی شوند نیست که دو تن از شاهان ایرانی به آسمان میتازند، یکی جمشید و دیگری کاووس [کهکشان به وارون اندیشه ی همگان از ریشه ی &amp;quot;کاووسان&amp;quot; و &amp;quot;کایوسان&amp;quot; گرفته شده نه از &amp;quot;کاه کشان&amp;quot; ]&lt;br /&gt;اما بازخورد کنشی ایرانیان از زمانی میآغازد که تن و روان ایران آماج یورشهای &amp;quot;شمشیر و تفکر&amp;quot; ترک و تازی و باختری قرارگرفته است. او با ریشه هایش فاصله گرفته است، و دیگر زایایی ندارد. برترین ویژگیهایش را بر سرش ویران ساخته اند. اوج و شیبش را نشیب وانمود کرده، زیباییهایش را زشتی به دیده اورده اند؛ و او هرگز دم بر نمیزند. تا اینکه روزی، فرزندش که بیش از پدر از خویشتن خویش دور افتاده است، میشورد و از او میپرسد: پدر! آیا ما خویشتن خویشتنیم؟ و آیا همواره باید پاسخگوی برخورد بد دیگران باشیم؟&lt;br /&gt;- بله فرزندم. ما خویشتن خویشتنیم. اما آن باختری میگوید .....، آن تازی میگوید ...... و سپس لکنت میگیرد و نمیتواند پاسخ دهد&lt;br /&gt;اما لکنت پدر بهترین پاسخ برای فرزند است. پاسخ چیزی نیست جز این که پدر راه را اشتباه رفته است. لکنت پدر ناشی از درگیری درونی میان &amp;quot;خویشتن خویشتنش&amp;quot; با &amp;quot;بازخورد کنش دیگران&amp;quot; است.&lt;br /&gt;در این میان فرزند راهی نو برمیگزیند؛ چرا که آزادی در او بارور شده است، او ریشه ی خود را درک کرده، و پس از آن آرمانی بزرگ همچون عشق به میهن [عشق به چیزی که از آن برآمده است] در چشمه هستیش روان میشود.&lt;br /&gt;از آن پس، او برخورد بد خاور و باختر را به حساب بدکرداری و بد ریشگی خود آنها میگذارد نه بیچارگی و بیماری تن فرهنگی خود. او با آینه و آینک خود به آکهای خود مینگرد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-209705884564880291?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/209705884564880291/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_7250.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/209705884564880291'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/209705884564880291'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_7250.html' title='راهی را که در زندگی برگزیده ایم'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-414634841085813246</id><published>2010-02-04T11:38:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T11:40:00.149-08:00</updated><title type='text'>آنکه میگوید همه چیز خوب است</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: آنکه میگوید همه چیز خوب است و بدی وجود ندارد، با کسی که همه چیز را اهریمنی میپندارد تفاوتی ندارد. برآیند چنین افکار سخیفی به چاه نیستی درافتادن است. تنها کسانی خوبی را خوب میبینند که بدی و اهریمن را باور داشته باشند و از آن پرهیز کنند&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در برابر تفسیر ایرانیان از هستی که به آمیختگی نیک و بد باور دارند، دو تفسیر دیگر نیز از هستی وجود دارد که دو روی یک سکه اند. سکه ای با نام &amp;quot;صلح مسیحی&amp;quot; که در یکسو باور دارد همه چیز خوب است، اما در سوی دیگر میپندارد «همه چیز خطاست». &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;باورمندان مسیحیت به اندازه ای که اخلاق را باور دارند، زندگی را محکوم میکنند، چرا که اخلاقیات مسیحی در جایی فراتر از زمین [آسمان؛ ملکوت خدا] قرار گرفته است، عیسی فرمود: [مردان خدا هیچگاه زن نمیگیرند] همچنین فرمود: [مال سزار را به سزار دهید، مال خدا را به خدا]. ازین رو بهترین گونه ی زیستن از دید دینباوران مسیحی راهبه گری و پرهیز از هرگونه بهره گیری مادی از گیتی است و همه کوشش مسیحیان در فرا رفتن از کششهای زمینی است. آنها تنها، خدا و ملکوتش را خیر مطلق میبینند. «اما هنگامی که حس حقیقت جویی که مسیحیت آن را به والایی گسترش داده است در اثر دروغ و ریاکاری همه ی تفسیرهای مسیحی از جهان و از تاریخ دچار دل بهم خوردگی میشود؛ این آغازیست بر بازگشت از &amp;quot;خدا راستیست&amp;quot; به باورداشت پی ورزانه ی &amp;quot;همه چیز خطاست&amp;quot; یعنی بودایی گری در عمل (اراده ی قدرت نیچه)». نیازهای اندامی و روانی باورمندان به مسیحیت و همه دبستانهای همانند آن، در زمین پاسخ داده نمیشود، چرا که ارضای امیال زمینی، گونه ای کردار شر و در راستای هرج و مرج به شمار می آید، خیر تنها در ملکوت جای دارد [مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک] ازینرو باورمندان بدین دبستان آرزو دارند که [باز همانجا رویم، جمله که آن شهر ماست]. اما هنگامی که بازخورد نیازهای زمینیشان را در ملکوت هم نمیبینند ناامیدانه و هیچ انگارانه میپندارند که همه چیز پلید و اهریمنیست و این همان &amp;quot;به چاه نیستی در اوفتادن است&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در پیرو گفتارمان به اندیشه ی آباء کلیسا به ویژه سنت اگوست قدیس برمیخوریم که برین باور بود، آدم پیش از گناه نخستین، به شوند آنکه اراده اش اراده ی خدا بود در رایشمندی و خوبی مطلق به سر میبرد اما پس از آنکه نافرمانی و گناه نخستین را انجام داد، محکوم شد تا در هرج و مرج ناشی از هبوط، به بردگی همنوعانش بپردازد. دیدمان مسیحی به گستردگی در فلسفه ی سیاسی آن به چشم میخورد، به گونه ای که میتوان اندیشید تفاوتهای بنیادین فلسفه ی سیاسی تامس هابز و جان لاک به گونه ای بنیادین همان دو روی سکه اندیشه ی مسیحی است. جان لاک، نیک کرداری آدمی را عقلانی، طبیعی میداند [نمودار صلح مسیحی زیر پرچم خدا] در حالی که هابز آدمیان را دسیسه جو و خواستار سود بیشتر میداند [نمودار هرج و مرج آدمی پس از هبوط]،&lt;br /&gt;و اما آیا فراسوی خیر و شر مسیحی، نیک و بدی نیز یافت میشود که ما را نه بایسته &amp;quot;خیری مطلق&amp;quot; بگرداند و نه در گرداب هیچ انگاریِ &amp;quot;همه چیز شر است&amp;quot; غرقه مان سازد؟&lt;br /&gt;کمینه از دیدگاه فرزان ایرانی راهی هست. از دیدگاه فلسفه ی گاتاهای زرتشت، نیکی و بدی همچون دو گوهر همزادند، دو افته ی مینوی که از ازل بوده اند، دو برادر، که هیچگاه یکدیگر را ندیده اند؛ آن دو به موازات همدیگر در خواب به سر میبرند. واژه ی اوستایی که برای خواب به کار رفته است khvafna میباشد و این دو گوهر همزاد که در خواب بودند، در اندیشه ی نخست-اندیش (صفت کیومرث نخستین آدمی) با یکدیگر گمیختند و ازین برهم آیی، گیتی، آبستنِ جنگی تا همیشه، میان نیک و بد شد.&lt;br /&gt;دوصد شگفت آنکه فردوسی پاکزاد در بخشِ &amp;quot;دیدن سیاوش افراسیاب را&amp;quot; از زبان افراسیاب میگوید:&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;از آن پس چنین گفت افراسیاب / که &amp;quot; بد&amp;quot; در جهان اندر آید به &amp;quot;خواب&amp;quot;&lt;br /&gt;ازین پس نه آشوب خیزد نه جنگ / به آبشخور آیند میش و پلنگ&lt;br /&gt;[افراسیاب میگوید با آمدن سیاوش، بدی چون گذشته ی پیش از آفرینش به خواب مینوی خویش بازمیگردد].&lt;br /&gt;در حقیقت، حس کردن واقعی نیک و بد تنها زمانی روی میدهد که نایکسانی و &amp;quot;اختلاف پتانسیل&amp;quot; آن دو را درک کنیم. به ویژه در جایی که مقیاس سنجش ما مقیاسی&amp;quot;گسسته&amp;quot; باشد مانند زمانیکه نیکی و هستیوری و زندگی و شادی و سپنتامینو در یکسو هستند و بدی و نیستیوری و نازندگی وغم و اهریمن در سوی دیگر&lt;br /&gt;در این میان میتوانیم به دیدگاهی دیگر از ارد بزرگ پیوند بخوریم، ازین قرار::&lt;br /&gt;« در جهانی که باشندگان باختری آن همه چیز را &amp;quot;خیر&amp;quot; میدانند [مسیحیت] وهستیوران خاوری اش &amp;quot;شر&amp;quot; میپندارند [بوداییت]، تنها در &amp;quot;ایران&amp;quot; دل زمین میتوان سخن از جنگ میان &amp;quot;خیر و شر&amp;quot; زد [زرتشتی گرایی]».&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-414634841085813246?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/414634841085813246/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_6902.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/414634841085813246'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/414634841085813246'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_6902.html' title='آنکه میگوید همه چیز خوب است'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-1025989077225914409</id><published>2010-02-04T11:20:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T11:21:20.720-08:00</updated><title type='text'>فرمانروایان نیرومند</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: فرمانروایان نیرومند، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;ناهمسانی نهاد دیوانسالاری با فرهمندی همواره موجب دوگانگیهایی در دستگاه فرمانروایی دولتهای جهان بوده است. به ویژه در ایران که این دو همیشه با هم آمیخته بوده اند. ایرانیان در بیشتر دوران فرمانروایی خود بر گستره ی بزرگی از گیتی فرمان میرانده اند که موجب پدیدار شدن دیوانسالاری بزرگی درون ایران شده است. همچنین باورمندی ژرف ایرانی به &amp;quot;فره&amp;quot; موجبات بر سر کار آمدن شاهی فرهمند در سر هرم دیوانسالاری را فراهم ساخته است. از آنجا که ایرانیان برای هر گرهی راهکاری متناسب با فرهنگشان دارند، دوگانگیِ میان دیوانسالاری دست و پاگیر با &amp;quot;اختیار ویژه&amp;quot; ی شاه فرهمند را با سر کار آوردن رایزنان باهوش و کارآمد، به یگانگی دگرگون کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«به شوند ویژگیهای فرهمندانه ی ژرف در اندیشه ی خاوریان است، که فرمانروایانشان حتی امروزه (1913 در پایان دوران قاجاریه) به نهادی فردی نیاز دارند تا مسئولیت کارهای دولت به ویژه شکستها را بر دوش بکشد [تا مبادا به فرهمندی شاه در اندیشه مردم گزندی برسد].جایگاه سنتی &amp;quot;وزیر بزرگ&amp;quot; در چنین کشورهایی از همین واقعیت سرچشمه میگیرد. تلاش برای جایگزین سازی جایگاه وزیر بزرگ با وزارتخاته هایی که در زیر دید وزیران و به فرماندهی شاه اداره شوند در &amp;quot;ایران&amp;quot; در طول نسل گذشته با شکست روبرو شده است. این دگرگونی موجب میشود شاه در جایگاه رئیس قوه مجریه قرار بگیرد و شخصا مسئولیت همه بدبهرگیها و مشکلات مردم را به دوش بکشد، این نقش نه تنها باعث ناخرسندی و دردسر همیشگی او خواهد شد، بلکه باور به مشروعیت فرهمندانه او را خدشه دار خواهد ساخت. (دین،قدرت،جامعه ماکس وبر)»&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;گفتار ماکس وبر گرچه باورپذیر به دیده میآید، اما گزاره ی او تنها شوند گزینش وزیر بزرگ در دستگاه دیوانی ایران نیست. چرا که گفتار درباره همکاری وزیر بزرگ [بزرگ فرمادار] با شاهنشاه، شالوده در گفتاری فلسفی دارد که سوای اندیشه ی ایرانی، آن را در گفتار افلاطون نیز میبینیم. افلاطون برین باور بود که تنها یک شاه-فیلسوف میتواند بهترین گزینه برای فرمانروایی باشد. فیلسوفی که جوانی را در دانش فلسفه گذرانده و اکنون که او را به شاهی گزیده اند با اکراه شاهی را بر دوش میگیرد. ریشه ی فلسفه ی افلاطون بیگمان به ایران باستان بازمیگردد. افلاطون در رساله ی الکیبیادس نخست، از آموزشهایی که به شاهان و شاهزادگان ایرانی به دست مغان داده میشد پرده بر میدارد. این آموزشها را در سنگنبشته های داریوش نیز میتوانیم ببینیم.در شاهنامه فردوسی که گنجینه ای از آداب و آیینهای ایران از کهنترین زمانه ها را درون دارد میبینیم که گزینش رایزن باهوش و کارآمد [دستور] از آغاز تاریخ ایرانیان انجام میشده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوران کیومرث : سیامک خجسته یکی پور داشت / که نزد نیا جای &amp;quot;دستور&amp;quot; داشت [هوشنگ رایزنِ کیومرث بود]&lt;br /&gt;دوران تهمورث : مر او را یکی پاک &amp;quot;دستور&amp;quot; بود / که رایش ز کردار بد دور بود&lt;br /&gt;خنیده به هر جای و &amp;quot;شهرسپ&amp;quot; نام / نزد جز به نیکی به هر جای گام&lt;br /&gt;اردشیر نخست : ز &amp;quot;دستور&amp;quot; ایران بپرسید شاه / که بدخواه را گر نشانی به گاه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دوران انوشیروان دادگر نیز میتوانیم حضور پرتوان و پررنگ &amp;quot;بزرگمهر&amp;quot; دانا را ببینیم&lt;br /&gt;[ایزد فرزانگی، بوزرگمهر / آنکه بد نوشیروان را نام و ننگ]&lt;br /&gt;مردی که هرباره خطاهای نوشیروان را به وی گوشزد میکند اما در پایان خود قربانیِ دستگاه دیوانسالاری میشود، چرا که دیوانسالاری میل دارد روشنفکر هاژه را به خدمتکاری خویش وا دارد (فرانتس نویمان)&lt;br /&gt;همچنین در دورانهای اسطوره ای شاهنامه، هرگاه پادشاهان سخن رایزن را نشنوده اند گرفتار پیامدهای آن نیز شده اند. برای نمونه کاووس که سه بار گرفتار و بندی شد، یا نوذر که راه بیدادگری پویید.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;حتا افراسیاب دشمن ایران، هنگامی دچار بیشی خواهی شد که اغریرث رایزن و خرد ناپیوسته ی خود را کشت و سپستر هنگامی برای همیشه نابود میشود که &amp;quot;پیران ویسه&amp;quot; وزیر خردمند خود را از دست میدهد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته هستی رایزنان در دوران کنونی، گرچه از &amp;quot;نهاد پرمایه ی وزیر بزرگ&amp;quot; به &amp;quot;جایگاهی مشورتی&amp;quot; پایین آمده است، اما از یاد نبریم که «رایزنان دولت در حکم حافظه و یادمان پیکره سیاسی هستند (لویاتان تامس هابز)»&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-1025989077225914409?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/1025989077225914409/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_5662.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1025989077225914409'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/1025989077225914409'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_5662.html' title='فرمانروایان نیرومند'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-4126340658822102634</id><published>2010-02-04T11:19:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T11:20:43.057-08:00</updated><title type='text'>بزرگترین پیروزیهای تاریخ</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: پیام آوران باورهای پست، بزرگترین پیروزیهای تاریخ مردم خویش را به ریشخند گرفته اند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتار درباره ی پیام آوران باورهای پست در ایران، زخمی تاریخی را میگشاید، که آسیب شناسی آن به ویژه در سده ی کنونی تاریخمان میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات فرهنگیمان شود. این زخم نه از شمشیر فاتحان ایران در &amp;quot;ایسوس&amp;quot;ها و &amp;quot;فتح المبین&amp;quot;ها، بلکه از قلم به دستانی است که به جای &amp;quot;بازگشت به خویشتن&amp;quot;، بزرگترین پیروزیهای تاریخ مردم خویش را به ریشخند گرفتند. زخمی که اینان بر پیکره ی پهلوان-کشور خویش زدند از زخم قلم هرودوت ها و ماراتون نویسان و الکساندر سازان سهمگین تر بوده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از آنها نوشت: کوروش پسر زنی یهودی بود که در جوانی ل... میداد و توانست از راه راهزنی به شاهی برسد.&lt;br /&gt;(ش.ص.خ)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگری نوشت: کردار کوروش در پاس داشتن آیینهای بابلیان و مصریان همچون رفتار فریبنده ملکه ی انگلیس در هند بود که روبروی موشها و گاوها زانو میزد تا بتواند بهتر کشور آنها را بچاپد !! (ش.م.م)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن یکی هم گفت: زنجیره ی دادگری انوشیروان را تنها، خری باور کرد (د.ع.ش)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چنین روزگاری، ناصر پورپیرار [ویراستار کتاب &amp;quot;از زبان داریوش&amp;quot;]، با گردشی 180 درجه میگوید: تخت جمشید را 200 سالست ساخته اند و ایران مدتها تا دوران کنونی خالی از سکنه بوده است !!!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به تازگی نیز &amp;quot;پرویز رجبی&amp;quot; ترجمه نگار کتاب &amp;quot;از زبان داریوش&amp;quot; به جرگه ی چنین پیام آورانی پیوسته است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;«یکی از زهرآیینها، رونوشت برداری از شیوه ی شهریاری در کشورهای دیگر برای کشور خود است. بر اساس خواندن کتابهای یونانیان و رومیان، مردم زیر فرمان پادشاهی میگویند، کشتن شاه قانونی است(Regicide) و زیردستان به این هوده میرسند که در دولت مردم سالار از آزادی برخوردارند، اما در حکومت پادشاهی همگی برده اند؛ این زهر با گازگرفتگی سگ هار همسانی دارد .(Hydrophobia)&lt;br /&gt;این فرد پیوسته از تشنگی رنج میبرد، با این حال از آب بیزار است و در چنان حالتی، گویی زهر میخواهد وی را به سگ دگردیسه کند. به همین سان زمانی که حکومت پادشاهی به دست چنان نویسندگان طرفدار شهریاری مردم سالارانه که پیوسته چون سگ بدان چنگ و دندان نشان میدهند به ژرفی گزیده شود، در آن حال کشور به چیزی جز پادشاهی نیرومند نیاز ندارد و با این حال مردم با اینکه از هستی وی بهره مندند، به شوند ترس از خودکامگان یا (Tyrannophbia) یعنی ترس از شهریاری نیرومند، از وی بیزارند (رویه 296، 297 لویاتان، تامس هابز)»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این چنین رویه ای را در زمان جمشید پادشاه پیشدادی میبینیم. در زمانی که مردم به شوند پلشتی ناشی از 300 سال خوشی بی رنج و کار دچار هرج و مرج میشوند، زهرآیین گفتار ضحاک و چه بسا روشنفکران قوم، موجب میشود به گازگرفتگی مارهای وی دچار گردند [مارهای ضحاک نماد اندامواره های دولتی هستند که بر دوش مردم سنگینی کرده اما با این از پیکره ی مردم تغزیه میشوند، از میان خود مردم قربانی میگیرند، نهادی چون جوخه های ترور]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این چنین روشنفکران، هنگامی که سخن از پیروزی های بی خونریزی و برق آسای کوروش و داریوش میشود چهره شان سیاه و سفید میشود و این پرسش را به پیش میکشند که از بن داریوش و کوروش چه حقی داشتند به دیگر کشورها یورش ببرند؟؟!&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یا هنگامی که از شکوه و بزرگی پارسه [تخت جمشید] میگوییم، آه و ناله سر میدهند که ای داد و بیداد، آوای ناله ی بردگانی که زیر دیوارهای تخت جمشید با زجر جان داده اند را میشنوند، گرچه خوب میدانند که برای ساختن تخت جمشید به همه مزد میداده اند، حتی زنان، حق زایمان میگرفتند و بیمه تامین اجتماعی داشته اند.&lt;br /&gt;یا زمانی که بر بزرگی و شکوه ساسانیان زبان میگشاییم، فریاد و فغان سر میدهند که مگر نمیدانی مردم چه زجرهایی که از دست موبدان نکشیدند. گرچه میدانند حتی اگر چنین هم باشد، مردمان دیگر سرزمینهای گیتی در آن دوران وضعیتی به مراتب بدتر از ایرانیان داشته اند، به گفته ی دیگر، ایرانیان نسبت به دیگران در خوشی میزیسته اند.&lt;br /&gt;چنین دگراندیشانی برای باشندگان سرزمینشان چیزی مگر ناامیدی و افسوس از زندگانی و پدید آوردن حس بیچارگی در آنها به ارمغان نمی آورند. آنان سازنده نیستند چراکه سازندگی از زایندگی درونی میآید، حال آنکه از دیدگاه آنان ایران همیشه مصرف کننده نظریات دیگران بوده است. حتا از خود هنری نیز نداشته که شایسته گفتن باشد. چنین مردمانی، از دیدگاه فردوسی بزرگ، &amp;quot;اندر زمانه، رسیده نو اند&amp;quot; یا به گفته ی استاد &amp;quot; اسلامی ندوشن&amp;quot;: براین باورند که زندگی به تازگی، دراین چند قرن و به دست باختریان به هستی درآمده است.&lt;br /&gt;حال آنکه هگل مینویسد: امپراتوری پارسیان، آن آفتابی بود که بر همه ملتها و کشورها و قوم ها به یکسانی میتابید تا همه ی آنها را به یکسان بارور سازد. این دولت، نخستین نماد عقل در تاریخ است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;{ ز دیهگان و از ترک و از تازیان / نژادی پدید آید اندر میان&lt;br /&gt;نه دیهگان،نه ترک و نه تازی بود / سخنها به کردارِ بازی بود&lt;br /&gt;زیان کسان از پی سود خویش / بجویند و دین اندر آرند پیش }&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-4126340658822102634?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/4126340658822102634/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_04.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4126340658822102634'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4126340658822102634'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_04.html' title='بزرگترین پیروزیهای تاریخ'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-4410133003473965301</id><published>2010-02-03T15:50:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T15:51:33.613-08:00</updated><title type='text'>گِره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود</title><content type='html'>&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : گِره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد .&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;درد ارد بزرگ از دیوانسالاری مرکزگرا [گره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمیشوند]، در گزاره ی بالا به پیشنهادی گره گشا [باز شدن گره با ندای ریش سفید] راه میگشاید.... از آغاز تاریخ، ایرانیان، گره سختی های زندگی را به دست ریش سفیدان باز میکردند. ریش سفیدان خردمندان قوم بودند که بر اساس فرهمندی و کارایی و نه سنت &amp;quot;برتری بر پایه سن بیشتر&amp;quot; برگزیده میشدند. به گفته هرودوت، دیااکو، نخستین تن از زنجیره ی ریش سفیدان گره گشای تاریخ [نگاشته شده] ایران است که داستان برگزیده شدن وی به داوری و سپس شاهی را همگان میدانند. هنداد ریش سفیدگری ویژه ایران نیست و در جای جای زمین نشانه هایی از آن را میبینیم. بزرگترین نمونه زنده آن در خاور ایران بزرگ [افغانستان کنونی] با نام نشست &amp;quot;لویی جرگه&amp;quot; تا دهه ی پیش پابرجا بود. همچنین نشست های همسان دیگر چون ریش سفیدان اسپارت و ...... &lt;br /&gt;نمونه گزینش آگاه و خردمندانه ی ریش سفیدگری را نخستین بار در زمان هخامنشی میبینیم. در جایی که دیوانسالاری مرکزگرای هخامنشی میتواند برای همه جهان نسخه ای یگانه بنویسد و بر بایدهای و نبایدهای اخلاقی، دیوانی، مدیریتی یکسان برای همگان پای بفشارد، شاهنشاه از نگرشی &amp;quot;چندگانه گرا&amp;quot; (پلورال) بهره میبرد و ساتراپهای 28 گانه ایران را در انجام آیینهای دیوانی؛ اخلاقی، مدیریتی آزاد میگذارد، به شرط پیروی سیاسی از قدرت مرکزی... انجامین نمونه رویارویی ریش سفیدی با دیوانسالاری به روزگار آغازین ذوره پهلوی باز میگردد که دولت برای پر کردن پسرفتهای چند صدساله ایران، با زنجیره کارهایی موازی کشور را به سوی مرکزگرایی بیش از اندازه میکشاند. برای نمونه در دادگستری، به جای آنکه از همیاری و هم اندیشی و یاری بی مزد و منت ریش سفیدان هر آب و خاک در گشودن اختلافات میان مردمی بهره بگیرد و دولتی فدراتیو پایه بگذارد بر سرسپردگی استانها و ریش سفیدان آن، از قانون دادگستری مرکزی، پای میفشارد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;اما از دید دیگر، ریش سفیدی در برابر با دادگستری دیوانسالار، راهکاری پیمان گرا دارد. ریشه ی فلسفی این گفتار به مناظره سقراط با گلاوکن بر میگردد. او به وارون سقراط برین باور پافشاری میکند که آدمیان قانون را بنیان مینهند تا آن را نقض کنند و سپس چوپانی را نمونه می آورد که همگان او را مردی نیک میدانند. اما او با نادیدنی گشتن، به کوشک پادشاه رفته، با زنش همخوابه میگردد، او را میکشد و جای وی را میگیرد، و از گفتن داستان نتیجه میگیرد آدمیان همواره در صدد نقض قانون هستند. اما در اندیشه ی ایرانی، به ویژه در شاهنامه &amp;quot;پیمان بانی&amp;quot; جایگاهی والا دارد. پهلوانان و مردم در شاهنامه، با زنجیره ی قانون به یکدیگر زنجیر نمیشوند، آنها از هیچ قانون دولتی پیروی نمیکنند، مگر داد یا قانونی که در میان همه ایرانیان و گاه جهانیان همگانی است و آن &amp;quot;انجام پیمان&amp;quot; است و پشتیبانی انجام آن بر گردن، آیین مهر، (میترایی که با هزار چشم مردم را میپاید که مبادا پیمان شکنی کنند) می باشد. آیین مهر که ردپای آن را حتا امروز در آیین زورخانه و سنت ریش سفیدگری میبینیم، به مردمان می آموزد فراتر از هر اجبار در پیروی از هر قانونی، خود ضامن انجام پیمانهای خویش با دیگران باشند، در اندیشه ایرانی، ضمانت اجرای قوانین و ضامن اخلاق، دستگاه دولت و ترس مردمان از پادافره او نیست، [به وارون اندیشه ی هگل که دولت را به وجود آورنده ی اخلاق میداند و سنگرگیری مردم در پایگاه وجدان فردی در برابر دولت را ناپذیرا میداند] بلکه آدمی خود ضامن پایستگی اخلاق و پیوندهاست. تامس هابز در کتاب لویاتان، پیمانبانی را ویژگی والاتباران و نه توده فرودست میداند ازین رو در ایران، پیمان بانی را در میان پهلوانان، ویژه تر، می یابیم. افراسیاب شوند پیمان شکنی نفرین میشود و ایرانیان آزادگانند، از آنجا که بزرگترین پیمان بانها هستند. سیاوش بدین شوند رو به انیران میگذارد تا به فرمان کیکاوس وادار نشود گروگانهای تورانی را که با آنها پیمان بسته بکشد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یکی از سودمندیهای سنت ریش سفیدگری این است که ریش سفید کلید دل مردمان را در دست دارد، او میتواند از بیشی جویی های دو سوی درگیری بکاهد، چرا که همه احترام او را نگاه داشته، فراتر از سخن او هرزه درایی نمیکنند برای همین در جایی که مردم در دادگستری برای گرفتن بیشترین حقوق می آیند، ریش سفید کار را با میانداری به هم پذیری و آشتی میکشاند. ریش سفیدی ریشه در سنت &amp;quot;قدرت پدرانه&amp;quot; دارد.&lt;br /&gt;از دیدی دیگر، ریش سفیدگری جایی در میانه ی راه &amp;quot;پیمانبانی فردی&amp;quot; و &amp;quot;قانون دولتی&amp;quot; قرار میگیرد ... او پیونددهنده آرمانگرایی فردی و دوراندیشی دولتی است. ریش سفیدی اندامواره ای مهم در هاژه است. او در پادنهادی با نهاد فردی، همنهاد دولت را میسازد. مردم در پیمان های فردی ای که به درگیری می انجامد، رو به داوری ریش سفید می آورند. دولت با مردم روبرو نیست، او دوراندیشی و سیاستهای خود را برای ریش سفید گوارده میسازد و اریش سفید آنها را برای مردم گزارش میدهد. بهره گیری از آیین ریش سفیدی، راهی سودمند برای جلوگیری از روبرو شدن مردم با خشونت لخت ابزاری دولت است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;       &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;       &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-4410133003473965301?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/4410133003473965301/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_4064.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4410133003473965301'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4410133003473965301'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_4064.html' title='گِره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-5624339597603224087</id><published>2010-02-03T15:49:00.001-08:00</published><updated>2010-02-03T15:51:01.197-08:00</updated><title type='text'>بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و …&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;یکی از تفاوتهای بنیادین اندیشه ی ایرانی و سامی، نگرش گردونه ای آریاییان به هستی و پدیده هایش است. جهان اندیشه ی ایرانی، &amp;quot;پس از مرگ&amp;quot; نیز دارد چرا که آنها هرگز به &amp;quot;آخر خط&amp;quot; نمیرسند، هر پایانی برای ایشان سرآغازی دیگر است، زیرا مرگ را پسرفتی اهریمنانه میدانند. به وارون، در اندیشه ی سامیان، هستی و به ویژه زمان ساختاری راسته ای [خطی] دارد. سامیان بر این باورند که جهان روزی آغازیده است و روزی میمیرد، آنها زمان را دارای آغاز و پایان میدانند. در حالی که هندیان آریایی به تناسخ [گردش همیشگی روانها در تن] باور دارند. ایرانیان زروانگرا نیز، زمان را به چهار دوره سه هزار ساله بخش میکردند دوره نخست که آفرینش، مینوی است. دوره دوم یا بندهشن که اورمزد هستی را می آفریند، بی آنکه اهریمن را بدان راهی باشد. دوره سوم یا گمیچشن که اهریمن هستی را با بدی می آلاید و در پایان، سه هزاره انجامین یا ویچارشن که در میان نیکی و بدی جداسری می افتد..... و این چرخه تا همیشه پایدار و پیوسته است. گواه این نگرش، واژه ی &amp;quot;یاره&amp;quot; در ادب پارسی [در چم دستبند، طوق] است که با واژه ی &amp;quot;year&amp;quot; در زبان انگلیسی همریشه اند و هر دو بر گردونگی و گردی و بی پایانی دلالت دارند.... به همین شوند، یهودیان سامی نژاد به دو گروه بخش میشوند، صدوقیان و فریسیان, که نخستین دسته، به جهان پس از مرگ باور ندارند اما گروه دوم در چیرگی ایرانیان بر بابل، اندبشه ی آریایی گردونگی زمان و پیرو آن نگرش چهان پس از مرگ را پذیرا شدند. گردونگی و گردش، گونه ای پویایی است، هر باشنده ی سامانه، در هر کجای اندامواره که میپوید، خود را آغاز و پایان نمیداند و نمی ایستید،&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;او در هر درنگ از &amp;quot;بودن&amp;quot; به &amp;quot;شدن&amp;quot; میرسد. ازین روست که واژه ی منفعل و بیکنش &amp;quot;تقدیر&amp;quot; که دلالت بر &amp;quot;سرنوشتی بی دگرگونی و کم و کاست برای آدمی&amp;quot; دارد، در اندیشه ی ایرانی با واژه ی کنشگر &amp;quot;بُوِش&amp;quot; به گفتار میرسد، که از مصدر &amp;quot;بودن&amp;quot; که در گذشته و اکنون روی میدهد، با &amp;quot;ش&amp;quot; به آینده پیوند میخورد، ازین رو پویایی و جنبش از بودن به شدن را نشان میدهد. این پویایی گردونه ای، با شادی در همپیوندی اند. چرا که جمعه و شنبه و یکشنبه (آدینه های سامی مسلمانان، یهودیان، مسیحیان) از گونه ی آرامش همراه با رخوت و سستی، همانند &amp;quot;خدا 6 روزه جهان را آفرید و روز هفتم استراحت کرد&amp;quot; میباشند، اما ایرانیان، درازگاهی؛ &amp;quot;هفته&amp;quot; نداشتند بلکه در درازای هر ماه، روزهای رامش را، با شادی و پویایی در جنبش بودند.&lt;br /&gt;نوروز که در آغاز هر سال شکوه خود را بر پهنه ی بهار میگستراند، یکی دیگر از گردونگی های طبیعت است. (تنی چند از پژوهشگران باختری و پیرو آنها مهرداد بهار، آیین نوروز را دنباله رو آیین زنده گردی خدای شهید در میان رودان، و پیرو آن جشنی سامی میداند)&lt;br /&gt;از جلوه گاههای مهم گردونگی گیتی میتوان چامه پارسی را نمونه آورد:&lt;br /&gt;&amp;quot;گردش&amp;quot; سال فقط یک شب یلدا دارد / من بدون تو هزاران شب یلدا دارم&lt;br /&gt;پراکند &amp;quot;گرد&amp;quot; جهان موبدان / نهاد از بر آذران، &amp;quot;گنبدان&amp;quot; (فردوسی پاکزاد)&lt;br /&gt;درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیر آوری &amp;quot;چرخ&amp;quot; نیلوفری را (ناصر خسرو)&lt;br /&gt;و ..........&lt;br /&gt;در اوستا میخوانیم که &amp;quot;مهر فراخ چراگاه&amp;quot; هر روز سوار بر &amp;quot;گردونه خورشید&amp;quot; از فراز کوه هرابرزئیتی به جنبش در می آید و سراسر گیتی را میپیماید ........ در هنر دبیره ی ایرانی نیز گردی و گردونگی بر راستا-نگاری میچربد که خود نمونه ای از روان عرفانی-ایرانی است. به ویژه در معماری که مزگت های ایرانی کهسازه هایی همسان با نمونه ی آسمانی خود هستند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-5624339597603224087?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/5624339597603224087/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_6214.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/5624339597603224087'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/5624339597603224087'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_6214.html' title='بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-8323026446364946292</id><published>2010-02-03T15:49:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T15:50:15.592-08:00</updated><title type='text'>گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید بوی خوش فرزندانی را می دهند که عاشقانه برای رهایی و سرفرازی نام ایران فدا شدند . &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;ز خاکی که خون &amp;quot;سیاوش&amp;quot; بخورد / به ابر اندر آمد یکی سبز نُرد&lt;br /&gt;همه خاک آن شارستان شاد گشت / گیا، بر چمن، سروِ آزاد گشت&lt;br /&gt;نگاریده بر برگها چهرِ اوی / همی بوی مشک آمد از مهرِ اوی&lt;br /&gt;به دی مه بسان بهاران بدی / پرستشگهِ سوگواران بدی&lt;br /&gt;کسی کو ز بهر سیاوش گریست / به زیرِ درختِ بلندش بزیست (شاهنامه فردوسی بزرگ)&lt;br /&gt;از خون جوانان میهن آبیاری میشود، هماره، گلهای وطن. نخستین گل زیبای میهن که پرپر شد، سیاوش بود. گروی زره به دسیسه ی گرسیوز کم توان، سر او را میبرد. قطره خونی از اندامش به روی زمین میچکد که از آن گیاه &amp;quot;پر سیاووشان&amp;quot; میروید. که در همه فصلهای سال، بس بارور شاخ بنیاد است. و این داستان سرآغاز آیین سوگ سیاووشان در ایران، به ویژه در سغد و خوارزم میگردد. در آیین سو و شون زنان به سر و موی خود میکوبند و تن خویش را می خلند، مردان نیز با خستن روی، پاکی و فرهمندی سیاورشن را یاد میکنند که در دوران آل بویه و سپستر،می انجامد به عاشورای حسینی. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;کهن الگوی [Archetype] &amp;quot;روییدن گیاهی از خون جوانان &amp;quot; همواره در اندیشه ی ایرانیان جاودانه مانده است. پایداری شگفت آور ایران و ایرانی در جنگهای همیشه تحمیلی ایران، از خون جوانانی سرچشمه میگیرد که در ترازوی سنجش هستومندی خویش، با هستی میهن اهوراییشان، جانباختن را بر سرسپردگی بیگانه برتری دادند. از خون آنانست که ایران آباد است.&lt;br /&gt;از سوی دیگر، کجای این آبادبوم را سراغ دارید که پایمال سم ستوران بیگانه نشده باشد؟ اگر بارها و بارها به ایران، دل گیتی، تازش شده، که اینچنین است، از کدامین سرچشمه سیراب است آبادی این کهن بوم و بر؟ &lt;br /&gt;جز از خون دریادلانش/ مگر هست آبی/ که سیراب سازد/ تن تشنه ی بوم را ؟/ &lt;br /&gt;به بر آرد از هیچ، آبادبومی/ به زیر افکند دشمن شوم را ؟&lt;br /&gt;به همین شوند گلهای زیبایی که در سرزمین ایران میرویند، نشانه از پایستگی و باروری خاک خویش دارند، خاکی که پیوستگی و زایایی خود را مدیون جوانان جانباخته اش میداند و چه زیبا سرود خیام:&lt;br /&gt;هر سبزه که بر کنار جویی،رسته است/ گویی ز لب فرشته خویی،رسته است&lt;br /&gt;پا بر سبزه تا به خواری ننهی/ کآن سبزه ز خاک لاله رویی،رسته است&lt;br /&gt;یا:&lt;br /&gt;در هر دستی که لاله زاری بوده است/ از سرخی خون شهریاری بوده است&lt;br /&gt;هر شاخ بنفشه کز زمین میروید/ خالیست که بر رخ نگاری بوده است&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-8323026446364946292?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/8323026446364946292/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_106.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/8323026446364946292'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/8323026446364946292'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_106.html' title='گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-6045797764076925358</id><published>2010-02-03T15:48:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T15:49:23.551-08:00</updated><title type='text'>همسران باید یکدیگر را ستایش کنند</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : همسران باید یکدیگر را ستایش کنند و فرزندان هم پدر ، مادر و آموزگاران و... ستایشگری برای همه هست .&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;یکی از بازوهای نیرومند پیکر اندیشه ی ایرانی، فرهنگ &amp;quot;ستایش گری&amp;quot; است که از فرای سده ها و هزاره ها به دست هستومندان کنونی آن رسیده است. در اوستا واژه ی &amp;quot;ستایش&amp;quot;، از پرکاربردترین واژگان این کتاب سپند است.&lt;br /&gt;خشنودی سروش اَشَوَن دلیر تن-منتره یِ سخت رزم افزارِ اهورایی را [ستایش] میکنیم (یسنا، هات 57،سروش یشت سَرِشب)&lt;br /&gt;خورشید جاودانه ی رایومند تیز است را [میستاییم] (خرده اوستا، خورشید نیایش)&lt;br /&gt;[ستایش] به جای می آورم بهمن و اردیبهشت و شهریور و سپندارمذ و خرداد و امرداد و گئوش تَشَن و گوشورون و آذر اهورامزدا _ تخشاترین امشاسپندان – را (یسنا، دفتر دوم، هات 1 ، اوستای جلیل دوستخواه)&lt;br /&gt;روانهای جانوران سودمند دشتی را [میستاییم] اینک روانهای اَشَوَن مردان و اَشَوَن زنان – در هر کجا زاده شده اند – را میستاییم. (یسنا، هفت هات، هات 39، بخش 2، اوستای ... دوستخواه) &lt;br /&gt;و ......&lt;br /&gt;بایسته ی گفتارست بدانیم، ستایشگری بنی جداسر با چاپلوسی دارد. چاپلوسی از ایمنی دوستی، سوداندیشی و مایه نگری ریشه میگیرد اما ایرانیان برین باورند: [کسی که همیشه در پی ایمنی و سود خویش است، چگونه به جهان خرمی بخش مهر خواهد ورزید؟ (گاتاها هات 5، بند 2. گزارش فریدون جنیدی)]. ستایشگری، پراکندن شادی با ارزشمند انگاری بی مزد یکدیگر است. ستایشگری از همدلی برمیخیزد و با به گفتار رسیدن، دلها را به بگدیگر پیوند میزند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;« ازین رو بزرگ خانه، کدخدا، شهردار، پادشاه کشور و پیوستگی آنان به یکدیگر چنان بود که در نمازِ گاهِ سپیده دم، به بزرگِ خانه و کشاورز درود و ستایش فرستاده میشد. در نماز بامدادین به کدخدای راست کردار، در نماز نیمروز به شهردار مردم نواز و در نماز اِیوار یا غروبگاه به پادشاه کشور. به وارون، شاهان نیز هنگام نمارِ بامدادین به کشاورز درود و ستایش میفرستادند، چنان که کشاورزان نیز به شهرداران و کدخدایان و شاهان و &amp;quot;همه به هم&amp;quot; (گزارش فریدن جنیدی) »&lt;br /&gt;در آن روزگار، آسمان ایران پر از شادی بود. زمینش پر از ستایش، و روان مردمان از همزیستی با هم، خرسند. کدبانو به کدخدای خانه ستایش و درود میفرستاد. مرد خانه نیز، در برابر او زانو میزد و برایش زندگانی دراز آرزو میکرد. فرزندان چنین خانواده ای پدر و مادرشان را میستودند و همه باهم برای آموزگاران راستی آموز خویش ستایش و درود خواستار بودند. دست بوسی، پابوس، زمین ادب را بوسیدن [در کشتی و ورزش زورخانه همچنان پابرجاست]، همچنین، آفرین به جای آوردن، از گونه آیینهای ستایشگری در ایران است. برای نمونه، هنگامی که زال برای جلوگیری از یورش سام به کابل پیش وی میرود: &lt;br /&gt;[چو زال اندر آمد به پیش پدر/&amp;quot;زمین را ببوسید&amp;quot; و گسترد، بر/// یکی &amp;quot;آفرین&amp;quot; کرد با سام گُرد/وز آبِ دو نرگس،همی گل سترد]&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-6045797764076925358?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/6045797764076925358/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_5204.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6045797764076925358'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6045797764076925358'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_5204.html' title='همسران باید یکدیگر را ستایش کنند'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-6162854406925109974</id><published>2010-02-03T15:47:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T15:48:33.252-08:00</updated><title type='text'>سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند ، بزودی بردگی را نیز تجربه میکنند&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;چه گفت آن سخنگوی آزاده مرد / که آزاد را، کاهلی بنده کرد (فردوسی پاکزاد)&lt;br /&gt;در آیین ایرانیان، ستایش شده است کاشتن درختان و آباد کردن زمین، بیوگانی، رنج کشیدن در کار و هرگونه تلاشی در زیستن زمینی، تا آنجا که زرتشت با آیین مینویی برخیِ گاو به دست میترا میستیهد، و آدمیان را به باور نداشتن اندیشه های صوفیانه پند میدهد. او ستاینده زمین است و با خواردارندگان آن میانه ای ندارد. خواه کرپن ها و کویها باشند خواه گئوتم [بودا]. در کتاب &amp;quot;مینوی خرد&amp;quot; برترین زمین آنجا شناسانده میشود که مردی بر روی آن به کشت میپردازد و بدترین زمین، جاییست که بی کشت و رنج بماند. ایرانیان نژاده با زاریستن و آه و نیازورزی سوی ایزد هیچ میانه ای ندارند. آنان، نان، از بازوی خویش میخورند، و سر به گریبان &amp;quot;در بحر مکاشفت مستغرق نمیشوند&amp;quot;، شاید روزیشان از &amp;quot;ملکوت&amp;quot; برسد. &lt;br /&gt;بکارند و ورزند و خود بدروند/ به گاه خورش، سرزنش نشنوند تن آزاد و آباد، گیتی بدوی/ برآسوده از داور و گفتگوی ز فرمان؛ تن آزاده و خورده نوش/ وز آواز پیغاره، آسوده گوش (گزارش فردوسی از کشتورزان)&lt;br /&gt;کاهلی و سستی در آنان راهی ندارد، هرزه درایی نیز نمیکنند، چرا که میدانند هر کشت، چه میوه ای به بار می آورد و هر تخشایی چند گام به جلو است، پس به گزافه &amp;quot;طی الارض&amp;quot; نمیکنند و اهل معجزه و کرامات نیز نیستند. روزه گرفتن در باور ایرانی گناه است، زیرا آنها میدانند: ز نیرو بود مرد را راستی/ ز سستی کژی آید و کاستی&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;گفتار در آسیب شناسی یکی از مهمترین آک های [آهو، عیب] فرهنگ ایرانیان از همینجا سرچشمه میگیرد که چگونه دریوزگان یاور اهریمن [در باور ایرانیان پیش از اسلام]، به درویشان مرد خدا [در پس از اسلام] دگرگون جای شدند. از دیدگاه تبارشناسی واژگان، این تنها یک دگرگونی در واج های یک واژه نبود (تبدیل شدن &amp;quot;دریوزه&amp;quot; و &amp;quot;دریوش&amp;quot; به &amp;quot;درویش&amp;quot;) بلکه جابجایی بنیادینی در اندیشه ی یک ملت معنی میداد. البته، رخداد والایش پایگاه درویشان از جایگاه پست به بالاترین جایگاه مینوی هاژه، در زمان یورش تازیان نیاغازید. این فرآیند کمینه، 300 سال دیرینگی داشت. مسیحیان که چندی بود در روم، پایگاه رسمی دولتی برای پراکندن آیینشان یافته بودند روی به ایران آورده (پیش از رسمی شدن مسیحیت در روم کنستانتین، ارمنیان مهرپریستار، مسیحی شده بودند)، آیینشان را بازگو میکنند. دین آنها در رویارویی با اندیشه ی ایرانی، گوشه گیری، زن نخواستن و روزه گرفتن را خیر میداند. اخلاقیات و میل به زیست در آنها جایی نه در روی زمین پاسخ داده میشود، و اینها همه با اندیشه ی ایرانی همستارند. &amp;quot;مانی&amp;quot; نیز با انبارش اندیشه های گنوستیکی، هندی و مسیحی با مینه های زرتشتی، آیینی نو می آفریند که در آن زهد و صوفی گری، با نبرد روشنایی و تاریکی آمیخته گشته است. اندیشه های صوفیانه، که در مغز ایرانی هیچگاه مجال راه یافتن نداشت؛ این بار آمیخته با خوراک فلسفه ایرانی [جنگ میان نیک و بد] به خورد باشندگان ایران میرود و اثر خود را نیز میگذارد. موبدان زرتشتی به وارون نیاکان دینیار خویش توانایی نواندیشی و پیرایش دین از خرافات را ندارند. آنها حتا معنی بسیاری از بخش های اوستا را نمیدانند، &amp;quot;کرتیر&amp;quot; موبدان موبد ایران در زمان &amp;quot;شاپور یکم و پسرانش&amp;quot;، افلاطونی مذهب است !! آیین های &amp;quot;پتت [توبه]&amp;quot; به اندیشه ی ایرانی راه یافته و قربانی کردن چون دوران پیش از زرتشت، باز، انجام میشود.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;جوانانی که هزاران سالست پهلوانانه در آیین میترا، مردانه زیسته اند و دو هزاره است به پویایی و تلاش در راستای آیین مزدیسنا خو گرفتند، در همنشینی با صوفیان این خواردارندگان زمین، جنگ افزارهایشان را رها کرده، زمین را آباد نساخته، رزم و پادرزم را از یاد برده اند. اگر به صوفیان گفته شود جنگی در راه است، دشمن به میهن تاخته است، کاری کنید؛ خواهند گفت: جایگاه ما در لامکان است، اینجا نشد، جای دیگر، اما جنگ بی جنگ که بیزاری ما از هرگونه کنشی آمیخته به خون است. دو نمونه از صوفیان نام آشنا که اینگونه کرداریده اند، یکی&amp;quot;ابوسعید ابوالخیر&amp;quot; که در حمله ترکان به میهن اهوراییمان، دوستِ دزد بود و انباز کاروان، پولهای غارتیده شده ی مردم به دست ترکان را خرج خانقاهش کرده دم بر نمی آورد. همچنین &amp;quot;نجم الدین دایه&amp;quot; نویسنده ی کتاب مهم عرفانی &amp;quot;مرصادالعباد&amp;quot;، زن و فرزند را در یورش مغولان به جا میگذارد و فرار میکند. به هر روی، ایرانیان که پیوستگی میهنشان در درازای تاریخ، مدیون اندیشه ی کنشگر و کارایشان بود، در چنگال اندیشه ی صوفیانه، وادار شدند تا در برابر &amp;quot;تازیانِ مارخوار اهرمن چهره&amp;quot; سر فرود آورند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;   &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;   &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-6162854406925109974?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/6162854406925109974/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_8989.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6162854406925109974'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6162854406925109974'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_8989.html' title='سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-2425754945807121442</id><published>2010-02-03T15:46:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T15:47:37.612-08:00</updated><title type='text'>تنها "آغاز ها" را باید "جشن" گرفت</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : تنها &amp;quot;آغاز ها&amp;quot; را باید &amp;quot;جشن&amp;quot; گرفت چرا که شیره جهان در رشد و &amp;quot;زایندگیست&amp;quot; .&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;جشن گرفتن &amp;quot;آغازها&amp;quot; را در شاهنامه فردوسی به آشکارا میتوانیم ببینیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگزاری نخستین جشن [سده] در شاهنامه به زمان هوشنگ باز میگردد که آتش اهورایی نخستین بار پدید می آید: &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;بگفتا فروغی است این ایزدی / پرستید باید اگر بخردی &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یکی جشن کرد آن شب و باده خورد / &amp;quot;سده&amp;quot; نام آن جشن فرخنده کرد &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;ز هوشنگ ماند این سده یادگار / بسی باد چون او دگر شهریار&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;دومین جشن [نوروز] در زمان جمشید برپا میگردد و آن نخستین پرواز آدمی بر فراز زمین است. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;چو خورشید تابان میان هوا / نشسته بر او شاهِ فرمانروا &lt;br /&gt;جهان انجمن شد بر آن تخت اوی / شگفتی فرومانده از بختِ اوی&lt;br /&gt;بخ جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را &amp;quot;روز نو&amp;quot; خواندند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سومین جشن [مهرگان] در زمان فریدون برپا میگردد که جشن پیروزی نیکی بر بدی، فریدون بر ضحاک است&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;پرستیدن &amp;quot;مهرگان&amp;quot; دینِ اوست / تن آسانی و خوردن آیین اوست&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;پیوند میان &amp;quot;آغازینگی&amp;quot; و &amp;quot;جشن&amp;quot; و &amp;quot;زایندگی&amp;quot; شایسته ی پژوهش است. برآیند این سه مینه را میتوانیم در واژه ی &amp;quot;نوزاد&amp;quot; [نوزوت] ببینیم. نوزادی یا نوزوتی نام جشن کستی بندی و سدره پوشی زرتشتیان است. هم جشن است، هم زایش، و هم آغاز وینه ای نو در زندگانی باورمندانش. آغازها همواره با زایشها همراهند و به یاد ماندنشان را وامدار جشنی هستند که تنها و تنها برای ماندگاری آن زایش، و آن آغاز برگزار میشود. در این میان، هر چه آن زایش بزرگتر باشد، آغازش آن نیز بزرگتر، و پیرو آن، جشن همتراز با آن نیز پرشکوه تر و به یاد ماندنی تر است. برای نمونه جشن زایش میترا را میتوان نام برد که هزاران سال است در شب چله برگزار میشود و جشنیست بزرگ برای زایش ایزدی بزرگ که آغازنده ی فلسفه و فرزانی بزرگ است.&lt;br /&gt;اکنون اگر یکی از سه گوش زایندگی، آغازینگی و جشن را پاک کنیم، بیگمان فلسفه ی هر سه را از میان برده ایم.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;زایندگی، بی آغازینگی، تکرارست&lt;br /&gt;آغازینگی، بی زایندگی، ناباروریست&lt;br /&gt;زایندگی و آغازینگی بی جشن، محکوم به فراموشیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زایش اندیشه ای را میتوان برای همیشه جشن گرفت که در آغاز به هست در آمدن، باروری نخستین خود را به زایایی همیشگی دگردیسه کند. او پیوسته می زاید چون همیشه بارور است. اما روزی که نتواند پیوستگی خود در خودزایی را با زایشی دوباره نمایان سازد، به مرگ آهسته دچار میشود. و مرگ، آغازی ندارد بلکه پایان است و پایان را جشن نمیگیرند. زیرا جشن، ستایش است [یسنا و جشن در اوستا به معنی ستایش است] و هیچکس مرگ را نمیستاید، مگر آخشیج مرگ زا، که در اندیشه ی ایرانی کسی نیست جز اهریمن. &lt;br /&gt;اگر مرگ داد است بیداد چیست؟ / ز داد این همه بانگ و فریاد چیست؟ (فردوسی پاکزاد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و این چرخه تا بدانجاست که به ساختار فلسفه ای نیرومند برسیم.&lt;br /&gt;اهریمن همخانواده با مرگ و پایان و سوگواریست و در او، زایندگی و آغاز و جشن راهی ندارد. او هستی آور نیست، بلکه فرمانروای نیستی است. ازین رو او را با شیره و شیرازه ی کار جهان میانه ای نیست. &lt;br /&gt;شیره و شیرازه ی گیتی به همراه جشن و زایندگی و آغازینگی، همه آفریده اهورامزدا هستند&lt;br /&gt;(در اسطوره های ایرانی میخوانیم که اهریمن و پیروانش در هر زمستان به جویدن شیرازه و بن جهان میآغازند اما درست در زمان نوروز که چشم دارند جهان از هم بپاشد، میبینند که شیرازه ی استومند هستی باز پیکرینه و استوار گشته است).&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-2425754945807121442?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/2425754945807121442/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_2973.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/2425754945807121442'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/2425754945807121442'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_2973.html' title='تنها &quot;آغاز ها&quot; را باید &quot;جشن&quot; گرفت'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-2182942854675095294</id><published>2010-02-03T15:45:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T15:46:55.474-08:00</updated><title type='text'>صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند میگویند نیاز را باید از بین برد چون نیاز سبب دگرگونی میگردد و دگرگونی از دیدگاه آنان رنج آور است! حال آنکه هدف آدمی از زیستن، و درک زوایای پنهان دانش است. به جای گوشه نشینی و خرده گیری باید با ابزار دانش سبب رشد میهن شد و امنیت را برای خود و آیندگان بدست آورد&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;کردارهای همراه با آز و نیاز [نه آز]، که رد پای آن را در تاریخ ایران به آسانی میتوانیم بیابیم، در باور ایرانیان از گونه کردارهای اهریمنانه به شمار میروند. انسان آزورز، با بهره گیری از ویژگیهای فرهمندانه ی ظاهری، با گردآوری نیرو، ناخویشتنداری و خشم اهریمنی خود را بر سر نیروهای کمینه طبیعت فرو میریزد. نیازورز نیز، همچون آزورز خشمی در درون خود دارد، اما از داشتن ویژگیهای برون گرایانه محروم است، ازین رو بیکنشانه، خشم را به درون خویش فرومیفکند تا بنیانهای درون را نابود سازد. او از زیستن در گیتی رنج میبرد، زیرا چنانچه بخواهد پای در جایگاه هستومندان و زندگی باوران بگذارد، وادار میشود بی کنشی گذشته را به کناری نهد. و این برابرست با زایایی در هر درنگ و درگیر شدن با کوچک و بزرگ پیشامدهای زندگی که صوفی، نه مرد آنست که با غمش برآید. او استاد تفسیرهای &amp;quot;به وارون&amp;quot; است. به او میگویند &amp;quot;غنیمت شمار این یک دم عمر را&amp;quot; و او تعبیر میکند، که رویدادهای جهان را به کنار بنه و در خود فرو رو. او می اندیشد اگر غذا نخورد و کنش جنسی اش را با واکنشی به تناسب آرام نگرداند، آنگاه &amp;quot;نیاز&amp;quot; از بین میرود. درینجاست که فردوسی وخشور به زبان می آید و میگوید:&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;{ ز پرهیز هم کس نجست از نیاز } &lt;br /&gt;[تو را ای صوفی پند میدهم که نیاز، همچو آز، از درون میجوشد. اگر نخوری و نخوابی و نزیوی، گرد اینکه نیاز از میان نرفته است، آن را هم تشنه تر ساخته ای]. گفته ی فردوسی، گزاره ای کانتی نیست، مینه آن از درون فرهنگ ایران میجوشد . نمونه:&lt;br /&gt;نه چندان بخور کز دهانت برآید / نه چندان کز ضعف جانت بر آید (سعدی)&lt;br /&gt;آزورزی و نیازورزی هر دو زاده ی مرگند، هر دو تشنه اند. و این تشنگی به وارون آنچه که خواجه نصیر میپندارد تنها با میانه روی در این دو، سیراب نمیشود.بلکه باید غریزه ای دیگر را به کنش انداخت. غریزه ای که با مرگ و نازندگی همستار باشد. و آن غریزه ی زندگیست که شادی از آن میتراود. &lt;br /&gt;از آن دو مینو که در آغاز در اندیشه پدیدار شدند، یکی زندگیست و دیگری نازندگی (گاتاهای اشو زرتشت)&lt;br /&gt;در سه هزارساله ی سوم آفرینش [گمیزش]، با آمیخته شدن نیکی و بدی است که آدمیان به باشندگی رسیدند. ازینروست که غریزه ی مرگ و زندگی تا همیشه در آدمی به جنگ ایستاده اند، تا رستخیز که باز این دو از هم جدایی میگیرند؛ در اساطیر تنها از کیخسرو نام برده شده که توانست با ویچارشن (جدایی،گزارش) نیکی و بدی [زندگی و نازندگی]، بی رستخیز، زنده به مینو رود. زیرا تنها در مینو است که بدی و نیکی، زندگی و نازندگی، در حالت مینویی و جدا از هم زیست میکنند..&lt;br /&gt;غریزه ی زندگی، مرگ را میزداید، جان را استوار میگرداند و روان را پالایش میدهد. زیستن در گیتی و رنج کشیدن در آن، پایستگی جان را در پی می آورد و تندرستی میبخشد. غریزه ی زندگی، اهرمهای غریزه ی مرگ [چون خشم و ویرانگری و میل جنسی] را از چنگ او میستاند و با والایش آن، &amp;quot;هنر&amp;quot; را پدید می آورد. موسیقی، دبیره نگاری، نگارگری و ..... همچنین هنر زیستن، هنر عشق ورزیدن، هنر نیک اندیشی و نیک گفتاری و نیک کرداری و چه بسا &amp;quot;هنر رندی&amp;quot; از دیدگاه حافظ، همه و همه والایش همان غرایز ساده و نخستین آدمی اند. با این تفاوت که این بار ابزاری در دست غریزه ی زندگی اند.&lt;br /&gt;و اما صوفی که رنج، از دیدگاه او سخت ترین سهش ها [حس] است. نه اینکه درد و رنج به خودی خود از توانِشِ او فراتر باشد، درد و رنجی که او میکشد هرگز از درد و رنج دیگران بیشی نمیگیرد و چه بسا کمتر هم هست؛ اما، در وی، سامانه ی تحمل کردن و به سفت جان کشیدنِ درد، ضعیف است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;زیرا هرگز با رنج خو نگرفته است و عادت به درد کشیدن ندارد. زیرا به درد آمدن اندام و روان از آفرینش و کار و سختی زاده میشوند، که او با آن بیگانه است. صوفی، در حقیقت با گزیدن &amp;quot;نازندگی&amp;quot; نیروی جان و روان خویش را میکاهد و هرچه درین روند پیش میرود، دردهایی را که در گذشته میتوانست تحمل کند، اکنون برای وی گزنده تر و کشنده ترند.&lt;br /&gt;اما او در دگرگونیها، کرانِگی میگزیند، دگرگونیها عبارتند از زایش و مرگ پدیده ها، که بی هر کدام دیگری معنای خود را از دست میدهد.... آنها زیستندگان در این جهان نیستند.&lt;br /&gt;به همین شوند نیچه، جنگ را میستاید. جنگ، آدمی را به توانِش سختیها وادار ساخته و از پدید آمدن روان و جانی بیمار جلوگیری میکند. جنگ و سختی از پس خود ابرمردان را برجای میگذارد. در جنگهاست که صوفیان میانجیگری را به کرانجی خواهی دگرگون میکنند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-2182942854675095294?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/2182942854675095294/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_03.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/2182942854675095294'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/2182942854675095294'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post_03.html' title='صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-6162154480157043681</id><published>2010-02-03T15:44:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T15:45:54.767-08:00</updated><title type='text'>سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند</title><content type='html'>&lt;div id="postbody"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند،به اسطوره های کشورهای دیگر دلخوش میکند. فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسطوره [همریشه با story] که در زبان فارسی بدان &amp;quot;میث&amp;quot; یا &amp;quot;میتوخت&amp;quot; [همریشه با mythology] میگویند از گونه پیچیده ترین دانشهای انسانی است. از دیدگاه &amp;quot;پوپر&amp;quot; بر هر آنچه که &amp;quot;ابطال پذیری&amp;quot; علمی ندارد، نمیتوان نام دانش و علم نهاد، ازینرو برخی از ناباوران به شوند گستردگی و کران ناپذیری این دانش، آن را نیمه دانشی نیمه علمی میدانند. برخی نیز پا را فراتر نهاده اند و اسطوره را افسانه و نیرنگ و دروغ و حتا لالایی برای خواب بچه ها میدانند. در این میان فردوسی بزرگ، رای دیگری در سر میپروراند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو این را دروغ و فسانه مدان / به یکسان رَوِشنِ زمانه مدان&lt;br /&gt;ازو هر چه اندر خورد با خرد / دگر بر ره رمز معنی برد (فردوسی بزرگ)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او برین باور است که کتاب سراسر اسطوره اش، هرگز دروغ و افسانه نیست. افته هایی درین کتاب هست که خردمندانه و باورپذیر مینماید، اما آنهایی هم که باورناپذیر و فرابودانگارانه به دیده می آید، رمز و رازی در خود میپرورد، که بازگشایی مازهای رازش بر گردن خوانندگان این کتاب سترگ است. &lt;br /&gt;&amp;quot;اسطوره&amp;quot; ها، داستانهایی ملی یا فرا ملی هستند که در گستره ی سرزمینی یا جهانی، راز و رمزهای سرشت آدمی، نوزاییهای طبیعت و بسیاری دانستنیهای دیگر را در بر میگیرند. آنها کلید باغ تو در توی گیتی هستند. هر کس کلید را در دست داشته باشد، گیتی را هم در مشت دارد. ازین روست که &amp;quot;امیر معزی میسراید:&lt;br /&gt;مسلمان گر بدانستی که، بت چیست / یقین کردی که دین، در بت پرستیست&lt;br /&gt;او میخواهد بگوید: بتها، پیکرینه شدن اساطیرند؛ به همین شوند همه ی راز و رمزها و پیچیدگیهای جامعه ی تازیان، در بتهایشان نمادینه شده است. چه بسا اگر بتهایشان را فهمیده بودیم، میتوانستیم بهتر به آنها کمک کنیم.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;اساطیر یک کشور، کهن الگوی آن کشورند. تفاوت اساطیر کشورها با هم، از دگرسان بودن طبیعت، رخدادها،تاریخ، روح و آداب و رسوم و شیوه اندیشیدن مردم آن کشور شالوده میگیرد؛ هر کوه و دریا در اسطوره یک واژه اند. تا جایی که حتا میتوانیم ادعا کنیم کشورها، فراتر از روند پیشرفت مایگانی و دگردیسی اندامواره شان، همواره کهن الگوی خود را تکرار میکنند. برای نمونه، آیا کسی میتواند تفاوتی میان رهبران مارکسیست شوروی [نمونه استالین]، و تزارهای کهن روسیه [نمونه پطر] و همچنین خاقانهای چین با مائو ببیند؟ و آیا اروپا با یکپارچگی اش، سودای امپراطوری روم را در سر نمیپروراند؟&lt;br /&gt;به هر روی، اسطوره ها گونه ای الگوی ناخودآگاهانه، برای بهره گیری آگاهانه واکنشهای آدمیان در برابر رویدادهای گوناگون روزمره اند با این تفسیر که تاریخ تکرار میشود. کشوری که الگوهای اساطیری اش را فراموش کند محکوم است به بازآموزی و بازآفرینی نمودارهای کهن خود. در این میان، میل به اسطوره خواهی مردمان چنین کشوری را وادار میسازد تا از اساطیر دیگر کشورها بهره گیرند. اما کهن الگوی آن یکی، هرگز روان این یکی را سیراب نمیسازد. و این می انجامد به گونه ای از خودبیگانگی فرهنگی. &lt;br /&gt;مثلی داریم که میگوید: زاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود را نیز از یاد برد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در کشوری چون ایران، که اساطیر آن بونده تر و رایومندتر از دیگر فرهنگها چهره پردازی شده اند، یا فراتر از آن، بنابر دبستان هگلیسم، روح ملی کشور خود را باز میتابانند (اندیشه استاد مرتضی ثاقب فر) ، بیگانگی با اساطیر، آسیب پذیری و بی پناهی بیشتری به ارمغان می آورد. روح ملی ایران، در یک گزاره ی کوتاه &amp;quot;جنگ همیشگی میان نیکی و بدی&amp;quot;، و خویشکاری آدمیان در یاوری اهورامزدا برای پیروزی در آن است. روح ملی ایران را در شاهنامه، «کتابی که هیچ ملتی همسان با آن را ندارد؛ آرتور نولدکه» به آشکارا در می یابیم؛ آنهم به خردمندانه ترین شیوه. تا جایی که فردوسی، دیو را، به پیکره ی انسان می آراید: &lt;br /&gt;تو مر دیو را مردم بد شناس / کسی کاو ندارد ز یزدان سپاس&lt;br /&gt;یا در داستان جنگ رستم با اکوان دیو، ناخرسندی خود از ناباورانه بودن داستان را باز میگوید:&lt;br /&gt;خردمند کاین داستان بشنود / به دانش گراید، بدین نگرود&lt;br /&gt;ولیکن چو معنیش یاد آوری / شود رام و کوته کند داوری&lt;br /&gt;تو بشنو ز گفتار دهقان پیر / اگرچه نباشد سخن دلپذیر&lt;br /&gt;از آنچه گفتیم پیداست، اسطوره ها، چراغی روشن بر فراز اندیشه اند، تا آدمیان هیچگاه نژادگی و خویشکاری خود در کوره راه های تاریخ را فراموش نکنند. &lt;br /&gt;ارد بزرگ: &amp;quot;بیچاره فرزندانی که اسطوره های سرزمین خویش را فراموش کنند؛ آنان آسیب پذیر و بی سرپناهند.&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-6162154480157043681?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/6162154480157043681/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6162154480157043681'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6162154480157043681'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-7780307038237044616</id><published>2010-01-31T04:04:00.000-08:00</published><updated>2010-01-31T04:05:44.884-08:00</updated><title type='text'>سخنان ارد بزرگ به کوشش مینا مقدادی</title><content type='html'>&lt;div style="overflow: auto; text-align: center;" class="seBlogEntryBody"&gt;               &lt;p&gt;سوار بر روان خویشتن خویش باشید ، پادشاهی بر سپاهی بی گزند ، اگر نگاهتان بر بوسه گاه زمین آسمان گره خورده باشد هیچ فراز و فرودی دلتان را نمی لرزاند .  ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;ناراستی ها پیشاپیش رو به مرگ و نیستی اند مگر آنکه ما آنها را در اندیشه و روان خویش زنده نگاه داریم !.  ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;سرزمین روان ما بسیار بزرگتر و باشکوه تر از جهان پیرامون ماست . کسانی را  بدان راه دهیم  که سزاوار آن باشند .  ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;روان دانایان فربه تر از دیگران است این نیرویست که دانش به آنها بخشیده است . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;بدن ایستگاه روان نیست. بدن هدیه و ابزار روان است . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.  ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;نیکی برآیند خرد است ، در دل و روان آدمی . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;هر چه بلند پروازتر باشید تپش دلتان کمتر خواهد شد . فشار و دردهای روانیتان نیز  . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;در خواب می توانی نیروی روان خویش را بنگری . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;خودخواهی ، کاشی سادگی  روانت را ، خواهد شکست . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;روان مردگان و زندگان در یک ظرف در حال چرخش اند . ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد .  ارد بزرگ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;منبع :&lt;a href="http://www.iran20.com/mina28/blog/&amp;category_id=7"&gt; http://www.iran20.com/mina28/blog/&amp;amp;category_id=7&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;             &lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-7780307038237044616?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/7780307038237044616/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_6786.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/7780307038237044616'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/7780307038237044616'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_6786.html' title='سخنان ارد بزرگ به کوشش مینا مقدادی'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-2976949346906579507</id><published>2010-01-31T03:59:00.000-08:00</published><updated>2010-01-31T04:00:45.986-08:00</updated><title type='text'>سخنان بزرگان جهان</title><content type='html'>&lt;font color="#b783d8"&gt;&lt;font 12pt="" font-size:="" style=""&gt;&lt;font style="font-size: 8pt; font-family: tahoma;"&gt;&lt;div class="postbody"&gt; 	&lt;p style="margin-right: 10px;"&gt;&lt;font color="#2c9ab9" style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;-&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او ميدان بروز و رشد هنر را داده است . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-معني حيات را درزيبائي و قدرت اراده بايد جستجو کرد. ماکسيم گورکي&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-براي آنکه عمر طولاني باشد، بايد آهسته زندگي کنيم. سيسرون&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-دست استاد خويش را ببوس ، چون او هم پدر است هم پرورنده خرد . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-شمشيري عليه مهرباني وجود ندارد. ضرب المثل ژاپني&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-بزرگترين نابکاري آن است که بپنداريم براي آنکه برترين باشيم بايد دست به ويرانگري چهره ديگران بزنيم . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-رضايت وجدان تنها پس از انجام وظيفه است. اسمايلز&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-ارزش اخلاقي ، بسته به تعداد وظايفي است که انسان انجام مي دهد. مترلينگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-ره آورد سفر در درون آدمي ، به جز خرد و پيشرفت نيست . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. اسكات پك&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيموده‌ايم مي‌توانيم هدايت كنيم. اسكات پك&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-کسي داناست که مي داند هيچ نمي داند. ضرب المثل فلسطيني&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-سعادت ديگران ، بخشي مهم از خوشبختي ماست. رنان&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;- ياد اشک و شيفتگي ، آويزه خاموش دلهاست . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-با مردمان نيک معاشرت کن تا خودت هم يکي از آنان به شمار روي. ژرژ هربرت&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-آدمهاي بزرگ و انديشمند ، بسيار اشک مي ريزند . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-آن زنده که کاري نکند ، مرده به از اوست . ضرب المثل ايراني&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-با دلسوزي و احترام بيشتري نسبت به ديگران رفتار كنيد . آنتوني رابينز&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-فرومايگان پس از پيروزي ، همآورد شکست خورده خويش را به ريشخند مي گيرند . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-هنگامي که منتظريد ديگران هيجان را به زندگي شما بازگردانند ، براي توليد عشق و شور و نشاط به آنان وابسته مي شويد و تماس خود را با منبع عشق درون خود از دست مي دهيد . باربارا دي آنجليس&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-با تقوي و خوبي مي توان سعادت آفريد. زنون&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-گاهي شالوده و ريشه شکست هاي بزرگ ، از اشتباهات بسيار ريز و کوچک سرچشمه مي گيرد . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-مرور زمان به خودي خود بسياري از نگراني ها را ازبين مي برد. ديل کارنگي&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-انديشه پروازگر است جايي فرودش آوريم که زيبايي خانه دارد . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-امکانپذير است که يک ميليون حقيقت را در مغز انباشت ولي هنوز بيسواد بود.آلک بورن&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند. کريستوفر مارلو&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-آن گاه که ، زايش راهي نو را از درون خويش احساس کردي پاي در راهي خواهي گذارد که پيشتر براي رسيدن بدان بسيار تلاش نموده ايي . ارد بزرگ&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;-انسان در همان لحظه که تصميم مي گيرد آزاد باشد ؛ آزاد است. ولتر&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="margin-right: 10px;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="margin-right: 10px;"&gt;&lt;font color="#2c9ab9" style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;منبع : وب سایت &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;b&gt;&lt;font color="#b783d8"&gt;&lt;font 12pt="" font-size:="" style=""&gt;وستا نکات - &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;font color="#b783d8"&gt;&lt;font 12pt="" font-size:="" style=""&gt;&lt;font style="font-size: 8pt; font-family: tahoma;"&gt;&lt;font color="#272c2f"&gt;وستا هوذا&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="margin-right: 10px;"&gt;&lt;font color="#2c9ab9" style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;b&gt;&lt;font size="3" face="arial, helvetica, sans-serif" color="#0033ff"&gt;&lt;a href="http://vestanokat.blogfa.com/post-14.aspx"&gt;http://vestanokat.blogfa.com/post-14.aspx&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-2976949346906579507?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/2976949346906579507/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_997.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/2976949346906579507'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/2976949346906579507'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_997.html' title='سخنان بزرگان جهان'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-6570614504095359046</id><published>2010-01-31T03:57:00.000-08:00</published><updated>2010-01-31T03:58:31.414-08:00</updated><title type='text'>بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *سفر*</title><content type='html'>●آخرین فرگرد جلد هفتم بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ●   &lt;br /&gt; ● فرگرد سفر ● &lt;br /&gt; ______ از :« سعدی » دیوان اشعار »______ &lt;br /&gt; می‌روم با درد و حسرت از دیارت خیر باد&lt;br /&gt; می‌گذارم جان به خدمت یادگارت خیر باد&lt;br /&gt; سر ز پیشت برنمی‌آرم ز دستور طلب&lt;br /&gt; شرم می‌دارم ز روی گلعذارت خیر باد&lt;br /&gt; هر کجا باشم دعا گویم همی بر دولتت&lt;br /&gt; از خدا باد آفرین بر روزگارت خیر باد&lt;br /&gt; گر دهد عمرم امان رویت ببینم عاقبت&lt;br /&gt; ور بمیرم در غریبی ز انتظارت خیر باد&lt;br /&gt; گر ز چین زلف تو بویی رسد بر خاک ما&lt;br /&gt; زنده برخیزم ز بوی مشکبارت خیر باد&lt;br /&gt; گر ز من یاد آوری بنویس آنجا قطعه‌ای&lt;br /&gt; سعدیا آن گفته‌های آبدارت خیر باد &lt;br /&gt; ______ از :« سعدی » دیوان اشعار »______ &lt;br /&gt; در دنیای کنونی برخلاف گذشته « سفر» وسفر کردن براحتی وسهولت انجام میشود وانسان با گذر  &lt;br /&gt; ساعتی کوتاه خود را در شهری وکشوری دیگر می بیند که مسیری طولانی را در گذشته برای رفتن داشت وبه هفته ها وماهها وگاه سالهای نیز میکشید که آدمی توان رسیدن به جای ئدوری را داشته باشد وخرج سفر نیز بسیار بخاطر آنکه بسیار نیز می بایست در راههای میانه چادره زده یااتراق کرده ومسکن میگزیدند ویا چندی بعد در سالهای بعد در متل ها وهتلهای میانه راه توقف میکردند باعث میشد که این سفر بسیار گران تمام شده وهمین ایستادنها وتوقف کردنها نیز باعث میگردید که انسان بسیار با اهالی آن منطقه ومحل آشنا شود والبته از سوئی اینکه میگویند سفر انسان را پخته میسازد بنظر من درانموقع ودر گذشته ها بیشتر برای مسافر بار تجربه را به همراه داشت تا امروزه که با خرید بلیطی از مثلا نروژ حدود دوساعت بعد در انگلیس باشیم ویکساعت بعد سوئد و... &lt;br /&gt; ____ سفر سوم سروده ی « *حمید مصدق »  ____ &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; هنگام هنگامه سفر بود &lt;br /&gt; من در جنوب نقش جنون دیدم &lt;br /&gt; آمیزه های آتش و خون دیدم &lt;br /&gt; و میل به جنایت &lt;br /&gt; و میل به جنایت تنها &lt;br /&gt; در جان جانیان خطرنک نیست &lt;br /&gt; از چشم من زبانه کشید آتش &lt;br /&gt; این خشم شعله ور &lt;br /&gt; هنگامه سفر &lt;br /&gt; گهواره فلزی دریایی &lt;br /&gt; می بردم آن زمان &lt;br /&gt; تا ساحل جزیره آغشته با جنون &lt;br /&gt; آنجا برای من &lt;br /&gt; پنداشتی جزیره ممنوع بوده است نه نامسکون &lt;br /&gt; در آن جزیره که آنجا&lt;br /&gt; شاید که سیب سرخ هشیواری ست &lt;br /&gt; گویا که گاه فرصت بیداری ست &lt;br /&gt; دیدم که آن جزیره &lt;br /&gt; آبشخور شگرف هیولای آهنی ست &lt;br /&gt; آن شب &lt;br /&gt; من مست مست بودم &lt;br /&gt; و میل به جنایت &lt;br /&gt; در عمق جان مضطربم شعله می کشید &lt;br /&gt; ای کاش کور بودم &lt;br /&gt; دیدم شگرف هیولاها &lt;br /&gt; دریای پاک را &lt;br /&gt; آلوده می کنند &lt;br /&gt; گهواره فلزی دریا ها &lt;br /&gt; می برد این مسافر غمگین خسته را&lt;br /&gt; هنگام بازگشت &lt;br /&gt; آنک جزیره بی من تنهاست &lt;br /&gt; اینک در انحصار هیولاهاست &lt;br /&gt; ای کاش گهواره گور می شد &lt;br /&gt; آنجا طنین خنده و پچ پچ بود &lt;br /&gt; می سخوت جان خسته این عاشق این حسود &lt;br /&gt; دیدم نهنگ را &lt;br /&gt; کامش گشوده طعمه طلب کن &lt;br /&gt; گهواره فلزی ما را تعقیب می کند &lt;br /&gt; گفتم &lt;br /&gt; در کام این نهنگ &lt;br /&gt; شاید که ایمنی ست &lt;br /&gt; ایا &lt;br /&gt; این ترس ذاتی من بود &lt;br /&gt; که آن نهنگ گرسنه دریا &lt;br /&gt; از لقمه لذیذ تنم بی نصیب ماند ؟&lt;br /&gt; می سوختم &lt;br /&gt; در شعله های خشم خروشان خویشتن &lt;br /&gt; دلاله محبت &lt;br /&gt; عفریته پلید به پیری نشسته می دانست &lt;br /&gt; در من توان نماند و شکیبایی&lt;br /&gt; می برد دیو را &lt;br /&gt; تا حجله گاه پاک اهورا &lt;br /&gt; آه &lt;br /&gt; ای جانیان لحظه عصیان &lt;br /&gt; رفاقتی &lt;br /&gt; در من نمانده است نه صبری نه طاقتی &lt;br /&gt; دیدم که دیو بود و فرشته &lt;br /&gt; کز حجله شکسته قانون برون شدند &lt;br /&gt; اینک نه جلوه ای ز اهورا &lt;br /&gt; اهریمنند هر دو &lt;br /&gt; عفریته پلید به پیری نشسته می خندید &lt;br /&gt; من می گریستم &lt;br /&gt; دیدم پرنده را که ز ساحل پریده بود &lt;br /&gt; دریا تمام شد &lt;br /&gt; آغاز خشکسالی خشکی رسیده بود &lt;br /&gt; در من جنوب &lt;br /&gt; یاد آور جنون و جهالت &lt;br /&gt; یاد آور شکوفه هشیاری ست &lt;br /&gt; من با بطالت پدرم هرگز &lt;br /&gt; بیعت نمی کنم  &lt;br /&gt; _____   حمید مصدق » _____&lt;br /&gt; بهرشکل امروزه بیشتر سفرها برای تفریحات تابستانی وزمستانی ست وبااینکه خرج هواپیما وهتل وماندن در شهری وکشور همچنان با روزگار بالا رفته ولی باز انقدر که مسافر دوران گذشته اثر وثمر اراین سفر میدید درامروزه ی زندگی ما کمتر شده است وهرچند که حتی اگر برای تفریح به مسافرت رفته باشیم از اهالی محل جدید نیز بسیار چیزها میاموزیم وبسیار ندیده ها را نیز می بینیم اما پختگی لازمه ی سفری را که انسان با آگاهی براینکه میرود تا بیاموزد نتا اشنا شود تا چیزی ببینید که برای او جنبه تاریخی ویا آموزشی وفرهنگی وعلمی داشته باشد چیز دیگری ست ومن فکر میکنم بزرگان دنیا برخلاف عام حتی سفر تفریحی خویش را چون دیگران به تفریح نمیروند که دراین میان هرچه دیده وشنیده باری ا و چون آموزشی ارزشمند از شناخت آدمیان ودیدن اثار تاریخی موزه ها ونوع فرهنگ واندیشه هاست وبر آن بسیار دقت وتوجه به خرج میرود که سفر تفریحی او نیز سفری پربار باشد کگه وقتی باز میگردد چون مردم عامی فقط خبر از فلان شهرستان بودم وچه لباسهائی چه شهری وچه چیزها که ندیدم فلان کشور بودم ودر مثلا پاریس برج ایفلش آهنی بود راره آورد سفر خود نکنند وچونبپرسی از فرهنگ واجتماع وتاریخ وموزه ونمونه مردمی ونمونه پیشرفتهای روزمره جهانی آن کشور برای شماخواهند گفت . &lt;br /&gt; _____ ( اطلـس دنـیا ) از: فرزانه شیدا _____ &lt;br /&gt; دل من خسـته ازاین روزای پررنگ وریاس&lt;br /&gt; خسته از بازیچه بودن توی دسـت آدماس&lt;br /&gt; یعنی تو اطلـس دنـیا جـائـی پیدا نمیشـه&lt;br /&gt; که دل آدماشـم مثله دل پاک خــداس؟!!&lt;br /&gt; همه جارفتمو هـرجا یه جـوری دلـم شکسـت&lt;br /&gt; هـنوزم هـیچ نمیدونم دل ِ من مال کجاس!&lt;br /&gt; یه جائی  باید باشـه , توُ دنیا , مالِ دل ِمن&lt;br /&gt; اونجائی که قلب مـن با روزگارش همصداس&lt;br /&gt; اونجائی که دل بتونـه , کمی آروم بگیره&lt;br /&gt; اونجا که کلام دلـها ,با  کلامـم , آشناس&lt;br /&gt; اونجا که حـرف محبت , یه کلام تازه نیس&lt;br /&gt; اونجائیکـه عاشـقی ,مخصوص قلب  آدماس! &lt;br /&gt; انگاری دنیای من , جدای دنیای همـه اس&lt;br /&gt; آخه این &amp;quot;غریبه&amp;quot;بودن , خالی از لطف وصفاس &lt;br /&gt; همه ی عـمرم تلف شـد ,  پی این  شهرِ غـریب&lt;br /&gt; &amp;quot;امامن هر چی میگردم  نمیدونم اون کجاس&amp;quot;!! &lt;br /&gt; _____ سروده ی : فرزانه شیدا _____  &lt;br /&gt; دانستن داستان سفر وسخن ایشان و ره آورد سفر انسانهای بزرگ واندیشمند در حدقابل توجهی شنیدنی وعلمی ست وآموزنده وهرچه دیده وشنیده باشد دانستن آن چه براو چه برما که شنوندگان او خواهیمم بود یا کتاب سفرنامه وزندگینامه ی او را میخوانیم دانشی وآموزشی ست در هریک علومی اضافه بر علوم واندیشه ی فکری ما ازاین جهت بسیار خوب است زمانی که به سفر میرویم تلاش کنیم همه چیز را ازتمامی زوایای یک زندگی در آن شهر وکشور ببینیم ونمونه های حتی لباس وغذا وتکنولژی آن کشور را نه برای اینکه حرفی برای گفتن برای خویشان واقوام ببینیم وتجربه کرده وخود نیز لذت ببریم بلکه سعی کنیم ریشه های فرهنگی وریشه های اجتماعی ونوع فرهنگ امروزی انان با مقایسه با گذشته وعلت خوردذن غذاهای مخصوص آنان را نیز بدانیم وبیاموزیم واز دیدن آثار وتاریخ آنان در هر زمینه ای که بدان علاقمندیم حال میخواهد نمونه های ساختمانی دوران بسیسار قدیم تاریخی وموزه باستانی باشد یا نقاشی مدرن از دیدن آنچه دیدنی ودانستنی ست حتما استفاده کرده بدیدار همه برویم علت ها ومعلول های وجود واستفاده ی هرچیزی را بپرسیم وبر رشد فکری خود بیافزائیم چون هیچ چیز درجهان دیروز وامروز بی علت نبوده است وحتی نمونه قاشقهای چوبی مثلا کشور چین وژاپن که تنها دوچوب ساده ومعمولیست وطریقه ی نگاهداشتن آن هم استادی میخواهد وتمرین بی دلیل نبوده که اکثر غذاهای ایشان ازنمونه غذاهائیست که راحت تر با چوب برداشت میشود وحتی برنج دم کرده ی آنان نیز برنجی چسبناک است که براحتی با چوب برداشته میشود این کمترین چیزیست گه چون بپرسی برایش تاریخ آنرا هم میتوانند با تمام علت ومعلولها به شما بگویند وگاه لازم نیست سفری دور برویم تا از یک ژاپنی ویتنامی وچینی بپرسیم علت استفاده از این چوب یا« لباس کیمونوی» شما چیست که در پیرامون خود نیز هستند انسانهای دیگری که از کشورهای دیگر آمده وهمسر دوست ما هستند ویا درشهرما بعنوان توریست وگردشگر آمده اند یا درسفرهای بین شهری خود ما در کشوری که هستیم یا زندگی میکنند یا مسافرند ومیدانید که بزرگان نیز میگویند: پرسیدن عیب نیست , ندانستن عیب است.حتی اگر به خط جاده کشورها هم فقط نگاه کنید برای مثال خط وسط جاده ها نروژ زرد است وسوئد سفید رنگ است که درست در وسط مرز زمینی دیدن اینکه کجای جاده ناگهان مرز سوئد ونروژ جدا میشود چیزیست که شاید کمتر کسی بداند یا وقت صرف کند که به آن خز نگاه کند تا بداند دقیقا کجا وارد کشور دیگر شد وآن محل ونقظه در کدامین شکل وطبیعتی بود . مرزهای نروژ وسوئد چندینوچند مرز زمینی ودریائست که در وسط پلی دریکی از این مرزها خز جاده درست درمیانه پل از زرد تبدیل به سفید میشود وشکما از نروؤ وارد سوئد شده اید واین فقط یک مرز آنهاست ودرطبیعت زیبائی این پل بروی آب قرار گرفته است که خود شاهکار هنری خداوند از زمین ودریا وجنگل آسمان است&lt;br /&gt; ____(خط جاده)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; من مسافری غریبم، توی جاده های تنها&lt;br /&gt; توی کوله بار عشقم ، نمونده قراری برجا&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; همه ی شبهای رفتن ،  بدون صبح سپیده&lt;br /&gt; اشکای نگاه وقلبم و (خط جاده) رو کشیده!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; انگار از نگاه دنیا ، بی تو بودن یه گناهه&lt;br /&gt; روزائی رو داده برمن، که مثه شباش سیاهه!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; افتاده اسم منو تو ، انگار از دست محبت&lt;br /&gt; تادلم تنها بمونه * توی جاده های غربت !&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نمیدونم تو کجائی! منکه آواره ی دهرم&lt;br /&gt; هنوزم با بیقراری ، دنبال (دلم) میگردم!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; دلمو من جا گذاشتم ! وقتی راه ما(دوتا) شد!&lt;br /&gt; دل من باهام نیومد ،وقتی دنیامون جدا شد!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; من ولی یه چش براهم  که امیدش یه سرابه&lt;br /&gt; دیدن دوباره ی تو ، مثه رویا توی خوابه!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بی توتنهائی چه سخته، از تو ُ کوچه ها گذشتن&lt;br /&gt; کسی رو شونه به شونه ، واسه دردو دل نداشتن!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آخه دنیا هم دروغه! مثه خنده های غمگین&lt;br /&gt; که میادرو لب می شینه،که بده به لبها( تمرین*)!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; تا بهت بگه دروغی : گریه هات ، واسش غریبه!&lt;br /&gt; اما این دروغ محضه! خنده اش هم یه جور فریبه !&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ولی انگار از نگاهش ، ‌باتو بودن یه گناهه&lt;br /&gt; روزائی رو داده برمن که مثه شباش سیاهه&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; همه ی شبای رفتن ، بی تو ، بی صبح سپیده&lt;br /&gt; قطره اشکام توی رفتن ،( خط جاده*) رو کشیده!&lt;br /&gt; _____ده شهریور ۱۳۸۲ اول سپتامبر ۲۰۰۳/ فرزانه شیدا _____&lt;br /&gt; پرسیدن از علت استفاده از مثلا چوب غذای ژاپینی وچین در جایگزین قاشق معمولی ونمونه لباسهای سنتی یا حتی نحوه سلام کردن واینگونه چیزها که برای ما تازه گی دارد از, کمترین سوالاتی ست که تنها پرسیدن آن حتی اموزشی بما میدهد شاید بگوئید دانستن همه چیز برای زندگی ضروری نیست درصورتی که انسان وقتی ضرروت دانش اینگونه چیزهای کوچک وبزرگ را درک میکند که بناگاه مجبور شود برای آن چیز از اطلاعات خود استفاده کند وزمانی که به چنین جاوئی میرسد تازه بفکر چاره می افتد که حال ازکه بپرسم وبدنبال تحقیق وپرسش از مردم میرود درحالی که روزانه حتی درمحیط بسته خانه یا در سفرمسیر اداره ومحل کار در شهر ودر ترابری روزانه ی خود بسیارند چیزهائی که میشود آموخت واین وصعت بیشتری پیدا میکند وقتی که از شهری به شهر دیگر یا از کشوری به کشوری دیگر سفر میکنیم ومیبینیم که طریقه ی زندگی هرکس راه وروش وسیستم واندیشه ودلایل متفاوتی باما یا با دیگر مکانها دارد این است که آنکه بسیار سفر میکند بسیار انسانها را نیزر میبیند وتجربیه این سفر درهر زمینه ای چه لباس ان محل وغذا وفرهنگ وتاریخ باشد چه دیدن ساحل دریای آن با مردم مختلف وتورسیستهای فراوان خود هریک دانش بسیاری را میشود به انسان بدهد که لازمه ی آن تنها کنجکاوی ما ومیل به دانشتن ماست درغیر اینصورت اگر فقط سفر کنیم که بتوانیم به اینوآن بگویئمی اینجا وآنجا را دیده ام وتعداد شهروکشور بشمارید بی آنکه توشه ای ارزشمند ازاین سفر برداشته باشیم سفری تنها برای اتلاف وقت بوده است واگرجه استراحت برای انسان نوعی نیازمندیست اما چه خوب است که ازاین موقعیتها برای یادگیری نیز استفاده کنیم نه اینکه دراتاق هتل را ببیندیم وبنشینیم تاریخ آن کشور را بخوانیم که اینکارا درخانه خود هم میتوانیم انجام دهیم بلکه در شهرستانی وشهری وکشوری با دیده ای هشیارتر وکنجکاو تر وجستجو گری تلاش کنیم بیاموزیم ودانستنی های ارزسمندی را به همراه خود بیاوریم واز تجربیات آ«ان خود در زندگی خویش نیز بهره مند شویم.&lt;br /&gt; *-  ره آورد سفر, در درون آدمی ،  به جز خرد و پیشرفت نیست . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *در کنارمان دلبر هست و اگر نیست ، در سفر رسیدن به اویم . پس تنهای وجود ندارد . ارد بزرگ &lt;br /&gt; ____ پایان فرگرد سفر _____ &lt;br /&gt; ____ نویسنده : فرزانه شیدا _____&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://b4armannameh.blogspot.com/2010/01/blog-post_1197.html"&gt;http://b4armannameh.blogspot.com/2010/01/blog-post_1197.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-6570614504095359046?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/6570614504095359046/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_1812.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6570614504095359046'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6570614504095359046'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_1812.html' title='بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فر گرد *سفر*'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-4951503939011702478</id><published>2010-01-31T03:54:00.000-08:00</published><updated>2010-01-31T03:55:57.842-08:00</updated><title type='text'>بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *اشک*</title><content type='html'>¤¤¤ اشک از: فرزانه شیدا ¤¤¤ &lt;br /&gt; در میان قطره ها &lt;br /&gt; در شوری اشک &lt;br /&gt; در  خیسی ورق &lt;br /&gt; در ناتوانی قلم بر نمناکی کاغذ &lt;br /&gt; در بیصدائی محض &lt;br /&gt; قلبی آب میشود &lt;br /&gt; آنگاه که &lt;b&gt;&lt;i&gt;عشق &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt; چون نسیم از پنجره ره میگشاید &lt;br /&gt; و همنفس باد میگردد &lt;br /&gt; دیگر برای سرودن بهانه ای نیست &lt;br /&gt; از حرف تهی  &lt;br /&gt; ¤¤¤  از اشک سرشارم.ف.شیدا ¤¤¤ &lt;br /&gt; &lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2RCtK1vB1I/AAAAAAAABIQ/4a7ydxghDIg/s1600-h/OROD_BOZORG.jpg"&gt;&lt;img border="0" style="margin: 0px auto 10px; cursor: pointer; display: block; height: 240px; text-align: center; width: 170px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2RCtK1vB1I/AAAAAAAABIQ/4a7ydxghDIg/s320/OROD_BOZORG.jpg" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5432540394286942034" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; ● بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ●   &lt;br /&gt; ● فرگرد اشک ● &lt;br /&gt; در فرگردهای پیشین بسیار از احساسات طبیعی بشری ونیاز به داشتن ووجود این اسحسات در قلب وروح وذاتت بشر سخن گفتیم وبراین مسئله نیز تکیه داشتیم که هریک ازیاین حسس ششگانه کهخالق بر مخلوق بخشیده است برای دفاع از خود ودرون خوست وحتی روزنه اشک را به مردوزن اگر به یکشان بخشیده است به جیواناتی نیز داده سات وبه گل نیز عرق وشبنمی ست که طراوات روح گل میشود اشک نیز باعث طراوات روح میگردد چه درغم باشد چه در شادی که درهردو شکل تخلیه روحی انسانی ست از اندوه ویا حتی ذوق و شادی .در فرهنگ تمامی جوامع دنیا این نیز متاسفانه تا مدتها جا افتاده بود که پسر ومرد گریه ننیکند ولی پیتشر نیز گفتیم که اگر چنین بود خداوند روزنه ی اشک واحساس درونی اشک ریختن را که نوعی تحریک شیمیائی درداخل درون بدن است که تبدیل به اشک میشود شاید بگوئید همین اشک باعث تمیز شدن دیدگان ما ازگردوخاک وفرورفتن چیزی کوچک به داخل چشم مسالت اما با احساس درونی اشک ریختن چگونه میشود مخالفت کرد وگفت چینین احساسی را خداوند به مرد نبخشیده است ؟ که این تنها چشم بستن بر حقیقت است که خداوند اشک را برای آن آفرید که انسان وموجودات قادر باشند اندوه درون خودرا از دل به بیرون ریخته وباالتیام روحی خود ازاین طریق خود را از فشارهای زندگی وغمهای دنیا خالی کنند که البته ازدیاد هریک ازاین احساسات برای انسان نیز بمانند تمامی چیزهای دنیا عامل صدمه وآسیبی خواهد بود بر بشر نیز ازدیاد بیش از حد احساساتی باعث ناراحتی های روحی وجسمی میگردد اما بهرشکل آدمی در طغیان اسحاس غم وشادی خود از سوی خداوند دارای قطره های اشک دردرون احساسی در روح وقلب وروزنه ای درچشم است تا قادر باشد خود را آرام کند. ارد بزرگ نیز میفرمایند که: &lt;br /&gt; *- آدمهای بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند . ارد بزرگ  &lt;br /&gt; وعلت آن بوضوح مشخص است که انیسانهای بزرگ واندیشمند قادر به دیدن بیشتری هستند ودیده دل ورچشم وروح واندیشه ی آنان همواره باعث میگردد اندوه بیشتری نه برخود که بر دنیای خود وانسانهای همزمان با خود را با دل بکشند واگر انسانهائی بودند که قادر بدرک این گونه احساس وشناخت واقعی دنیای اندیشه وذهن ایشان نبود امروزه انسان در اینهمه راحتی ورفاه زندگی نمیکرد که این رفاه اینرشد وپیشرفت جوامع به اشکوخون دل وعرق جبین بزرگانی به آنها رسیده است که برای ما تلاش بسیار کرده اند وگذران روز خود برای خود چون عوام را هدف زندگی قرار نداده اند واحساس واندیشه خویش را چه درعمل با اختراع وکشف خود چه در شعر وکتاب ونوشتار اندیشه های خویش به انسانهای دیگر به ازمغان داده اند نه اندیشه های خود را بدنیا نیز منتقل کنند وراحتی را نیز در زندگی روزمره ی آنان با ساخت بهرتین امکانات رفاهی به هریک ازما هدیه نمایند.&lt;br /&gt; ¤¤¤ ترانه آبی از:احمد شاملو »¤¤¤ &lt;br /&gt; قیلوله ناگزیر&lt;br /&gt; در طاق طاقی ِ حوضخانه،&lt;br /&gt; تا سالها بعد&lt;br /&gt; آبی را ... مفهومی از وطن دهد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; امیر زاده ای تنها&lt;br /&gt; با تکرار ِ چشمهای بادام ِ تلخش&lt;br /&gt; در هزار آئینه شش گوش ِ کاشی.&lt;br /&gt; لالای نجوا وار ِ فـّواره ای خرد&lt;br /&gt; که بروقفه خواب آلوده اطلسی ها&lt;br /&gt; می گذشت&lt;br /&gt; تا سالها بعد&lt;br /&gt; آبی را ، مفهومی&lt;br /&gt; ناآگاه ...از وطن دهد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; امیر زاده ای تنها&lt;br /&gt; با تکرار چشمهای بادام تلخش&lt;br /&gt; در هزار آئینه شش گوش کاشی.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; روز ... بر نوک پنجه می گذشت&lt;br /&gt; از نیزه های سوزان نقره &lt;br /&gt; به کج ترین سایه،&lt;br /&gt; تا سالها بعد&lt;br /&gt; تکـّرر آبی را...عاشقانه&lt;br /&gt; مفهومی از، وطن دهد&lt;br /&gt; طاق طاقی های قیلوله&lt;br /&gt; و نجوای خواب آلوده فــّواره ئی مردد&lt;br /&gt; بر سکوت اطلسی های تشنه،&lt;br /&gt; و تکرار ِ نا باورِ هزاران بادام ِتلخ&lt;br /&gt; در هزار آئینه شش گوش کاشی&lt;br /&gt; سالها بعد... سالها بعد&lt;br /&gt; به نیمروزی گرم... ناگاه&lt;br /&gt; خاطره دور دست ِ حوضخانه.&lt;br /&gt; آه امیر زاده کاشی ها&lt;br /&gt; با اشکهای آبیت &lt;br /&gt; ¤¤¤ از:احمد شاملو »¤¤¤ &lt;br /&gt; دراین میان روح واندیشه واحساس ادمیان چه در عوام و چه درمیان مردم خاص زندگی ساز تمامی ما در دنیا بوده است وبارها گفتیم کمترین اندیشه وفکر واحساس ما بر شمار بسیاری از مردم میتواند اثر گذار باشد وبرای مثال کسی که با دعوا وناراحتی از خانه خارج گردیده هم اهالی آن خانه هم او هم تمامی کسانی که درمجاورت وروبروی این شخص قرار میکیرند وبه شکلی بااو سروکار دارند تحت تاثیر خلق وخوی درهم روزانه ی او که چه در سکوت وتاثر باشد چه در بداخمی وبدخلقی چه هرنوع عکس العملی که انسان درموقع اندوه وخشم نشان میدهد , قرار خواهند گرفت لذامی بایست براین نکته نیز درهمینجا اشاره شود که طغیان احساس واندیشه است که شاهکار وگشفی می آفریند ویا رویداد وفاجعه ای را در دنیای پیرامون ما ودرکل جهان سبب میشودوزایش وتولید وساخت اندیشه های نوعملی وتئوری وامکاناتی در سطح تولیدات وساختار چیزی وچیزهائی وهمچنین باعث انجام شدن خوبی وبدی هائی در سطح جوامع ودرنهایت بر دنیا میگرددکه بر ما نیز اثر گذار خواهد بود.&lt;br /&gt; ¤¤¤  آن ِ زایش , از: احمد زاهدی »  ¤¤¤ &lt;br /&gt; شعری برای نوشیدن&lt;br /&gt; جامی که سرکشیدنِ تقدیر است&lt;br /&gt; خودم، تجویز کرده برای دکتر&lt;br /&gt; سنگ، بی‌هوا تاب/ در هوا دنبالِ…&lt;br /&gt; کبوتری در آب جان می‌کند&lt;br /&gt; و آبی انعکاسِ آسمان است&lt;br /&gt; یا دریا/ برعکس&lt;br /&gt; «چه فرقی می‌کند؟»&lt;br /&gt; مهم آبی‌است که می‌خورده&lt;br /&gt; از هرکجا حالا... حالا که مرده.&lt;br /&gt; آب، شعر می‌شود&lt;br /&gt; کبوتر قربانی&lt;br /&gt; و شاعر، می‌نوشد&lt;br /&gt; جامی برای قربانی&lt;br /&gt; زبان، خیسِ شعر است&lt;br /&gt; و کبوتر باز&lt;br /&gt; رفعِ عطش کرده باشد انگار، می‌پرد.&lt;br /&gt; گنبدِ خورشید پایین‌تر&lt;br /&gt; آسمان، آبی است&lt;br /&gt; در آبِ حوضِ کنارِ من&lt;br /&gt; شعری می‌تابد انگار&lt;br /&gt; از آفتاب. &lt;br /&gt; ¤¤¤  آن ِ زایش , از:« احمد زاهدی »  ¤¤¤  &lt;br /&gt; دراین میان احساس من به عنوان یک فرد میتواند برای تمامی آنان که بامن هستند وبامن برخورد میکنند وحرف ونگاه واحساس ویا نوشته وکتاب من نوعی را میخوانند نیز همانقدر اثر خواهد داشت که اکنون شما با خواندن من دراین کتاب به فکر واندیشه های خود مشغول شده وبه بالاوپائین کردن نظریات وسخن وافکار من یا خود پرداخته وبه بررسی راستی ودرستی آن چه از درون خود وافکار خود باشد چه من می پردازید.درنتیجه میبینیم که چه من شاعر باشم چه نویسنده هماکنون بنوعی در زندگی شما بوده ام بااین کتاب بااین نوشته ویا با شعری وبه همین شکل شما درخانه ومحل کار وپارک وهرجا که الان این نوشته را میخوانید حضوری دراین دنیا دارید که با تمام کردن خواندن این نوشته با فکر وافکار خود به دنیای روزمره خود باز میگرئید وممکن است لحظاتی بعد هرچه خواندید فراموش کنید یا اینکه درخود همچنان بفکر ان باشید اما هرچه هست امروز ودرلحطه ای که بااین نوشته سر کردید چیزی برآنچه که نخوانده بودید افزودید ودر تائید ونفی من نیز با خد به فکر فرورفته ودنیا را نیز در نکاه واندیشه خود دردردون خود بررسی کرید وشاید بیا اشکهای زندگی خود یا کسی افتادید که دوستش داشته اید یا به شکلی انودهگین وخشمکینش نموده اید مقصود من این است که دنیا تتحت تائیر هرچه من میکنم هرکونه که من ویا تو فکر میکنیم روز ما واطرافیان مارا شکل میدهد واین در شکل وسیعتر به جامعه وجوامع دیگر نیز منتقل خواهد شد اگر اندیشه ای وکاری انجام دهیم که همگان قادر بت بهره برداری مثبت از آن باشند یا حتی تاثیری منفی بر دنیائی بگذارد .خواه به خخنده ای باشد خواه به اشکی خواه مثبت یا منفی درهرشکل هستیم امید بودن ما همواره گرمی دهنده ویاری دهنده مردمام اطراف ما زندگی ما ودنیای ما باشد .حتی اگر درقالب سخنی وشعری اندوهی را باخواندن قطعه ای وگفتم جمله کوتاهی باعث شده باشیم که با خود بیاندیشد دراین احساس تنها نبوده ام اگر روزم بارانی بود کسانی نیز روزهای بارانی داشته اند وبهتر است بخاطر بسپارم که روز بارانی او نیز خورشید وآبی آشمان را بدگرباره دید برای منهم نیز چنین خواهد بود.وبا این فکر روحیه ی دوباره خود را درزندگی باز یافته امید وتلاش خود را برای ادامه زندگی بکار گیریم .&lt;br /&gt; ¤¤¤ ابری , « از فرزانه شیدا » ¤¤¤ &lt;br /&gt; دیگر اما صدای نغمه  ی اندوهم  &lt;br /&gt; را در پرواز های تنهائی  &lt;br /&gt; سر نخواهم داد &lt;br /&gt; دیگر بر شاخ درخت سبز امید &lt;br /&gt; جستجوی نخواهم کرد &lt;br /&gt; میوه های شادی را &lt;br /&gt; دیگر بر رخسار ه آبی ِحوض  &lt;br /&gt; نمی جویم...خورشیدِ تابناک ِآتشین را &lt;br /&gt; دیگر بی تو نمیخوانم ...نمیخندم ...نمیگریم &lt;br /&gt; آسمان پروازم ابریست &lt;br /&gt; روزگارم غمناک &lt;br /&gt; قلب من بارانی &lt;br /&gt; ¤¤¤ ابری , « از فرزانه شیدا » ¤¤¤&lt;br /&gt; *- آدمهای بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- میان اشک مرد و زن فاصله و بازه ای از آسمان تا زمین است . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست . ارد بزرگ &lt;br /&gt; ¤¤¤ پایان فرگرد اشک ¤¤¤ &lt;br /&gt; ¤¤¤  نویسنده : فرزانه شیدا¤¤¤&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://b4armannameh.blogspot.com/2010/01/blog-post_1094.html"&gt;http://b4armannameh.blogspot.com/2010/01/blog-post_1094.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-4951503939011702478?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/4951503939011702478/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_7641.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4951503939011702478'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4951503939011702478'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_7641.html' title='بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *اشک*'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2RCtK1vB1I/AAAAAAAABIQ/4a7ydxghDIg/s72-c/OROD_BOZORG.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-6776022082483220606</id><published>2010-01-31T03:02:00.000-08:00</published><updated>2010-01-31T03:03:48.153-08:00</updated><title type='text'>بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *فرهنگ*</title><content type='html'>● بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ●&lt;br /&gt; ● فرگرد فرهنگ● &lt;br /&gt; فرهنگ هر سرزمینی از نیاکان آن کشور وگذشته ی تاریخی آن کشور شکل میگیرد وبر اساس طبع وخوی ونوع زندگی ومحیط وحتی شکل جغرافیائی آن کشور وحالت آب وهوائی را نیز شامل میشود وبر اساس آنچه که درگذشته معمول ومرسوم بوده است نسل به نسل به آیندگان رسیده وبا ترقی ورشد جوامع ونوع تفکر ها نیز تغییراتی درآن داده میشود فرهنگ رشته ها وشاخه های گوناگونی را درخود دارد که یکی فرهنگ عامی جامعه وبراساس نژاد است دیپری فرهنگ دینی فرهنگ فلسفی فرهنگ سیاسی و....بر اساس دیگر علوم هریک داری شاخص های خود هستند اما فرهنگی که بیشتر در جامعه از آن سخن گفته میشود چیزی ست که از نیاکان واز جمله ,ادات وائین وآداب وروسم مردمان هر کشوراست وبر اساس آن خلق وخوبی مردمان شکل گرفته ونوعی بینش همگانی مشترک را درجامعه ای تولید میکند که برای مثال درایران وبسیاری از کشورها رنگ سفید برای عروسی وازدواج بکار برده میشود اما درهند بعنوان لباس عزا استفاده میشود یا نوعی از غذاها بعنوان شکل سنتی آن درمراسم خاصی چون عید نوروز ویا سیزده بدر وامثال اینها استفاده میگردد ودردیگر کشورها نیز مرسوم است که غذای خاص خود را درشب تحویل سال نو آماده کنند وبسیاری ازاینگونه سنتها که ریشه در فرهنگ ونوع تفکر نوع اندیشه وآئین فرهنگی واجتماعی دارد وبسیاری ازچیزها نیز هست که درکشوری زشت محسوب شده در کشوری دیگر اصلا به آن فکر نمیکنند درجائی به آن خندیده وگروهی بر آن تعصب دارند واینگونه تفاوتهای انسانی ست که نوع فرهنگ رادرجوامعه گوناگون تغییر میدهد وآدمیان هریک به شیوه آداب وروسم وفرهنگ خود درکشوری زندگی کرده بر اساس آن سعی میکنند تابع فرهنگ خود بودهوازآن تبعیت نمایند.رشد جمعیت دردنیا ازعواملی ست که امروزه بسیاری از مشکلات کنونی جوامع را باعث گردیده است که بر اساس آن زندگی هم به دشواری بیشتری سپری میشود وهم نیاز جوامع از مسائل روزمره ی اخبار دنیا درسراسر جهان است ودر همین معقوله بسیاری از تفکرات وریشه های فکری یا به علت فشارهای کاری واقتصادی ومشکلات روزمره به فراموشی سپرده میشود یااینکه دیگر توان این نیست که بعضی از آداب و رسوم را چون گذشته بجا آورد &lt;br /&gt; ____گلوی شوق / از :« قیصر امین پور »____&lt;br /&gt; شب عبور شما را شهاب لازم نیست &lt;br /&gt; که با حضور شما آفتاب لازم نیست &lt;br /&gt; در این چمن که ز گلهای برگزیده پر است &lt;br /&gt; برای چیدن گل ، انتخاب لازم نیست &lt;br /&gt; خیال دار تو را خصم از چه می بافد ؟&lt;br /&gt; گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست &lt;br /&gt; ز بس که گریه نگردم غرور بغض شکست &lt;br /&gt; برای غسل دل مرده آب لازم نیست &lt;br /&gt; کجاست جای تو ؟ - از آفتاب می پرسم - &lt;br /&gt; سوال روشن ما را جواب لازم نیست&lt;br /&gt; ز پشت پنجره بر خیز تا به کوچه رویم &lt;br /&gt; برای دیدن تصویر ، قاب لازم نیست  &lt;br /&gt; _______شاعر :« قیصر امین پور »_________   &lt;br /&gt; یااینکه با امروز وزمان فعلی وعصر جدید هماهنگی ندارد تا مردم تابع آن باقی بمانند. درنتیجه دولت کشورهای بزرگ از طریقه آموزشهای ملی وآموزش پرورش ورسانه ها این امر را برای نسل آینده یخود برعهده گرفته است تا روزانه پرورش مردمی خود را انجام داده و از آداب روروسم وفرهنگ ملی بدور نیافتند ودرعین حال همزمان با جوامع دیگردرپیشرفت ورشد فکری جامعه ی خود تلاش میکند.که در طی فرگرد توضیحاتی نیز دراین زمینه داده خواهد شد. از جمله آداب وروسوم هائی که بسیار درتمامی جوامع کم شده است دیدوبازدیدهائی ست که به رسم تربیت واحترام به بزرگان اقوام ویا طبق سنت های مخصوص آن جامعه مرسوم بوده است ومعمولا درجوامع کوچک جزء مراسم آن کشور محسوب میشود اما امروزه مشغله کاری درهمه جوامع , درکشورهای کوچک وبزرگ باعث گردیده است که انسانها حتی کمتر وقت وزمان آن را داشته باشند که جویای حال یکدیگر از طریق تلفن شوند, چه رسد باینکه با برنامه ای همیشگی ودائمی قادر باشند روز یا شبی را حتی در محلی گرد هم جمع شده وساعاتی را باهم سرکنند ودرعین حال مشکلات وفشار اقتصادی وگرانی درجوامع بسیاری نیز علت دیگر کم شدن روابط اینگونه دربین اقوام وآشنایان ودوستان است که مسلما هیچکس مایل نیست مزاحم خانواده ای شود که میداند دچار مشکلات اقتصادیست ویا قادر به تامین کمترین نیاز مهمان خود نیز نمیباشد وهرچهرا نیز دراختیار دارد انقدر محدود است که شاید برای خانواده ی شخصی اونیز کفایت اینکه نکند.درنتیجه درچنین مکانی رسیدگی به فرهنگ خانواده وجامعه نیز از یاد میرود وتمامی تلاش تنها بر زنده ماندن صرف میشود وبه همین شکل درجوامع نقش فرهنگ کمرنگ تر شده وانسانها با دور شدن ازهم به هربهانه ای که خواه مشکل اقتصادی خواه مشغله زندگی امروزیست درهر شکل روزبروز ازنردیکی انسانها با یکدیگر کم شده وفرهنگ جامعه رو به تحلیل رفته یا حتی فراموش میگردد وبسیار نیز در فشارهای عصبی ناشی از زیادی کار وکمبودها آدمیان ازیکدیگر دورشده وبه انزاو وتنهائی خود خو میکنند وبتدریج نیز فقر فرهنگی حاصل میشود وبسیاری از ارزش ها به فراموشی سپرده شده وتعداد انسانهای بیهویت که از آداب وروسم وتاریخ وسنت خود بی خبر مانده اند وریشه ی فرهنگی خود را نیز نمیدانند رو به ازدیاد میگذارد وبرای هرجامعه ای این به نوعی فاجعه تلقی میشود که دچار فقر فرهنگی شده وافراد جامعه وجمعیت مذکور روز بروز از دیگر جوامع فاصله گرفته وسرانجام به فقط دانش وهنر و....برسند. &lt;br /&gt; ــــــــــــــ فال نیک - از :« قیصر امین پور » _____ &lt;br /&gt; گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟&lt;br /&gt; شیرین من ، برای غزل شور و حال کو ؟&lt;br /&gt; پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی &lt;br /&gt; گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟&lt;br /&gt; گیرم به فال نیک بگیرم بهار را &lt;br /&gt; چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟&lt;br /&gt; تقویم چارفصل دلم را ورق زدم&lt;br /&gt; آن برگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟&lt;br /&gt; رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند &lt;br /&gt; حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو &lt;br /&gt; _______شاعر :« قیصر امین پور »_______  &lt;br /&gt; از این نظر جوامع بزرگ برای حفظ آداب ورسوم وفرهنگ وریشه های آبا اجدادی خود نیز برنامه هائی را برای ملت خود اندیشیده اند که در فرگردهای پیشین نیز با مثالهائی از آن یاد شده است وازجمله ی آن این است که با اینکه شکل اولیه تربیت انسانی وتربیت فرهنگی هر فردی درخانه وخانواده شکل میگیرد اما در کشورهای بزرگ بعلت مشغله های زمانی وکمبود وقت وشاغل بودن پدر ومادر جهت آنکه تربیت فرزندان دچار وقفه نشده وریشه های اصلی فرهنگی جامعه همزمان با عصر جدید در روشنفکری ورشد فرهنگی پیشرفت داشته باشد بیشترین مسئولیت را آموزش وپرورش ونهادهای دولتی آموزشی آن کشوربر عهده دارند وبا کمی دقت میتوان پی برد که دیگر این خانواده نیست که بیشترین خوب وبد تربیتی یا حتی آموزش فرهنگی را به فرزند خود میدهد بودن شاگردان ومحصلین ودانشجویان در 8ساعت ازروز در محیطهای فرهنگی اموزشی چون مداری ودانشگاهها وهمچنین نمونه تکالیفی که به آنان داده میشود ودرعین حال آموزش کارهای گروهی ونوشتن وتحویل دادن دروس وتکالیف و کارهای درسی و ...بصورت گروهی باعث میگردد که زمانی را که کودک ونوجوان وجوان جامعه در خارج از منزل درمدرسه یا با دوستان جهت نوشتن وارائه ی تکالیف به شکل پوستر روزنامه ای برای مدرسه یا نوشتن پروژه های درسی و یا کنفرانس های کلاسی که اکثرا گروهی ست باعث میشود زمانی که باخانواده سر میکند روزانه جز در تعطیلات بیش از چند ساعت کوتاه در خانه نباشد واین زمان کوتاه را نیز بعلت اینکه اهل خانواده از مدرسه وکار بازگشته اند بخوردن شامی صرف میشود ومجدد اهل خانواده به کارهای روزمره ی شخصی ویا مربوط به خانه ی خود باز میگردند, مادروپدر به رسیدگی به منزل یا خرید مایحتاج خانواده و دختر وپسر خانواده نیز یا به ادامه دروسی که به تنهائی درمنزل می بایست انجام دهد, پرداخته یا اگر کاری برای انجام نداشته باشد به امور خصوصی خود چون بودن دراتاق خود ودیدن وخواندن ونوشتن چیزی مشغول شده یا با دوستی درخانه یا پای اینترنت یا درتلفن مشغول میشود وهمین نماینده این است که « خانواده» دیگر «زمانی »را برای خانواده بودن در شکل واقعی وبه معنای واقعی «خاناوده وبودن با اهل خانواده» را درخود ندارد که کسی بخواهد یا بتواند به تربیت اساسی خانواده بپردازدویا زمان را با نشست وبرخواست ها وگردهم آئی هائی که بنوعی در راه هدف والائی اتلاف وقت نیز محسوب میشود صرف کند ودرک آن بر بسیاری درجامعه امروز آسان تر از گذشته است وبرای عنوان خانواده ای که دکتر جراحی را درمیان خود دارد براحتی پذیرش این را نیز دارد که او درمیانه شب پیج شده وبه بیمارستان برای عمل خوانده شود یا پرستاری بسرعت خانه را ترک کند تا به امری ضروری چون جان یک اسنان در زمانهای صروری در بیمارستان برسد وخانه وخانواده راا در ساعات متفاوت مجبور به ترک باشد وامثال اینگونه مشاغل که برای آن خانواده درک آن بسیار عادی ست وهیچ عکس العمل بدی را نیز به همراه ندارد چراکه هرچه مربوط به مرگ وزندگی باشد حتی کسی جدا از خانواده امری انسانی وقابل درک است که برای مثال پدر یا مادری جشن تولد کودک خود را درمیانه جسن مجبور به رها کردن باشد وبه بیمارستان ومحل کار خود برگردد که این امر درخانواده من نیز امری عادیست وهر آن ممکن است همسرم را پیج کرده برای امور مهندسی دستگاههای عمل بیمارستان ودستگتاههای کامپیوتری والکترونیکی بخشهای متعدد بیمارستان در هر ساعتی به منزل وبه شماره تلفن مخصوص او به موبایل زنگ زده ووسط روز ونمیه شب روز عادی یا روز تعطیل اورا به بیمارستان فرا بخوانند ودرهر شرایطی هم که خانواده ی من باشد هیچیک ناراحت نخواهیم شد که او برای انجام کارخود سریعا خود را به بیمارستان برساند مبادا که جان انسانی درخطر باشد که چنانچه نیز دراین کار تاخیر کرده یا بموقع خود را به محل نرساند ازسوی دولت وبیمارستان نیز میبایست جوابگو باشد چراکه شغلی را پذیرفته است وشاغل بودنن درآن را,امضا کرده است که دراول بااوطی شده است که همواره باید خود را آماده به خدمت بداند وهیچ «اما واگری» دراین کار پذیرفته نیست چرا که موضع در بیمارستان بی شک مرگ وزندگی ست واگر تااینحد ضروری نباشد مزاحم وقت اودربودن با خانه وخانواده نخواهند شد وتا فردا برای رسیدگی به آن دستگاه صبر میکنند.&lt;br /&gt; ____ ناشناخته مانده ام از :ف.شیدا______&lt;br /&gt; ناشناخته مانده ام &lt;br /&gt; در مسیر تمامی رفتن ها&lt;br /&gt; در غـروب بی ترانه ی فردا &lt;br /&gt; در طلوع صبح ابری و بارانی &lt;br /&gt; وتنها دل میدانست &lt;br /&gt; که بی نصیب میروم &lt;br /&gt; بی آرزو , بی امید&lt;br /&gt; درجاده های مه آلوده ی تردید&lt;br /&gt; التماسم را &lt;br /&gt; خش خش برگهای پائیزی&lt;br /&gt; بی صدا میکرد&lt;br /&gt; در زیر پاهایم&lt;br /&gt; کـه  گوئی ,بـی هـدف میرفت &lt;br /&gt; به کجا, روانم مـن  &lt;br /&gt; جـویبـار غـم آلـوده' &lt;br /&gt; اشکم نیـز, نمیداند&lt;br /&gt; مـن اما روشــنائی &lt;br /&gt; ,نـور خــداونــد &lt;br /&gt; را جـستجـو میکنم &lt;br /&gt; باتمامی تار و پودم &lt;br /&gt; و اگرچه  سرگــردان &lt;br /&gt; راه مـی پیمایم &lt;br /&gt; ...&lt;br /&gt; میدانم, بیـراهه نخواهد بـود&lt;br /&gt; جستجـوی راه خـدا &lt;br /&gt; راهــی راکه در آن  &lt;br /&gt; به دورازتمامی نیرنگها ...در یأس  &lt;br /&gt; از پنـاه بردن به آدمـی  &lt;br /&gt; یکـروز, روشنائی خواهد یافـت&lt;br /&gt; از برکت امید به خـداوندی &lt;br /&gt; که رهایم نمی سازد   &lt;br /&gt; در بی کسی ها&lt;br /&gt; و آنـروز  &lt;br /&gt; دیر نخواهـد بود&lt;br /&gt; _____ شعر از:  فرزانه شیدا______ &lt;br /&gt; درنتیجه در دنیای کنونی بسیارند خانواده هائی که تک تک آن انقدر مشغول درس وکارخود هستند که نیاز تحصیلی وکاری واحتیتج به صرف زمان برای هریک وقت وزمانی را باقی نمیگذارد که به گپ زدن وبگو وبخندهای بیموردی صرف شود که اتلاف وقت جهت رسیدن به اهداف بالاتر وبهتر محسوب میشود وتک تک خانواده نیز اینرا به گونه ای احترام آمیز از یکدیکر قبول میکنند چراکه هدف والائی در میان است که ارزشمند است وبرای رسیدن به آن از هیچ فداکاری برای یکدیگر نیز دریغ نمیکنند وحتی بخشی از مسئولیتهای خانگی یکی را دیگری بعهده میگردد تا زمان بیشتری دراختیار او بگذارد تا اوقادر باشد به دروس یا کارخود در آرامش خاطر ودرزمان مناسب بپردازد واین احترام متقابل این درک وفهم یکدیگر تنها درخانواده هائی دیده میشود که از خانواده های هستند که رشد فکری وشخصیتی خود را درنظام تربیتی خانواده به شکلی آموزش داده اند که بتوانند بجای متوقع بودن از یکدیگر به یاری هم نیز پرداخته در اعتلای فردی از خانواده به مبدائی که هدف اوست اورا یاری دهند وکمترین دلخوری ونکوهشی نیز صورت نمیگیرد که چرا بیشتر زمانی را باما سر نمیکنی یا وقتی برای ما کنار نمیگذاری وهمین امر باعث میشود خانواده های کنونی با درک متقابل هم پیشرفتهای شایان توجهی را در زندگی خود وخانواده ی خود نیز شاهد باشندوبه مقامی بلند واحترامی ارزشمند در اجتماع وجامعه نیز دست یابند. &lt;br /&gt; ________  « نميدانی مگر»از :ف.شیدا   ________   &lt;br /&gt; که من زنجير از پای واژه ها پاره  کرده ام  &lt;br /&gt; نميدانی مگر که گرچه کلام را  &lt;br /&gt; در کتابخانه ی دل به الفبا  چيده ام &lt;br /&gt; در باغ انديشه هايم رها ساخته ام  &lt;br /&gt; نديده ای مگر کتابهای قصه ای را که  &lt;br /&gt; به کودک قلبم داده بودم &lt;br /&gt; از پله های ابری آسمان &lt;br /&gt; در پشت ابر های ضخيم   &lt;br /&gt; به فرشتگان بخشيده ام تا لالای دل بخوانند &lt;br /&gt; در گوش غمناک بی کسی ها &lt;br /&gt; ديگر مرا اما ,سخنی نمانده است &lt;br /&gt; فقط نگاهم کن &lt;br /&gt; از پنجره ی نگاه در نمار خانه ی قلب من &lt;br /&gt; هيچکس  نا پاکی  ره  نيافته   است &lt;br /&gt; و واژه هايم  هرگز گناه  نبوده است &lt;br /&gt; مرا بنگر  &lt;br /&gt; از پنجره ی نگاه تا هزاران حرفم را دريابی &lt;br /&gt; ...حرفی را هرگز نگفته ام....&lt;br /&gt; جز  برای  خدا ... به راه خدا  ... خدا&lt;br /&gt; ________  « نميدانی مگر»از :ف.شیدا   ________   &lt;br /&gt; لذادرخانواده هائی روزهای شنبه ویکشنبه که تعطیلات آخر هفته محسوب میشود یا تعطیلاتهای طولانی تر والدین سعی میکنند برنامه ای در ساعات مشخص برای صحبت دسته جمعی ورفع مشکلات ویا گفتن امور مهم خانه وخانواده را کنار بگذارندد که سر آن ساعت همه اهل خانواده دور هم باشند ودرمورد مسائلی که لازم به صحبت است با یکدیگر گفتگو کنند وچنانچه لازم باشد درطی روزهای عادی هفته این جلسه ی خانوادگی ترتیب داده شود ساعتی را باهم ن=تنظیم میکنند که به ساعت درسی وکار خانواده بخورد وبتوانند باهم صحبت کنند ودرعین حال ترتیب دادن مسافرتهای دسته جمعی یا در مواقعی چون کریسمس دورهم بودنهائی کهبر اساس آداب وروسم ملی است از جمله آدابی ست که با وجود مشغله یع صر جدید همچنان برای داشتن آن اصرار ورزیده میشود ادای دین برخلاف تصور همگان که میگویند اروپائی ها وامریکائی ها انسانهای سردی هستندوهمگان درحد امکان خود با توجه به نوع شغل وبودن درمناطق مختلف همواره تابع آن هستند وتلاش میکنند دراین روزها حتما با خانواده ی اولیه خود, پدربزرگ ومادربزرگ حتما گردهم آمده وادای دین کنند وهرچند همواره پیش دمی اید که هرسال مقدور نباشد که خانواده ای درشهری دیگر یا کشوری دیگر به خانه ی مادرو پدر امده یا انان را (درمراسم کریسمس وعید پاک که ازجمله مراسم مهم کشورهای امریکا واروپاست)دعوت کند اما بهرشکل پایبندی به رسوم وسنت درست که صدمه ای به فرهنگ انسانها در صحت دنیا نمیزند از جمله چیزهائی ست که بسیار برآن درجوامع پیشرفته دقت وتوجه شده وتوسط جامع شناسان وانسان شناسان وبزرگان علوم مربوطه به علوم فرهنگی واجتماعی واقتصادی وبراساس برنامه ریزی های دقیق وحساب شده در سطح پیشرفته در کاربرد وعلمکرد رسانه ای وآموزش پرورش به آن پرداخته میشود تا جامعه ای رشد یافته و نوین باافکار واندیشه های روشن دراختیار داشته باشند که نه دچار فقر فرهنگی باشد نه از لحاظ تربیتی نقصان وکممبودی را دارا باشند ونه از دنیای جدید ورشد فکری بودر افتاده باشند وحذف نوعی آداب وروسم را که به ضرر جامعه باشد به طریقهای کاملا مثبت نیز انجام میدهند که با مخالفت مردم نیز روبرو نمیگردد چراکه ملتی که بدرستی پرورش فکری یافته باشند براحتی نیز قادر به پذیرفتن منطق هر کاری نیز هستند وبرای ایشان قابل درک خواهد بود که سنتی وآدابی یا از لحاظ سلامت فکری وجسمی بر ضرر جامع وضد انسانیست یا اینکه وجود چنین رسومی دیگر ضرورت اجتماعی در دنیای جدید را ندارد واگرچه نوعی رسوم چون رسم گاوبازی در اسپانیا که برخلاف قانون حمایت از حیوانات است همچنان باوجود مخالفتهای دنیا وحتی مخالفت ملی افرادیست که تابع قانون حمایت از حیوانات هستند همچنان ادامه می یابد اما شکل انجام آن دیگر چون کذشته برای همگان ودرنگاهی ملت وجوامع دنیا دلپذیر یا سرگرم کننده نیست وبسیاری نیز بشدت از آن خشمگین وناراحت میشوند وازدیگرنمونه های این مسئله ذبح حیوانات در اسلام است که آنرا غیر انسانی وباعث درد ونارحتی حیوان میدانند وخود حیوان را با دستگاههای برقی بروی مغز بیهوش میکنند وپس از آن سر اورا میبرند که دردی را تولید نکند ویا بسیاری ضد این هستند که از حیواناتی را که خز وموی وپوست زیبائی دارند چون سمور و سنجاب , پوست وخزیا دندان های او (چون فوک وفیل ) که برداشتن تمام اینها از تن وجان حیوان وپرنده وخزنده هم همراه با درد و هم با مرگی دردناکتر همراه است درکشورهای مختلف جلوگیری شود و سالهاست قانون حمایت از حیوانات با آن میجنگد درنتیجه فرهنگ وسننی که به شکلی باعث خونریزی یا تولید صدماتی به شخص یا جامعه انسانی وبر آسیب وصدمه ودرد وزیانی برانسان داشته باشد, درتمام جوامع روشنفکر دنیا محکوم میگردد ومخالفتهای شدید را نیز از سوی این سازمانها مرتبط با آن بدنبال دارد .درنتیجه باین شکل درتمامی ملل جهان به شکلی متفکرانه وروشنفکرانه به حفظ فرهنگهای خوب جامعه پرداخته وفرهنگهای نوین را نیز به ملت خود آموزش میدهند تا جهانی در صلح وروشد فکری در سطح بالای فرهنگی واجتماعی را دارا باشند وهمگان قادر باشند دردنیائی زندگی کنند که حضوردران همراه با آسیب وزیان نباشد واز نمونه فرهنگهای اجتماعی توان بهره برداری مثبتی را نیز داشته باشند.&lt;br /&gt; *- اهل بازار بر این باوراشتباهند که فرهنگ را هم می شود با زمان بندی دگرگون ساخت !. ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- افزایش ناگهانی مردم سبب کاهش ادب ،فرهنگ و فرهیختگی می گردد آنهم از آن رو که نسل و تبار پیش از آن نمی تواند بایستگیها و وظایف خویش را همچون آموزگار بدرستی انجام دهد . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- فرهنگ های همریشه ، انگیزه ای توانمند است که موجب همبستگی کشورها در آینده می گردد . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- شالوده و زیربنای گسترش هر کشور ، فرهنگ است . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- اهل خرد و فرهنگ همیشه زنده اند . ارد بزرگ  &lt;br /&gt; ¤¤¤ پایان فرگرد فرهنگ ¤¤¤ &lt;br /&gt; ¤¤¤نویسنده : فرزانه شیدا ¤¤¤&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt;&lt;a href="http://b4armannameh.blogspot.com/2010/01/blog-post_28.html"&gt;بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *فرهنگ*&lt;/a&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-6776022082483220606?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/6776022082483220606/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_6109.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6776022082483220606'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6776022082483220606'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_6109.html' title='بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *فرهنگ*'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-4475807316473218742</id><published>2010-01-31T03:01:00.000-08:00</published><updated>2010-01-31T03:02:26.993-08:00</updated><title type='text'>بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *تلاش*</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2C7xlKmZRI/AAAAAAAABHo/RkeQ6X3TNG4/s1600-h/OROD_BOZORG.jpg"&gt;&lt;img border="0" style="margin: 0px auto 10px; cursor: pointer; display: block; height: 240px; text-align: center; width: 170px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2C7xlKmZRI/AAAAAAAABHo/RkeQ6X3TNG4/s320/OROD_BOZORG.jpg" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5431547611073373458" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; ● بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ●&lt;br /&gt; ● فرگرد تلاش●   &lt;br /&gt; ¤¤¤ بودن سروده ی « احمد شاملو »  ¤¤¤  &lt;br /&gt; گر بدین سان زیست باید پست &lt;br /&gt; من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم&lt;br /&gt; بر بلند کاج خشک کوچه بن بست&lt;br /&gt; گر بدین سان زیست باید پاک من چه ناپاکم  &lt;br /&gt; اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه&lt;br /&gt; یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!   &lt;br /&gt; ¤¤¤ سروده ی « احمد شاملو »  ¤¤¤  &lt;br /&gt; در زندگی هر انسانی نیروی تلاش و پشتکار همواره ازعوامل مهمی برای ادامه حیات بوده وهست باعث گردیده است که فرد به خواسته های خود دست یافته وخود را انسانی موفق یا خوشبخت احساس کند وهمواره نیز درتمامی جوامع دنیا شاهد آن هستیم که انسانهای موفق از جمله افرادی تلاشگر ودارای پشتکار فراوان هستند که کمتر ممکن است در تصمیمات خود برای ادامه ی زاه وروشی در زندگی درنیمه راه از تلاش باز ایستاده یا حتی از ادامه منصرف شوند چراکه انسان تلاشگر هدف خود را از لحظه ای که گام اولیه را برمیدارد ,میشناسد وکاملا میداند که کدامین گامی را درکجا سرعت داده وچه زمان ایستاده ودرچه موقعیتی مجدد با سرعت فراوان ادامه دهد تلاش درزندگی تنها راهی ست که انسان را به مقاصد مهم زندگی او میرساند .هرگزنیز از ایستادن ونگاه کردن وانتظار کشیدن کسی به چاره راه مثبتی نرسیده است ویا در مکان مطلوب وایده ال خود جای نگرفت تلقی نمیکند وتمامی موانع در نطر او هفت خوانیست که بخواهد نخواهد اگر قصد درسیدن به هدف را دارد باید از آن بگذرد وبماننند امتحتان کلاسی که درهرحال نمیشود از آن فرار کرد برای گرفتن نتیجه تمامی این مشکلات را لحظه ی کلاس ودادن امتحان در کلاس زندگی میداند که درنهایت معدل کاراو بالارفتن به کلاس بالاتر بسوی هدفی بهتر ودرفرداها, اهداف برتری خواهد بود وهمواره شکل آرزوبرای او درهمان شکل آرزوئی رویائی باقی میماند که شاید مداوم نیز به آن فکر میکند اما هرگز برای دریافتن اینکه آیا میتواند به آن ارزو برسد گامی برنداشته وتلاشی نمیکند ولی انسان تلاشکر انقدر درراه خود مصمم است که بخاطر رسیدن به خواسته وهدف خود هیچ چیزی را مانع راه خویش نمیداند م بخاطر آن سختی ها ومشقاتی را متحمل شده وهمواره در جستجوی بهترین ها در زندگی خود باشد واین کاملا آشکار است که انسانی به سرانجامی مطلوب میرسد که دنیا راباتمامی زیبائی ها وراحتی هایش میخواهد ودرکنار استفاده ی مثبت اززمان تفریح وآسودگی وآرامش خود زیک تا دوازده تا بیست وچها وحتی کاه تا جهل وهشت شاعت فراموش نمیشود واین جایگاه زمان خود را دراست که این فرد به هرشکلی باشد درآن جایگزین شده وبه کارهای مربوط به مقاصد واهداف خود مشغول میشود خواه رفتن به کلاسی ونشستن درآن باشد خواه باز گشودن کتابی واموزشی خواه نوشتنی درهرشکل جایگاه تلاش در روزمره ی زندگی او همواره جای ثابت خویش را دارد .ما همیشه به این معقوله فکر میکنیم که تلاش را ازکجا آغاز کنیم مسلم است که تا هدفی درکار نباشد تلاش نیز معنائی نمیگیردوجائی برای تلاش نیست که بخواهیم برای آن برنامه ریزی کنیم.&lt;br /&gt; زندگانی***&lt;br /&gt; زندگانی , گلشن زیبای رویاهاست&lt;br /&gt; یا چو آن دشتی &lt;br /&gt; سراسر غرقه در گلهای صدرنگ امید وعشق&lt;br /&gt; آرزوهائی وآمالی&lt;br /&gt; درفروغ سبز رویائی&lt;br /&gt; زندگانی رنگِ آبی تلاشی در پر پرواز&lt;br /&gt; آسمانی صاف وخورشیدی به اوجی&lt;br /&gt; بال گستردن &lt;br /&gt; تا رسیدنها&lt;br /&gt; به آن کوه بلند شادی وشوراست&lt;br /&gt; دربلندای رسیدنها به هر آمال&lt;br /&gt; زندگانی قصه ی شور وتلاش وعشق وامید است&lt;br /&gt; دربلندی ها نشستن ,دیدن دنیا&lt;br /&gt; از فراز زندگی دیدن, جهانی را&lt;br /&gt; درامیدی پاک درطلوعی نیک در رسالت سوی نیکی های یک « بودن»&lt;br /&gt; تا رسیدن ها به فرداها&lt;br /&gt; تا رسیدن پای رویاها&lt;br /&gt; اینچنین باید امیدی داشت&lt;br /&gt; اینچنین هم, زندگی زیباست&lt;br /&gt; ________فرزانه شیدا /1388_________&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; انسان هدفمند به خوبی میداند درکدامین راه ودرکجا ایستاده است وبدنبال چه ودرجستجوی چیست چه را دوست میدارد واز کجا ترجیح میدهد آغاز کند اما بسیارندد انسانهائی که تلاش برای آنان معنتائی ندارد چراکه در روزگاری که قرار دارند حتی خانه ای وسقفی وجائی نیز ندارند که محل ارامش واسایش شبانه ی آنان باشد تا به معقوله ی تلاش فکر کنند انسانهائی چون زندانیانی که پس از سالهای دور بودن از محیط زندگی شهری بدون پول درجامعه رها میشوند که درمورد زنان این مسئله دردناکتر وبدتر است ویا دختران وپسرانی که از از کانون های پرورش وسرپرستی کودکان بی سرپرست در سن 18 سالگی خارج میشوند ونه اشنا واقوامی دارند نه پول وکاری من البته موقعیت ایران را درسالهای اخیر دراین زمینه نمیدانم اما در اروپا وامریکا کانونهائی برای اینگونه افراد هست که با خروج از زندان یا کانون های پرورشی تا مدتی به انان جا ومکان داده وبه ایشان برای پیدا کردن کار یاری میدهند ودرعین حال موسسات وکارخانجات ومنابع کاری دیگری نیزهست که اداره کار کشور ,ضمانت اینگونه افراد را به شخصه مینماید که درصورتی که خسارتی به محل کار وارد کرده یا خطائی انجام دهند هم خسارت مورد نظر پرداخت شود و هم به جرم سسیدگی شده وقانونی عمل گردد چه درمورد شکل جرم چه مجرم وافرادی خیرخواه وانسان دوستی نیز هستند که محل کار وکارخانه وفروشگاه وغیره خود را دراختیاراینگونه افراد میگذارند وآمادگی خود را براتی پزیرش نیروی کار از اینگونه افراد به اداره کار اعلام میکنند تا شخصی که خواه بر اثراشتباه یا بی کسی یا تنهائی وهردلیلی که به زندان افتاده است پس از آزادی که با مُهر زندانی بودن باو کار نمیدهند بدون کار ومکان زیست باقی نماند که مجبور به رفتن بسوی خطائی دوباره شود وهمچنین چه در زندانها چه در کانونهای سرپرستی به نوع علاقمندی فرد آموزشهائی حرفه ای چون خیاطی /مکانیکی/برق و..امثال اینها را ,به زندانی میدهند که البته دراین خصوص میدانم که چنین حرفه هائی درایران نیز به زندانیانی که جرم بزرگی انجام نداده و مدتی زندانی آنان طولانی نیست میدهند وبه آنان که زندانی ابد نیز هستند با یاد دادن اینگونه رشته هاانان را از بیکاری وعذاب کشیدن در سلولها نجات میدهنداما اینکه حقوقی دریافت میشود یا خیر را نمیدانم چون دراروپا وامریکا برای کارآنان درزندان وحتی ادامه تحصیل نیز یاری ومدد میشود . &lt;br /&gt; ¤¤¤پژواک صدا¤¤¤&lt;br /&gt; آنگاه که سایه های متداوم غم&lt;br /&gt; همواره دنبالم میکنند&lt;br /&gt; گریز از خورشید نیز چاره سازِ ِ&lt;br /&gt; سایه های اندوه نیست!&lt;br /&gt; شاید باید روزهای بارانی را&lt;br /&gt; رهسپار کوچه ها باشم&lt;br /&gt; .... &lt;br /&gt; اما..آه.. اشک آسمان را چه کنم؟&lt;br /&gt; که تداعی اشکهای شبانه ی دل است &lt;br /&gt; واندوه غمناک تاریکی آسمان...&lt;br /&gt; در میانه ی  شب!&lt;br /&gt; ...  &lt;br /&gt; با روز به همراهی  خورشید &lt;br /&gt; در گریز از سایه...&lt;br /&gt; سرگردانم&lt;br /&gt; در شب از تاریکی وسکوت &lt;br /&gt; که گوئی همواره &lt;br /&gt; صدای خفته در گلویم را&lt;br /&gt; به؛ فـریاد؛  التماس میکند!&lt;br /&gt; ... &lt;br /&gt; خاموشم&lt;br /&gt; ...نه آنکه  ...می بایست خاموش بمانم!&lt;br /&gt; زآنرو که صدا را.... &lt;br /&gt; وقتی پژواکی نداشته باشد... &lt;br /&gt; وانعکاسی... بی ثمر می بینم &lt;br /&gt; شاید در غروب لحظه های درد...&lt;br /&gt; می باید زندگی کرد!!...&lt;br /&gt; که خاتمه ی تمامی روزهای غمناک است.  &lt;br /&gt; سروده ی : فـرزانه شــیدا  &lt;br /&gt; دوشنبه 9 شهریور 1388   &lt;br /&gt; ¤¤¤¤¤¤&lt;br /&gt; بسیاری که سالهای طولانی در زندان بوده اند با مدرک دیپلم یا زیر آن وارد زندان شده ودر زمان امتحان همراه با ماموری به جلسه امتحان رفته ودر جلسه حاضر میشوند و مهندس ودکتر میشوند ویا شغلی مناسب وحرفه ای تحصیلی ودانشگاهی را میاموزند و زمانی که ازاد شدند به یاری دولت استخدام نیز میشوند وهدف این است که کسانی را که میتوان نجات داد واز دنیای جرم وجنایت وخطا بدور کرد یاری کرده وزندگی با یک خطا برای انان تمام شده تلقی نگردد وحق زندگی دوباره را درجامعه داشته باشند بیانکه اَنگ ومهُر زندانی بودن را تا همیشه بر پیشانی بکشند وبسیاری نیز به شرافتمندی ونیگکوکاری کار کرده وحتی جز افراد سرشناس نیز میشوند درمنتیجه همکاری دولت وملت دراینگونه زمینه ها از مجرمی نیز انسانی نیکو میسازد که بتواند چرخی از چرخه ی زندگی را بچرخاند وقصه دوران گذشته ی «بینوایان در داستان ویکتور هوگو» برای بار دیگر وبارهای دیگر تکرار نمیشود که جرمی کوچک یا حتی بزرگ صورت بگیرد اما همواره باسم مجرمی در خفا زندگی کرده ودر شرم بسر برده واز زندگی نیز افتاده عمری به سختی وشرمندگی زندگی کند وقتی شاید اگر کسی دست اورا میگرفت میتوانست اورا نجات داده وحتی خوشبختی وپیروزی او را درزندگی شاهد باشد. &lt;br /&gt; غریبانه¤¤¤ &lt;br /&gt; او غریبانه جستجو میکرد   &lt;br /&gt; در غروبی&amp;quot; دوباره بودن را &lt;br /&gt; از شب و باد پرس وجو میکرد &lt;br /&gt; لحظه ی سبز پرگشودن را  &lt;br /&gt; بعد او ...هر کرانه ی  پرواز  &lt;br /&gt; سینه ی  بیقرار او می سوخت &lt;br /&gt; باد آشفتگی به غوغا بود  &lt;br /&gt; مرغ دل را به هر طرف میکوفت  &lt;br /&gt; دیده ی بی شکیب او تا صبح  &lt;br /&gt; درد خود را به شب بیان میکرد &lt;br /&gt; چونکه از یار خود سخن میگفت &lt;br /&gt; خاطره در دلش فغان میکرد &lt;br /&gt; بر لبش هر ترانه شد جاری  &lt;br /&gt; جویباری ز اشک میگردید &lt;br /&gt; از بیابان ,غم, گذر میکرد &lt;br /&gt; در پی میوه ی  بهار امید &lt;br /&gt; آنکه اینگونه بی نشان می گشت &lt;br /&gt; این من ِعاشقِ« رسیدن »بود &lt;br /&gt; قلب خود را به « آرزو » می سوخت &lt;br /&gt; در امید دوباره دیدن بود &lt;br /&gt; ...&lt;br /&gt; آه می شد دوباره شادی کرد؟  &lt;br /&gt; نه به باغ خیال و در پندار  &lt;br /&gt; سر رسد عاقبت زمان فراغ  &lt;br /&gt; در گلستان پر گل دیدار؟! &lt;br /&gt; ... &lt;br /&gt; طاقتم نیست منتطر بودن  &lt;br /&gt; روح پرواز من سفر خواهد   &lt;br /&gt; ره بسوی یگانه دلدارم &lt;br /&gt; ای خدا از تو بال و پر خواهد! &lt;br /&gt; سروده ی فرزانه شیدا ¤¤¤ &lt;br /&gt; با این تفاضیل می بینیم که بسیاری از انسانها در زمینه تلاش ممکن است موقعیت های زندگی انان بگونه ای نباشد که جائی برای تلاش داشته باشند واینجاست که مردمان خیرخواه وروشنفکرین جامعه فریاد رس آنان شده با احیای کانونها با تفکری برنامه ریزی شده انسانهای بسیاریی را به منطقه ای از هیجان زندگی میبرند که او نیز خود را در زندگی قابل بداند که تلاشی وهدفی را دنبال کنداما انسانی که هیچ امیدی به فردای خود وهیچ سرمایه ای رای آینده ندارد براستی نمیداند ازکجا شروع کند واصلا چه را شروع کند هرچند انسانهای خودساخته ای از هیچ به همه چیز میرسند اما ما به استثنائات زندگی نباید توجه داشته باشیم که مردم عام در جمعیت بزرگتری ازجهان زندگی میکنند وآمار مردم عامی درسراسر دنیا آماری چشمگیر است .تلاش را زمانی انسان دلپذیر میبیند که بداند برای هدف خویش راهی هست که توان رفتن انرا داشته باشد وتلاش زمانی زیباست که وقتی هدف مشخص شد انسان با پشتکار وهیجان واعتقاد بخود راه را دراولین کام شروع کرده وتا اخرین گام نیز همچنان امید خویش را باتمامی مشقات حاصله ازاین راه درخود زنده بدارد وخستگی خود را با این اندیشه از تن بدر کند که نیمی ازراه را هرچه بود هرگونه بود آمده ام باقی راه را نیز خاهم رفت وهمین که این جمله را برای خود بعنوان برنامه ای بداند که می بایت عملکردی درست وبرنامه ریزی شده را انجام دهد وهمواره نیز بخود بگوید که : من به انتها وبه فرجام هدف خود میرسم وبی شک نیز خواهد رسید , چراکه زمانی که هدف انسان معین ومشخص باشد و انسان شیفته ی کاری باشد که آنرا هدف قرار داده است وازومند رسیدن به آن را داشته باشدانگاه تمامی تلاش خویش را نیز میذول میدارد تا به سرانجام مثبتی رسیده و با رسیدن به جایگاه موعود با احساس پیروزی وشادی وموفقیت , برخود خویش ثابت کند که خواست وتوانست ورسید وطعم شیرین این موفقیت چیزی ست که براستی همواره زیباترین خاطره ی انسان خواهد بود بخصوص اگر برای رسیدن به آن سختی های فراوان نیز دیده ومتحمل شده باشد . &lt;br /&gt; ¤¤¤ « شب در کشتزاران شاعر : «  نادر نادرپور    ¤¤¤ &lt;br /&gt; چراغ خرمنی از دور پیداست &lt;br /&gt; شب مهتاب ، در آن سوی جاده &lt;br /&gt; صدای پر طنین سم اسبی &lt;br /&gt; شود هر لحظه در صحرا زیاده &lt;br /&gt; درختانند با بادی به نجوا &lt;br /&gt; سر از مستی به گوش هم نهاده &lt;br /&gt; کنار جاده ها مسکن گزیده &lt;br /&gt; سیاهیشان چو دزدان پیاده &lt;br /&gt; غریو دوردست آبشاری&lt;br /&gt; چو بانگ مست خیزد بی اراده &lt;br /&gt; سگان نر برآرند از جگر بانگ&lt;br /&gt; به پاسخگویی سگ های ماده &lt;br /&gt; نمای قریه در تاریکی شب &lt;br /&gt; چو کندویی ست بر پهلو فتاده &lt;br /&gt; به طاق کلبه هایش پرتو ماه &lt;br /&gt; تو گویی طاقه ی دیبا گشاده &lt;br /&gt; به چشم اید رخ دهقان پیری &lt;br /&gt; که زیر نور فانوس ,ایستاده &lt;br /&gt; نمایان کرده نور صورتی رنگ &lt;br /&gt; خطوطی را در آن سیمای ساده &lt;br /&gt; خطوطی را که جای پای غم هاست&lt;br /&gt; غم شبها و اشک صبحدم هاست &lt;br /&gt; چو برخیزند مرغان بیابان &lt;br /&gt; ز روی سیم ها در رهگذرها &lt;br /&gt; درخشد سیم ها در نور مهتاب &lt;br /&gt; چنان برق مجسم در نظر ها &lt;br /&gt; صدای محو آوازی از آن دور &lt;br /&gt; نهد تا لحظه ای از خود اثرها &lt;br /&gt; طنین افکن شود در شام خاموش&lt;br /&gt; ز سیاحی غریب آرد خبرها &lt;br /&gt; دمد پاتی کنان دهقان فرتوت &lt;br /&gt; غباری تیره در کوه وکمرها &lt;br /&gt; غباری چون بخار گرم آهک&lt;br /&gt; و یا دودی که خیزد از شررها &lt;br /&gt; جدا سازد نسیمی گندم از کاه &lt;br /&gt; براند کاه و بردارد ثمرها &lt;br /&gt; نهد در یک طرف تلی ز گندم &lt;br /&gt; دهد رجحانش از زردی به زرها &lt;br /&gt; براید چون غبار از ریزش کاه &lt;br /&gt; صدایی نرمتر از بانگ پرها &lt;br /&gt; برد بادی در آن خاموشی شب &lt;br /&gt; ز خرمن ها ، سرود برزگرها &lt;br /&gt; بهم ریزد سکوت شب سرانجام &lt;br /&gt; ز آهنگی نشاط انگیز و آرام &lt;br /&gt; صفیر داس دهقانان شبخیز &lt;br /&gt; هیاهو می کند در کشتزاران &lt;br /&gt; ز رقص خوشه موج افتد به خرمن &lt;br /&gt; چنان کز بادها در چشمه ساران &lt;br /&gt; به گندم زار ها تابیده مهتاب &lt;br /&gt; چو بارانی که بارد در بهاران &lt;br /&gt; سرود چند دهقان دروگر&lt;br /&gt; درآمیزد به بانگ جویباران &lt;br /&gt; طنین مبهم زنگ شترها &lt;br /&gt; به گوش اید هماهنگ قطاران &lt;br /&gt; سواد قلعه ای ویران غمگین &lt;br /&gt; به دل جا داده راز روزگاران &lt;br /&gt; ز هم پاشیده چون دودی غم آلود &lt;br /&gt; سیاهی های موهوم چناران &lt;br /&gt; رسد عطر خیال انگیز صحرا &lt;br /&gt; به کنه خاطرات رهگذاران &lt;br /&gt; مکان گیرد در آن گنجینه ی راز &lt;br /&gt; چو در گنج نهان ، انبوه ماران &lt;br /&gt; به گوش اید هنوز از خرمنی دور&lt;br /&gt; صدای گفتگوی آبیاران &lt;br /&gt; زند چشمک دو اختر بر سر کوه &lt;br /&gt; در اعماق سیاهی های انبوه &lt;br /&gt; ¤¤¤« شاعر: «  نادر نادرپور »¤¤¤    &lt;br /&gt; *ـ  نو آوری نتیجه خواست و تلاش ماست نه رخدادهای ناگهانی . ارد بزرگ &lt;br /&gt; ـ سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدمهای پاک است .  ارد بزرگ&lt;br /&gt; *ـ آنکه برای بهروزی آدمیان تلاش می کند و راه درست را نشان می دهد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش جاریست او زاده می شود و باز هم . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *ـ آن گاه که ، زایش راهی نو را از درون خویش احساس کردی پای در راهی خواهی گذارد که پیشتر *ـ برای رسیدن بدان بسیار تلاش نموده ایی . ارد بزرگ &lt;br /&gt; *ـ  پایداری و تلاش کلید هر بند بسته ای است . ارد بزرگ &lt;br /&gt; ¤¤¤ پایان فرگرد تلاش ¤¤¤ &lt;br /&gt; ¤¤¤نویسنده: فرزانه شیدا¤¤¤&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع:&lt;br /&gt;&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt;&lt;a href="http://b4armannameh.blogspot.com/2010/01/blog-post_27.html"&gt;بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *تلاش*&lt;/a&gt;&lt;/h3&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-4475807316473218742?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/4475807316473218742/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_5785.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4475807316473218742'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/4475807316473218742'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_5785.html' title='بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *تلاش*'/><author><name>/</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2C7xlKmZRI/AAAAAAAABHo/RkeQ6X3TNG4/s72-c/OROD_BOZORG.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6693198600417839431.post-6399940783834888557</id><published>2010-01-31T02:04:00.000-08:00</published><updated>2010-01-31T02:06:04.594-08:00</updated><title type='text'>بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد *سخن*</title><content type='html'>&lt;br /&gt; &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S18JIAIbkNI/AAAAAAAABHc/UtsSBRC0yuM/s1600-h/OROD_BOZORG.jpg"&gt;&lt;img border="0" style="margin: 0px auto 10px; cursor: pointer; display: block; height: 240px; text-align: center; width: 170px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S18JIAIbkNI/AAAAAAAABHc/UtsSBRC0yuM/s320/OROD_BOZORG.jpg" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5431069708711071954" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; ● بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ●&lt;br /&gt; ● فرگرد سخن ●&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ___________________________   &lt;br /&gt; ¤¤¤ بیا ز سنگ بپرسیم از : فریدون مشیری » ¤¤¤ &lt;br /&gt; درون اینه ها درپی چه می گردی ؟&lt;br /&gt; بیا ز سنگ بپرسیم &lt;br /&gt; که از حکایت فرجام ما چه می داند &lt;br /&gt; بیا ز سنگ بپرسیم &lt;br /&gt; زانکه غیر از سنگ&lt;br /&gt; کسی حکایت فرجام را نمی داند &lt;br /&gt; همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است&lt;br /&gt; نگاه کن &lt;br /&gt; نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ &lt;br /&gt; چه سنگبارانی ! گیرم گریختی همه عمر &lt;br /&gt; کجا پناه بری ؟&lt;br /&gt; خانه خدا سنگ است &lt;br /&gt; به قصه های غریبانه ام ببخشایید &lt;br /&gt; که من که سنگ صبورم&lt;br /&gt; نه سنگم و نه صبور &lt;br /&gt; دلی که می شود از غصه تنگ می ترکد &lt;br /&gt; چه جای دل که درین خانه سنگ می ترکد&lt;br /&gt; در آن مقام که خون از گلوی نای چکد&lt;br /&gt; عجب نباشد اگر بغض چنگ می ترکد&lt;br /&gt; چنان درنگ به ما چیره شد که سنگ شدیم &lt;br /&gt; دلم ازین همه سنگ و درنگ می ترکد&lt;br /&gt; بیا ز سنگ بپرسیم&lt;br /&gt; که از حکایت فرجام ما چه می داند &lt;br /&gt; از آن که عاقبت کار جام با سنگ است &lt;br /&gt; بیا ز سنگ بپرسیم &lt;br /&gt; نه بی گمان همه در زیر سنگ می پوسیم &lt;br /&gt; و نامی از ما بر روی سنگ می ماند ؟&lt;br /&gt; درون اینه ها در پی چه می گردی ؟  &lt;br /&gt; ¤¤¤ شعر از : فریدون مشیری » ¤¤¤ &lt;br /&gt; انسانها دارای شخصیت متفاوتی هستند وهریک بگونه ای خاص تربیت میشوند که نوع این تربیت به داخل خانواده ای برمیگردد که در ان رشد کرده شخصیت خویش را ساخته وبه جامعه ملحق شده وبااینکه فرهنگ وآداب ورسوم وسنت یک کشور نقش زیادی در تربیت شخصیت آدمی رابازی میکند اما نوع تفکر خانواده وروش وشیوه تربیتی بیشترین اثر را بر شخصیت آدمی باقی میگذارد. معمولا در این زمینه حتی تحصیل ومدارج بالای تحصیلی نیز کمتر قادراست انسانی را که به گونه ای خاص تربیت شده است از شکل تربیتی او دور کرده تبدیل به آدمی دیگری کند وشخصیت شکل گرفته ی آدمی کمتر قادراست از نوع تربیت خود وخوب وبدی که مداوم در زمان کودکی با آن مواجه بوده است دور شود وبه دنیائی دیگر بپیوندد که درآن کل خوب وبد رفتار وکردار متفاوت است اگرچه انسانها یا تعلیم وتربیت ودانش میتوانند انسانهای روشنفکری شوند که دنیای تضادهای فکری را به همگون شدن وهماهنگی سوق داده ویکپارچگی فکری را سبب شوند. &lt;br /&gt; اما تجربه ی شخصی من با انسانهای متفاوت ودین ها وافکار متعدد در دوران 20 سال گذشته با دنیای ناشناخته ای که همواره با آن مواجه بوده ام همواره بمن ثابت کرده است که هرچه از سنت وآئین خود دور شویم هرچه با دنیای جدید نیز هماهنگی ایجاد کنیم بازاما تا خودد نخواهیم تربیت اولیه ما کمترین تکانی درنهاد ما نخواهد خورد وآنکه ازاول ریشه های فکری خویش را بادنیای روشن با افکار واندیشه های جامع تر و با خانواده ای روشن دید وروشن نگر شروع کرده باشد درهرکجای عالم نیز پرورش یافته باشد قادراست راحت تر جذب دنیای افکار واندیشه های متفاوت شده وبینش ونگرش خود را رشد داده وازمیان اینگونه اندیشه های متفاوت بهترین ها را مجزا کرده شخصیت خود را کامل کند وتکامل فکری بیشتری را نیز درخود شاهد باشد نمونه افرادی که من در مدت عمر خود با آنان آشنا شده وسنت ونحوه ی فکر واندیشه آنان را طی رفت وامدها وزندگی با آنان در محیطهای گوناگون دیده ام نماینده ی این بوده است که دنیای بسیاری از انسانها با بودن درهیچ کجای عالم تغییر شایانی نمیکند وآنچه جایگزین رفتار وکردار آنان میشود بیشتر ازاینکه جهره ای نو وجدید ومثبت وروشنفکرانه ای را داشته باشد جلوه ای از خودنمائیهای فرهنگی وذهنی ست که اساس وپایه ی ذهنی نداشته تنها نوعی تلاش برای هماهنگ شدن است اما در طریقه ای نادرست البته گفتن این مطلب که نوع اندیشه وفکر ورفتار وحتی سخن آدمیان با تربیت روزانه میتواند تغییر کند اما کسی که دنیای کوچک ذهنی خود را با پافشاری فراوان درهمان قالبی نگاه میدارد که معتقد است شکستن آن قالبها شکستن آئین خانوادگی ست وهرگز درهیچ کجای عالم نه بینش بازتری در زندگی خود پیدا میکند ,نه نگرش خود را تغییر میدهد, نه قادر به درک اندیشه های نوین خواهد بودو نه حتی تغییری درعملکرد ورفتار روزانه ی او خواهید دیدواگر بسیار نیز در روزمره زندگی خود با تفاوتهای مردمی روبرو شود دنیای خود را برهمگان ترجیح میدهد ودنیای دیگران را تنها نگاه کرده وناظر بر شکل رفتارها وگفتارها و نوع زندگی هاست وهرگز نیز تلاش نمیکند که دریابد ریشه ی هر سنتی درهر جامعه ای چه میتواند باشد یا علت فلان عقیده وفلان رفتار وگفتار از چه بوده وچرا در بین جامعه ای ارواج یافته است .ایستادگی وتعصب داشتن برروی افکارپوسیده یا نادرست یا بدون پایه های علمی واستوار بر عقیده های شخصی بدون ریشه وآموزش ,همواره درتاریخ جهان نیز نشان دهنده ی این بوده است که تنها انسانهائی قادر به رشد وپرورش ورسیدن به بهترین مکانها در زندکی در افکار ودر حتی گفتار بوده اند که از تممی سنتها وآداب رورسوم ملل جهان بهترین بخش ومثبت ترین شکل آنرا برداشت کرده وبر زندگی خویش افزوده اند .اینگونه آدمیانی که هرگز تلاشی برا بهتر شدن دید خود نمیکنند همواره باعث رنج وعذاب فکری وروحی دیگران بوده وحتی در جامعه سازنده مشکلات هدیده ای هستند که گاه به فاجعه ای نیز میکشد وگاه این افارد به مقامی میرسند که میتوانند جامعه وماتی را به ویرلنی کشیده باعث جنگها ومرگ ومیر وکشتار وناعدالتی های شوند که نمونه ی آنان درتاریخ برای همیشه نامشان به قصاوت وبدی ودشمنی وضد انسان بودن جاودانه شده است وازاین جهت است که درگفتار وسخن با همگان میبایست دریابیم که مبادا طرف سخن ما فردی باشد که حتی لیاقت حرف زدن نیز ندارزد وجز ساختن مشکل ودردسر برای ما چیزی به ما نخواهد رسید وهمواره دوستانی را برگزینیم که حق سخن را وحرمت سخن را نگاهداشته ومرزهای خود را نیز بدانند وهمواره از دوستی او بهره ای خوشایند درددستی وهمدلی ببریم وخواهان ودوستدار او بعنوان دوست وهمسخن خود باشیم.&lt;br /&gt; ¤¤¤ سکوت وسخن از: ف.شیدا  ¤¤¤  &lt;br /&gt; نه حتی درسکوت خاُمش غمگین &lt;br /&gt; یکروز تنهائی &lt;br /&gt; نه درآن واپیسن , بس لحظه های, بی نصیبی , &lt;br /&gt; درسکوتی سرد &lt;br /&gt; نه در جائی که دل خاموش میگردد به نومیدی &lt;br /&gt; نه ا«دم را که در نام « سخن » ناگه فروبندی لبانت را &lt;br /&gt; نمی بینی...نمیبینی زبانی درسخن &lt;br /&gt; همسان وهمرنگ دل وامانده ای تنها &lt;br /&gt; با گوید با تو از رویای هستی از « دم» و« فردا»! &lt;br /&gt; نمی بینی که حتی هرسخن بر دل بیآویزد &lt;br /&gt; چراغی درشب تار خیالی تلخ &lt;br /&gt; که دران تیز میدانی &lt;br /&gt; « سخن» محکوم خاموشی ست &lt;br /&gt; «صدا» بر دار افکار دل نادان &lt;br /&gt; فراوان میدهد در بی کسی ها جان! &lt;br /&gt; نمیبینی که حتی با لب لبخند, &lt;br /&gt; ودرصدواژه ی مهری  &lt;br /&gt; جوابی را نکو از دیگری روزی بگیری &lt;br /&gt; بادل خوشرنگ , که درآن خصم خاموشی &lt;br /&gt; نباشد باز...!... نمی بینی که دستان سخن &lt;br /&gt; در یک قلم همواره میگرید &lt;br /&gt; واشک خامه ی اندوه &lt;br /&gt; میان دفتری خاموش میگردد &lt;br /&gt; ودر روز ی  که نقش واژه را &lt;br /&gt; بی تو بخواند چشم بدخواهی &lt;br /&gt; چه ها در پشت سر درنام تو &lt;br /&gt; تفسیر میسازد &lt;br /&gt; چه ها درنقد تو, بی مهر میگوید  &lt;br /&gt; چه سان نامردمیها را  &lt;br /&gt; زند رنگی به چشم دیدگان خسته وبی رنگ &lt;br /&gt; که در «حق سخن » همواره نامردیست! &lt;br /&gt; بباید گاه ساکت بود !  &lt;br /&gt; برای انکه در رسم شنیدن خصم خود دارد &lt;br /&gt; برای آنکه در راه تفکر , کفر خود دارد!&lt;br /&gt; سخن با اهل دل گفتن,  روا باشد &lt;br /&gt; اگر جای سخن را باتو بگذارند...&lt;br /&gt; سخن اما بگوشی « کر »نباید گفت &lt;br /&gt; سخن با بسته پنداری نشآید گفت &lt;br /&gt; سخن گفتن به دیوار ی, &lt;br /&gt; بسی بهتر دهد برسینه آرامی&lt;br /&gt; دلا !وقت سکوتت نیست &lt;br /&gt; ولی «لطف سخن »را &lt;br /&gt; درجهان دیگر نمی بینم  &lt;br /&gt; ¤¤¤ سروده ی : فرزانه شیدا- 1388-اُسلو/نروژ¤¤¤  &lt;br /&gt; اما این افراد درکنار این برداشتهای مثبت چنین تلاش را نیز داشته اند که همواره همگام با دنیا پیش رفته وکمتر ازدیگر انسانها عقب افتاده ودر دنیا نیز پیشگام باشند ویا لااقل همگام و تلاش داشتهاند تا درهمه ی زمینه های فکری ودر رشته های مختلف با غلاقمندی های شخصی خود , فکر واندیشه ی خود ذاپرورش دهند, بااینوصف درمی یابیم که تنها انسانی به تکامل فکری یا حداقل روشنفکری مطلوبی میرسد که بدنبال ریشه های درست اندیشه وفکر وسخن باشد وعلت ودلایل هرگونه رفنتاری را جستجو کند ومعنای آن را دریابد درمیان ماایرانیها این حرکتی زشت است که شما چیزی را از کسی بخواهید واو آنرا هرچه که هست بسوی شما پرتاب کند اینکار در اینوس ابها بسیار عادیست وبه کسی نیز برنمیخورد چراکه در نهاد وتربیت ایشان اینگونه ازاین عمل برداشت نشده است که او به من توهین کرد که چیزی را پرت کرد درجای دیپر پا دراز کردن پیش بزرگتر درفرهنگ ایرانی زشت وناپسند است اما در اورپا متعقدند هیچکسی نمیبایست خود را معذب دیگری کند ودرعین اینکه احترام متقابل را نگاه میدارند کمترین توهین زبانی را به یکگدیگر روا نمیدارزند ودرفروشگاه خرید شما را باحترام درجلوی شما گذاشته در خیابان نیز چیزی را بسوی شما پرت نمیکنند وقتی که معلمی درکلای برگه امتحانی صحیح شده را جلوی شاگرد خوب وبد خود پرت میکن واینکار به هیچ وجه زشت محسوب نمیشود اما درکلاس زبان خارجی که من ودیگر خارجیان مهاجر بودیم کم کم اینوع رفتارها وعکس العملی که ناخوداگاه نشان میدادیم ,توجه را جلب میکرد تا جائی که یکبار که دبیر دفترم رابسوی من پرت کرد من بناگاه بدون خواست قلبی اخمهایم درهم رفت ونگاه بدی باو انداختم که بلافاصله پرسید چیزی شده وگفتم شاید برای شما این حرکت عادی باشد ولی من هرگز دفتری را به معلمم پرت نمیکنم وهرگز هیچکسی درایران چیزی را به کسی پرت نمیکند چون این عمل نوعی احترام متقابل است وشاید برای شما بی معنا باشد اما ما اینگونه تربیت شده ایم که حتی برای من سخت است شما را بعنوان معلمم « مونا» صداکنم بدون اینکه پسوند وپیشوندی ازخانم یا دبیر یا چیزی مثل این را به آن اضاه کرده باشم چراکه رسم گفتن خانم واقا درایران رسمی مهم است وبرایم نیز مشکل است که در محیط درس ومدرسه برای سهولت حرف زدن وراحتی شما فقط مرا فری صدا میکنید وکمی هنوز به آن عادت ندارم البته از انجهت که میدانم هدف شما بی حرمتی نیست تلاشم دراین است که تربیت خود را که اینگونه مرا باراورده عادت دهم باینکه از پرتاب دفترم دلگیر نشوم اما بااین دانش ایشان درتمام مدتی که لااقل من درکلاس ایشان بودم نه تنها بمن که به همهی افرادکلاس که اتفاقا همگی ایرانی عراقی پاکستانی وازکشورهای همسایه بودیم ومیدانست درنکاتی نیز این احترام رسوم ملی گکشورهای ماست نه دفتری دیگر پرت شد ونه هرگز حرکتی مانند این تکرار شد واحترامی که این شخص بمن ازکشوری دیگر گذاشت نمونه روشنفکری اوست که بمن نیز اینرا گفته و آموخت که ما معتقد به احترام متقابلیم وچون هدف ما همزیستی مسالمت آمیز است نیازی نیست من برای ثبوت رسوم خود شمارا با رفتاری بیازارم که ریشه ی ان در سنت من است اما قصد آن آزردن مهاجری نیست که به کشور من آمده است واکنون همشهری وهم کشوری من شده است و درنتیجه من این احترام را بتو میگذارم که پرت نکنم وتو این احترام را روزانه بمن میگذاری که هرگونه من دردنیای نروژیی خودم زندگی میکنم درتلاشی که با اینکونه آئین ها بسازی وازمن دلخور نشوی .برخلاف آن رفتار نکنی درنتیجه این نشان میدهد تو بیشترازمن در فشار هستی که درکشور مادری خود هستم ودرعین حالدرخلوتی بمن اینرا به شکل خصوصی نیز گفت که سالهاست مدیر ومعلم کلاسهائی چون کلاس من بوده است اما هرگز باین نکته هائی که من باو اموختم وتوجه اورا جلب کردم کس دیگری اشاره ای نکرده بوده است ومعتقد بوئد که یکی دوکشوری که نام نمیبرم آسمان به زمین بیاید بی تربیت ترین وبی ادب ترین ممالک دنیا هستند که سالهاست درکشور نروژ واسکاندیناوی زندگی میکنند اما نه هرگز به بهداشت تن وبدن خود اهمیت میدهند نه به رفتار متقابل ونه چیزی را که مثبت باشد میاموزند ومتاسفانه این کشورها دین اسلام نیز داشتند ومعتقد بود پاکی وشیک پوشی ایرانیان وهمچنین احترامی که ازآنها آموخته ودرمقابل خود نیز دیده است همواره اینرا باو ثابت کرده است که ایرانیان باوجود مسلمان بودن متفاوتندومن نیز به ایشان عرض کردم که نژاد ما عرب نیست بلکه ما ایرانیان پارسی زبان وازنژاد آریائی هستیم وتنها تابع دین اسلام وهیچیک از آداب وروسوم عرب در آداب وروسشوم فرهنگی ما نیست مگر در آئین دینی خود که به روزهائی خاص دردین اسلام همه مسلمانان جهان احترامی خاص میگذارندکه مرتبط با دین است نه با نژاد نه با فرهنگ ونه با شکل اندیشه های ملی دیگر کشورهای مسلمان.در نتیجه مقایسه یک ایرانی پارسی زبان اریائی با دیگر مردمان درکشورهای عرب نشین اشتباه است .درواقع درمیان ایرانیان نیز در زندگی خود در همین جامعه دیده ام که بسیاری رفتارهای ناشایست را ازخود بروز میدهند که باسم ایرانی تمام میشود درصورتی که این نماینده تربیت خانوادگی هر فرد است نه نماینده شخصیت اجتماعی او واین شخصیت اجتماعی که ازخود درجامعه بروز میدهد با طرز حرف زدن های ناشایست یا نگاههای نادرست وپرمعنا یا رفتار های ناهنجار هیچ ربطی به ایرانی ندارد ودرایران نیز این رفتارها زشت وناپسند بوده ولی مردمی که ایرانی را درتعداد کمی درمیان جامعه ی بزرگ خود میشناسد هرخطائی را از ایرانی ببییندبه حساب ایرانی بودن وتربیت اجتماعی وشخصیت رشد نیافته ی او میگذارد واز تاریخ ایرانی واز اثر تمامی بزرگان ایران زمیندر دینا نیز درلباس سک اروپائی عامی چون دیگر عوام دیگر کشورها بیخبر است چراکه در روزانه زندگی خود نیازمند این نیست که برود وببیند بزرگان کشور من چه کسانی بوده وهستند روشنفکران جامعه من چه نام دارند یا مردم جامعه من درکگدامین اندیشه وکدامین شخصیت بیشتر جلوه گر بوده اند وچگونه رشد کرده اند وشاید من نیز اگر اجبار زندکی درمهاجرت برایم لزوم انرا فراهم نمیکرد اینهمه به ریشه فکری وطرز رفتار وسخن ویادگیری سنت ودلایل آن در دینای نروژ واسکاندیناوی که قبلا یک کشور بوده ومجزا شده اند نمیپرداختم اگرچه که همواره علاقمند به انسان وطرز فکرها وسنتهای همه کشورهای دنیا بوده ام ودر زمان بودن درایران نیز همواره به هرچه که چیزی دراین باب بمن میآموخت توجه بسیارداشتم ومعتقدم بودم همه نوع اندیشه. فکر, رفتار وگفتار و سخن باید یادگرفته وآموخته شود تا انسان بهترین را بیاموزد وبهترین شخصیت را برای خویش بسازد واین علاقمندی شخصی بود که دردیگران آنرا نمیبینم که بحدمن اینهمه به ریشه ها وبه رفتارها توجه کنند وحتی چون من حرف وسخن دوست اشنا غریبه را در ضمیر ناخوداگاه خود ضبط کرده حتی خط بخط کلام شخصی وجا ومکان وحالت نشسته وایستاده او را در ده بیست سال پیش بیاد بیاورد که انروز چه گفت دقیقا جملاتش چه بود چه حالتی داشت چه پوشیده بود.وهوا انروز باران بود یا افتاب دقت بیش ازاندازه من که نوعی عادت نیز محسوب میشود گوئی بامن متولد شده است انقدر توجه دوستان واشنایانم را جلب نموده است مکه هرچه را میخواهند بیاد بیاورند به سراغ من میایند وازمن میپرسند توانروزانجا بودی یا نبود دیدی یا ندیدی شنیدی یا نه ومیدانند بطور کامل اگر دران جمع حضور داشته باشم قادمر بیاد بیاورم که دقیقا چه گفته شد وکل آن جمع چه جواب یا چه عکس العملی را نشان داده اند که البته نه از کنجکاوی که من به همه ی اطرافم دقت نظری کامل دارم حتی اگر طبیعت باشد ودران مکان تنهای تنها باشم بسیاری از چیزهارا در ذهن به شکل ناخوداگاه حفط وضبط میکنم تاجای که بارها دقیقا محل گم کردن دستکش یا چیز دیگری را حدس زده بازگشته وانرا پیدا کرده ام. وگاه حتی با یک نگاه گذری اسم فروشگاهی در ذهنم میماند که حتی دقت نیز برآن نداشته ام اما زمان برگشت اگر راهی بوده که برای اولین بار رفته بودم بخاطر اوردم که درموقع رفتن این مغازه واین اسم یا مجسمه پشت انرا دیدم حتی بااینکه جز رنگی ازان نوع وجنس لباس رادقت کرده باشم اما کامل میدانم مجسمه پشت ویترین چه برتن داشته است اینگونه توجهات ودقت کردنها تدر همه چیز باعث میشود گکه انسان نمونه رفتاری دیگران شکل سخن وحتی نوع جمله بندی دوستان ونردیکان خویش را کامل یاد گرفته ووقتی پای تلفن وقتی به شوخی ازمعرفی خود سرباز میزنند وقتی که حرف میزنند با یکی دوکلام ازحالت صدا ونوع کاربرد جمله ایشان را میشنوم درمییابم که چه کسی پای تلفن است.برای شناخت ادمیاتن ونوع سخن ورفتار شاید تااینحد دقت نظر برایهمگان لازم نباشد دکه همانطور که گفتم این نوعی حالت خاص درمن بوده وهست که بصورت ناخوداگاه همه چیز را بخاطر میسپارم وقتی کهاز خاطر میبرم ناهار چه خورده ام اما توجه بهرفتارها ونوع سخن ادمی درحد متعادل کافیست که شخصیت همگان خود را نشان داده وبخوبی دریابیم که هرانسانی چه دیدگاهی دارد وچه نوع تربیتی داشته است وچگونه عملکردی را بادیگران پیشه میکند وروابط دائمی با افراد این موضوع را هرروز برای انسان روشن تر میکند چراکه بطور مداوم رفتار متقابل ونوع سخن را شاهد خواهیم بو.د ودرنهایت پی خواهیم برد که میزان دانش درک وشکل اموزش فرهنگی اودرخانواده واجتماع چگونه بوده است ودمقابل خود چگونه انسانی را داریم وچگونه نیز باید بائو رفتار کنیم &lt;br /&gt; ¤¤¤  سکوتت را نمی بخشم از: ف.شیدا   ¤¤¤  &lt;br /&gt; سکوتت را نمی بخشم&lt;br /&gt; ...واینگونه مرا چشم انتظاری دادنِ تلخی...&lt;br /&gt; که در آن دل به آتشها سپردم در شب معبد&lt;br /&gt; ودر خود پیچ وتاب غصه را&lt;br /&gt; سوزنده در آتش&lt;br /&gt; سپردم در پریشانی ِ دل&lt;br /&gt; بر خامه ی گویای فریادی...که شعرم را&lt;br /&gt; به سوز اندرون, در واژه ها میسوخت&lt;br /&gt; !!!&lt;br /&gt; وتو دریک سکوت ِ تلخ...&lt;br /&gt; فقط خامُش , به پنهانی, مرا می دیدی وُ&lt;br /&gt; چیزی نمیگفتی...&lt;br /&gt; !!&lt;br /&gt; سکوتت را نمیبخشم&lt;br /&gt; سکوتت را نمی بخشم که در آتشگه این معبد عشقی&lt;br /&gt; که سوزلن تر ز آتش , شعله ها دیدم&lt;br /&gt; ....توازاین شعله, شمع ِ غصه ی دل را&lt;br /&gt; فروزان کرده ای ؛ آنگاه....&lt;br /&gt; براه خود روان گشته, مرا تنها &lt;br /&gt; رها کردی... که سوزد این دلم ,... با شمع اندوه فروزانی&lt;br /&gt; که دستانت, درون سینه ام افروخت&lt;br /&gt; , دراین آتشکده در سوز تنهائی&lt;br /&gt; ترا هرگز نمکیبخشم براین آتش&lt;br /&gt; نه حتی آن سکوتت را....&lt;br /&gt; ¤¤¤ فرزانه شیدا -1388/اُسلو -نروژ¤¤¤  &lt;br /&gt; کمااینکه بسیاری از انسانها در سخن همواره تلخند ودرفتار همیشه بدخو عده ای همیشه خونسرد وارامند گروهی سریعا عصبی شده وپرخاشگر میشوند تعدادی درهمه حال رعایت دیگران را کرده وحتی خشم ویا احساس خود را پنهانمیدارند گروهی ازایرادگیری مداوم لذدت میبرند وهمه گروهای دیگری که در همین رفتارها طرز سخن انان نیز متعلق به همان گوئه است وکمتر خواهید دید تشکری ازکسی بشنوید که مداوم ازشما ایراد میگیرد یا اینکه ببینید که حرف تشویق آمیزی ازاو به شما برسد بدون اینکه درکنارش هزار« اما »را کنار نگذاشته باشد وبرخلاف آن درفردی انقدر بی تفاوتی میبینید که آسمان را به زمین بیاورید به کُن درون این شخص راهی پیدا نمیکند یا دریابید او چگونه احساسی را درحال حاضر دارد وبا جواب بله نه و سکوت مداوم خود را یا از شناساندن بدیگران پنهان میکند یا هیچ علاقه ای به روابط متقابل با دیگر مردم ندارد یا انکه انقدر صدمه دیده است که ترجیح میدهد دنیای حرف وسخن وفکر ورفتاراو فقط به فقط متعلق بخود اوباشد وحتی دربودن در میان جمعی , تنها جسمی پرکننده ی جائی ست که سخنی به تفضیل نمیگوید وهرگز حرفی برای گفتن ندارد ودرواقع جسم اوست که حضور دارد وخود او خارج از جمع است وهمیشه در سکوت که این یا بعلت آن است که نمیخواهد توجه کسی را جلب کند یا جمع حاضر را قبول ندارد و آنان را قابل به سخن نمیداندوطرز فکر آنان برای او مورد قبول نیست ویا اینکه ازآن جمع دلخوشی ندارد ونمیخواهد با سخن گفتن با آنان درگیر شده وتجربه باو ثابت کرده است که در این جمع بهتراست خاموش باشدوشاید درجائی دیگر تا اینحد انسان خاموش وساکتی نباشد نمونه ی این افراد را درمیان اقوام خود نیز می بینید که اگر به ریشه روزهائی که بااو درخانواده مذکور بوده اید بخوبی در می یابید که چرا او سکوت میکند واگر کسی بوده که هربار لب گشوده دیگران به تلخی جواب دهنده ی سخن وفکر واندیشه ی او بوده اند امروز ترجیح میدهد دنیای آنان متعلق به آنان باشد ودنیای او متعلق بخود و چرا که سخن با هرکسی ودرهرجائی نمیشود گفت وهمواره سخنان ما در نگاه واندیشه دیگران تحلیلی دارد که عده ای قادر به درک آن هستند وگروهی نیز تفسیر های متفاوتی از اندیشه وعلت سخن شما میکنند وتهدادی نیز برایشان فرق نمیکند شما چه میگوئید یا چه گفتید همواره حرف شما را قبول ندارند وحتی بدرستی نیز گوش وبه بحث وجدل باشما میپردازند وچون دقت کنید میبینید دقیق حرف شمارا تکرار میکنند اما بگونه ی خود وبازهم معتقدند شما اشتباه میکنید واو درسست میگوید وبه اینان هرچه سعی کنی بفهمانی که حرف بیکیست ما باهم هم عقیده ایم موفق نمیشوید چون او به شما گوش نمیدهد ودر دهن خود درموقع حتی حرف زدن بدنبال جوابهای دیگری میگردد که در گایان سخن فعلی خود ادامه دهد وهمین باعث میگردد که کمتر ساکت شده وحرف شما را بشمود تا دریابد اوکه اینگونه دفاع میکند خود نیز متوجه نیست دفاعیه ای لازم ندارد چرا که عقیده وفکر دراین نظر یکی بوده است وزمانی که انسان متوجه میشود که او فقط بخاطر اینکه خودرا انسانی فهمیده ودانا جلوه دهد یا نشان دهد کهبسیار چیزها را میداند حتی حاضر نیست اول شنونده باشد انگاه مختالف فکر شما می بینید که بهتر است بگذارید خیال کند این اوست که نظر بهتری ارائه میدهد چراکه او هرگز درنهایت متوجه نیز نمیشود که سخن هردو ی آنها یکی بوده است وتنها علاقمند به بحث وجدل است حتی بی اینکه درنهاد خود این موضوع یا این بحث برای او اهمیت واقعی داشته باشد اما چون در تربیت زندگی خود آموخته است که همه چیز را باید با بحث وجدل بدست اورد دیگر ازگوش دادن هم خود را بی نیاز میداند ومیخواهد همیشه گویندهی اول واخر خودش باشد وگاه انسان خنده اش میگیرد که چرا او اینهمه برای ثبت نظر خود تلاش میکند آنگاهع که شما میدانید او درکجای فکر واندیشه ایستاده است وچه چیزهائی براستی درزندگی او مهم است چه چیزهائی را دوست دارد بیاموزد از چه چیزهائی پرهیز میکند درنتیجه سخن گفتن با همگان مقدور نیست چرا طرز فکر وطریقه ی درک انقدر متفاوت وجنبه برداشت وحتی تفسیر هرچیز از سوی هرکسی ممکن است آنقدر شما را به تعجب وادارد که باورنکنید کسی هنوز در دنیا وجود داشته باشد که باینگونه فکر کندیا مسائل را فقط به طریقه ی خاص ودرست همانجوری ببیند که خودش دوست دارد ببیند اینگونه آدمی با منطق زندگی با اندیشه های منطقی وبا بینش درستی زندگی نمیکند چرا ایستادگی بروی حرفی تا جائی قابل بقول از سوی دیگران است که آن سخن آن حرف آن ایده جنبه منطقی داشته باشد واگر این شخص ازنوع آن انسان هائیست که در نوع دیدگاه ودرک کاملا, متفاوت با همگان فکر میکند آنهم نه درجهت مثبت بلکه در جهتی کاملا متضاد جامعه وبدین شکل سعی میکند خودرا مجزا از اندیشه همگانی نگاه دارد ولی افکار وسخن واندیشه ی او هیچ پایگاهی برای دنبال کردن ندارد وهیچ جایگاهی در منطق وعلو م ذهنی را پر نمیکند بهتراست از مغلطه ی فکری او وهمچنین بحث بیهوده بااو صرف نظر شود چراکه اویا انقدر ادامه میدهد تا حصوله شما سررفته یا شمارا به خشم بیاورد یا با خسته کردن ذهن شما موفق شود حرف اخر را خودش بگوید ودیگرشما جواب ندهید بی انکه بفهمد این سکوت اخر شما ازروی موافقت بااو نبوده است از ناامیدی ویاس این بوده که میبیند شما نه نمیفهمید نه میخواهید بفهمید نه حتی قادرید بفهمید نه مایلید بفهمید وترجیح میدهید همیشه سخن گوی اول واخر خودتان باشید درنتیجه اینگونه افراد جز جدل بیهوده ی زبانی وتحریک اعصاب دیگران راه به هیچ کجا نمیبرند وهرگز نیز درنگاه دیگری انسانی با شعور وفهمیده به حساب نمیایند که برعکس اصرار بر اندیشه غلط نمودار عقب ماندگی فکری کسیست که حتی حاضر نیست سخن شخص متقابل را گوش دهد شاید او فکر بهتری داشته باشد متاسفانه زمانی که انسانها با کسی برخورد میکنند که اورا از نظر فکری در سطحی بالاترازخود میبینند نوعی حسادت ودشمنی نیز این میان حرف میزند وگاه همین احساس باعث میشوددکه شخص متقابل تمام مدت به کوبیدن شما بپردازد بی انکه حتی دلیلی برای اینکار جز حسادت وخشم درونی نسبت به شما داشته باشد و.اگر ازاو بپرسی چند کتاب دراین زمینه خوانده ای یا حتی چند مطلب ازخود من را تا بحال مرور کرده ای به منابعی اشاره میکند که شما هرگز پیدا نمیکنید یا سالهای دور زندگی خود را که کتابی خوانده بود برایتان بازگو میکند که کدامین کتاب وچه فهمید درنهایت میبینید فکر امروزی واندیشه ی امروز نقشی درتفکر این شخص ندارد.در بسیاری مواقع نیز گویندگان سخن با فردی که اورا دردل یا علنا بالاتر ازخود میبنند ومیدانند به شکلی است که ادعای من نیز میفهمم تمام علت و ریشه ی شروع سخن و حرف است اوتنها میخواهد به شما بفهماند که اونیز درجایگاهی ازاندیشه وتفکر قرار دارد کهاورا ازعام جدا میکند ودرمیان افراد گاه با انسانهائی برخودر میکنید که هرلحظه از سخنان انان ونمونه فکر واندیشه ی انان شنیدن دارد شکل فکرکردن وبرداشت وتجزیه وتحلیل آنان انقدر شیرین منطقی وشنیدنی ست که شما علاقمندید ساعتها شنونده افکاراو درهمه ی زمینه ها باشید وحتیاشکالات فکری خود را باو بگوید وبرطرف کنید وآنقدر او چیزهائی برای گفتن دارد که هرچه نیز بگوید باز شما خسته نمیشوید ومایلید تمامی افکار اورا ازاو بیرون بکشید وبااوساعتها حتی شبانه روزی حتی بدون توجه به زمان خوردن خوردن وقهوه وشیرینی فقط محو سخن او شده بیاموزید وبیاموزید اینگونه انسانها براستی افرادی دوست داشتنی هستند که شنیدن آنان برای ادمی نوعی اتفاق خوب وبه نوعی حتی برکت وخوشبختی ست که شما با اینگونه انسانی آشنا شوید وازاو بیاموزید ومطمئن باشید این شخص انسانی پرازاندیشه های زیباست پراز منطق وفلسفه ای درست ومتقاعد کننده پراز حتی ایده های جدید وتفکراتی که شما شاید نمونه ی آنرا درکمتر اسنانی یافته باشید واینانند که چون بدنیا جهت خدمتی اقدام کنند بمانند متفکر وروشنفکر ایرانی ما *ارد بزرگ میتوانند تفکر جامعه ای را مجذوب اندیشه های خود کرده وهمگان را به شنیدن اندیشه ونظریات و افکار خویش جلب کرده وشما با نهایت دقت نیز باو گوش میدهید یا اگر گفتار او درکتابی ست جمع اوریشده باشد با علاقه ای وافر تا انتهای انرا بدون خستگی دنبال میکنید وحتی خواندن وشنیدن سخنان اورا به تکرا وتکرار نیز دذوست میدارید چراکه میبینید درهیچ کجای اندیشه او چیزی پیدا نمیکنید که عیر منطقی باشد و تفسیری ایده ای نیست که قادر به درک نباشد یا گفتاری نیست که ضد جامعه ضد اندیشه همگانی بوده باشد یا مخالفتی را بخود جلب کند مگر از سر دمشنی وحسادت مگر ازروی اینکه قادر نباشند اورا پس رده بر ایده ی او ایده ای بالاتر بیاورند این است که همیشه برای این افراد دشمنان بزرگی یافقت میشود که یا درفکر دزدیدن اندیشه ی او هستند یا درفکر خراب کردن او وبرای اینکار چون اندیشه ای قوی تر را صاحب نیستند به مخالفتهای احمقانه ای دست میزنند که فکر شما را دور کنند وبا مغلطه وبکارگیری شیوه ی زبانی حتی زیبا وبا یاری گرفتن از اندیشه دیگر بزرگان اما نه در راه مثبت که برای خراب کردن شخص مورد علاقه شما به ستیز ومقابله بر میخیزند اما انسانی که ایده وفکری را از بزرگی میپذیرد مطمئنا انسانی نیست که به یکباره با شخصی به نام *ارد بزرگ مواجه شده باشد وهیچ آنشائی ای با اندیشه ی بزرگان نداشته باشد که بادیدن ایده های این دانشمند وفیلسوف ایرانی بی هیچ پشتوانه ی فکری فقط به فقط موافق باشد نه اینگونه نیست تمامی انسانهائی مه به ایده ها وافکار بزرگان توجه میکنند والگوئی چون ارد بزرگ را برای خود الگو قرار میدهند انسانهائی هستند که همیشه بدنبال افکار برتر بوده اند وبا بیشترین نظریات بزرگان اشنائی دارند ودرکل کسی که بدنبال یادگیری سخنان بزرگان باشد خودانسان اندیشمندیست که در زندگی به توقیت دهنی به رشد وپرورش روح واندیشه وذهن خود اهمیت میدهد وبه خواندن ویادگیری بیشترین اندیشه ها نیز می پردازد وحال اگر جوان ونوجوانی بناگاه با اندیشه ی ارد بزرگ بزرگ برخورد میکند به او علاقمند میشود مطمئن باشید کسی نیست که رهگذر کوجه دانائی باشد توجه به سخنان دیگران وبخصوص بزرگان نماینده ی این است که آن شخص فردی عللقمند به اندیشه های نوین است وهمگان بدینگونه نیستند وکافیست این را امتحان کنید تنها یک برگ از سخنان بزرگان یک یا یگ برگ از اندیشه ها وایده های ارد بزرگ را کپی کنید درکنار ان یک برگ از خبر روز کپی بگیرید درکنار آن برگی جدول روزنامه کپی بگیرد برگی نیز ازجوکهای روز فراهم کنید برگی از عکسهای طبیعت برگه ای دیگر از مد روز لباس مرد وزن که در زیرهردوی ان توضیحی نوشته شده باشد در ورقه ای شعری عمیق بنویسید دربرگه ای دیگر شعری سبک وطنز ویا فکاهی...وچندین موضوع مختلف که معمولا انسانها به آن علاقمندند ,و آنگاه درجمعی شامل ازچهار پنج نفربگوئید که چندین برگه دارید که مایلید خوانده شود وایراد گیری شودوبرگه ها را همگی را باهم تقاضا کنید که همگان نگاه کنندو بپرسید هریک از انها کدامین برگه ها را ترجیح میدهند بخوانند وبه شما کمک کنند تا برای شما متن را غلط گیری کنند چون فکر میکنید که غلطهائی درمتن وجود دارد وحتی غلطهای عمدی تایپی نیز دران بگذارید انگاه نمونه فکری دراین منطقه که بصورت عملی نیز امتحان شده است برای شما کامل مشخص میشود یکی میگوید : من حوصله ی سخنان بزرگان را ندارم اون شعر فکاهیه رو بده ببینم که غلط دیکته اش کجاس, دیگری میگوید من عکسای طبیعت و میخوام اون مد روزم بدی متن زیرشو بخونم بد نیست ,انتخاب نمونه عکسها ومتن ها گاه درهمان یکبار وگاهی با یکی دوبار امتحان برای مطمئن شدن شما ازاینکه شاید موقعیت مناسب حال افراد حاضر نبوده است ومثلا فرد خسته بوده باشد یا تازه ازط سرکار رسیده باشد وتحمل کارهای فکری را نداشته باشد ودلایلی نظیر این سرانجامبا یکی دوبار امتحان نشان میدهد که هرکس به کدامین مطلبی علاقمند است وبه چه چیز بیشتر توجه میکند راه ساده تر وکم دردسر تر این است که این گروه را چنیدین بار جمع کنید وهرروز راجبه یکی ازمطالب سخن بگوید بیحوصلگی نشان دادن افراد به هریک از مطالب نمونه ی علاقمندی آنان به مطالب را برای شما روشن میکند دراین میان فردی نیز پیدا میشود که تمامی این برگه ها را نیز با علالقه نگاه میکند وحتی زیر همه را نیز میخواند اینگونه آدمی انسانیست که شما بدون شکل دراو توجه بسیار به زندگی به مطالب مختلف به ایده ها ونظریات به نوع تفکر به اخبار جامعه و....پس میتوانید بدون شک مطمئن باشید او انسان قابل ودانا وارزشمندی در زندگیست که از علاقمندی های متفاوت ومتنوع برخوردار ایت ودرنتیجه در هرچیزی میتواند اطلاعات مفیدی نیز داشته باشد و میتوانید اورا بعنوان دوستی خوب وبرگزیده انتخاب کنید چراکه او انسانی خواهد بود که ازاو یاری ویاوری درشکلی مثبت و باارزش به شما خواهد رسید وبا همفکری های بسیار یا نمونه افکارهای زیبایا شنیدنی وعلاقمندی های متنوع انسانی ست که هرگز باعث کسالت نمیشود چون از هرچه برای او بگوئید اطلاعاتی دارد که شنیدن انرا دوست خواهید داشت وهمیشه بااو لحظات خوبی را سپری خواهید کرد وبهره ای نیز ازاین رابطه خواهید برد که روشن شدن فکر خود آدمیست ویادگیری های متنوع. دوستی همنشینی وهم سخن بودن همواره برای همگان زمانی دلپذیر است که انسان تواند توافق های فکری وعلاقمندیهای مشابه ای را دردوستی با آنان پیدا کند وازاین نشت وبرخواسته دوستانه لذت وفایده وسودی مثبت گرفته ویا چیزی بیاموزد یااینکه دراین همنشینی لحظات خوبی را سپری کند ولی هرگز نشست وبرخاست وهمصحبتی باافرادی که مداوم منفی باشند یا متضاد با اندیشه های جاری یا مخالف دائمی به شکل خضمانه ای دردرون وظاهری دوستانه در بیرون با افکار وسخن وحتی عمل شما جز ازبین بردن وتلف کردن زمان ورسیدن به خشم وناراحتی سودی ندارد وهمیچنین با افرادی که علاقمند به بحث وجدلی بی فایده برای پرکردن زمان باشند وعادت داشته باشند که همیشه درهمه جا با همگان بحت وجدل کرده یا حتی علاقمند به این هستند که دیگران را ناراحت کرده یا احیاسو خشم آنان را ترحیک کنند وعواملی ازاین دست که شکل دوستی نداشته باشد وتنها و اساس برنده شدن وخودنمائی وحتی ثبوت اجباری خود باشد جز آزار روحی وفکری خود هیچ نیست وهمچنین در رابطه با افرادی که پرچانگی های انان وگزافه گوئیهای بی ثمر , سرانجام به هیچ کجا نمیرسد ونه حتی دلپذیر است که باو گوش فرا دهید ونه شیرین وخوشایند وخنده اور که ساعتی به خوشی سرشودکه اینگونه بودن نیز نمیتواند برای انسانی خوشایند باشد وگاه حتی برای دیگران رنج اور وعذاب دهنده نیز خواهد بود درنتیجه بسیار مهم است که دوست وهمسخن انسان کسی یا کسانی باشند که بودن لحظاتی با آنان براستی ارزشی از لحاظ آرامش روحی شادی وداشتن لحظات خوب وحتی اموزشی باشد , این نیر مسلم است که هر کنشی واکنشی را به همراه دارد وبسیار مواقع سخنی را نمیتوان بی جواب گذاشت وتولید ناراحتی وخشمویا اندوهی با سخنی درکسی میشود که بخواهد نخواهد جواب خود را باز پس خواهد گرفت وحتی اگر به سکوت نیز ختم شود دنیا به هرکه سخنبه ناعدلی بگوید نیز پاسخ مناسب خویش را خواهد داد وزمانی اونیز درخواهد یافت که در شکل اندیشه وتفکر وسخن به بیراهه ها رفته وآزردن دیگری نه براو که برهمگان روحی وشخصیتی را بهاو تعلق میدهد که شایسته نام انسانی نیست ودر ذهن دیگران جز ک.چک کردن وخوارنمودن خود سبب دیگری نخواهد داشت وهمواره نیز هم ازاینگونه افراد وهم انواع افراد متفاوتی را که درنمونه گرئه بندی شده آدمیان شناخته شده اند نه تنها در میان اطرافیان وجامعه یخود که درجوامع دیگر نیز میتوان دید که به همین انداره دوستی وهم نشینی وسخن باآنان نتیجه ی مثبت ومنفی درنهاد ما باقی بگذارد ازاینروست که همگان میگویند دوست خوب گنجینه ایست که کمتر بدست ادمی می افتد ودرزمانی که مجبوریم با افکار واخلاق ورفتار واندیشه وسخن متفاوت سرکنیم شایسته تراین است که در داشتن وانتخاب دوستان بسیار دقیق باشیم وهرکسی را درجایگاه دوستی زیاد بخود نزدیک نکینم وبرای هریک مرزی را در دوستیهای خود قائل باشیم ودرضمن انقدر با انان اشنا شده باشیم که بدانیم چکونه رفتاری بااو بهتراست داشته باشیم که ساعتی سرکردن بااو دلپذیر وارزشمند باشد ولحظاتی خوب را فراهم اورد تشابه اخلاقی وافکاری در روزگار اکنون در بسیاری از مناطق دنیا چیزی دیدنی ست که از اندیشه های همگانیریشه میگیرد که توسط رسانه های جهانی انرا به سهولت بیشتری در ذهن افراد روشن ساخته وهمگان را با هم تا حد متوسط ونه کامل اشنا میکند اما اشنائی کامل بیشتر زمانی صورت میگیرد که همنشین همصحبت وهم سفره با آدمیان مختلف باشیم وبه شناخت واقعی انان برسیم.&lt;br /&gt; ¤¤¤ آهنگی در سکوت / سروده ای از :کارو ¤¤¤&lt;br /&gt; بپیچ ای تازیانه ! خرد کن ، بشکن ستون استخوانم را &lt;br /&gt; به تاریکی تبه کن ، سایه ی ظلمت &lt;br /&gt; بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت &lt;br /&gt; فروغ شب فروز دیدگانم را &lt;br /&gt; لگدمال ستم کن ، خوار کن ، نابود کن &lt;br /&gt; در تیره چال مرگ دهشتزا &lt;br /&gt; امید ناله سوز نغمه خوانم را &lt;br /&gt; به تیر آشیانسوز اجانب تار کن ، پاشیده کن از هم &lt;br /&gt; پریشان کن ، بسوزان ، در به در کن آشیانم را &lt;br /&gt; بخون آغشته کن ، سرگشته کن در بیکران این شب تاریک وحشتزا&lt;br /&gt; ستمکش روح آسیمه ، سر افسرده جانم را &lt;br /&gt; به دریای فلاکت غرق کن ، آواره کن ، دیوانه ی وحشی &lt;br /&gt; ز ساحل دور و سرگردان و تنها &lt;br /&gt; کشتی امواج کوب آرزوی بیکرانم را با وجود این همه زجر و شقاوتهای بنیان کن &lt;br /&gt; که می سوزاند اینسان استخوان های من و هم میهنانم را &lt;br /&gt; طنین افکن سرود فتح بیچون و چرای کاررا&lt;br /&gt; سر می دهم پیگیر و بی پروا ! و در فردای انسانی &lt;br /&gt; بر اوج قدرت انسان زحمتکش &lt;br /&gt; به دست پینه بسته ، می فرازم پرچم پرافتخار آرمانم را    &lt;br /&gt; ¤¤¤ شاعر:« کارو »  ¤¤¤ &lt;br /&gt; همچنین تشابهاتی را میتوان در دنیا با افکار وسنت ملی خود شاهد بود که حالب وتوجه برانگیز است که نمونه های آن این تفکر را برمیانگیزد که انیسسان درهمه ی دنیا میتواند بکگونه ای درجاهائی به شکل مشترک فکر کند حال یا دراندیشه ای والا یا حتی درداشتن خرافات مشابه یا تعصبهای بادلیل وبی دلیل ازجمله اینها تمثیل وضرب المثل وکنایه هاست که پیشتر نیز آران سخن گفتیم وبرای مثال دراین بخش به این میپردازم که دربین ضرب المثلهای ایرانی بسیاری شباهتهای بسیار دیدنی با ضرب المثل ها وافکار حتی امریکائی دیده میشود این شباهت در اروپا درکمترین حد ممکن است وتنها چند نمونه از ضرب المثل های ایرانی را دیده ام که درمیان مردم نروژ وسوئد ودانمارک و فنلاند یا اسکاندیناوی هماهنگ باماست یکی همان رسم :« بزن به تخته چشم نخورد» است که عین همین را در فرهنگ نروژی خود دارند وفقظ «ماشاالله »را دیگر دراخر حرف نمیگویند که گرفته شده از دین اسلام است ,دیگری شماره 13 سیزده میباشد که متعقدند سیزده باشد واین سیزده در روزجمعه هم باشد نحس ترین روز دنیاست ومراقب باش.. و دیگری رسم تخم مرغ رنگ کردن وسبزه گذاشتن اما بروی پنبه است که درعید پاک خود در اروپا این رسم را دارا هستند ودر نهایت تا آنجا که اکنون درخاطرم هست نمونه شکل جوکهائیت که ما برای شهرستانی های خود دیده ایم که میشارند وانان نیز برای دیگر شهرتسانهای خود درکشور ساخته یا سوئدی برای نروژی ج.ک میسازد وبرعکس ودرنهایت هدف این است که بگویم نمونه اخلاقی وطرز فکرها وشکل سخن گفتن بانتمامی ریشه های متفاوت تربیتی وفکری درجائی به نفطه ی اشتراکی میرسد که دیدنی وجالب مشود وحتی شیرین نیز بنظر میرسد که در دوسوی دنیا دور ازهم ممالکی دریک منطقه چون شماه ر13 ومعنای نحسی آن به یک گونه تفکر کنند بی انکه تماسی مستقیم با نمونه سنت وآداب یکدیگر داشته باشندودرکنار اینها همان خلق وخو های سخن گفتن که گرفته شده از دورن آدمیزاد وشخصیت درونی اوست درتمام دنیا نیز مشابه است وانسان های خونسرد وخونگرم وشیرین وبدخلق ومهربان همگان بیک شیوه سخن میگویند که برداشته شده از نوع اخلاق وطرز فکر واحساس وشخصیت فردی آنان است اینجاست که تفاوتهای آدمی در سراسر دنیا بیک نقطه ختم میشود که انسان این مخلوق خداومندی درهرکجای عالم نیز باشد میتواند شباهتهای اخلاقی بسیاری با یکی درآن سرز دنیا داشته باشد وحتی شباهتهای بسیار زیادی نیز درچهره وجالبتر اینکه انسانهای شبیه اگر یکی ایران باشد ودیگری در دورترین نقطه ی اروپا در فکر سخن ونوع کار ورشته نیز یکسان عمل کیکنند هنرگیشه هائی را درایران وامریکا واروپا میشناسم که هیتن خواهر وبرادر دوقلو میمانند ودرست در رشته فرهنگی هنری در رادیو تلوزیون وتائتر و سینما کار میکننند واین ایرانیست وآن دیگری اروپائی یا امریکائی که بمانند این است که ازیک مادر زاده شده باشند ولی هریک درگوشه ای از دنیا بزرگشده باشند درنتیجه ما انسانها درنوع سخن میز میتوانیم اتفاق نظر داشته وهمانند سخن بگویسئم اگر همانند فکر کنیم وچه زیباست زبان همواره بگونه ای بچرخد که ارزش گفتار آن گفته وشخن تا همیشه برجا بماند وسبب احساس مهر ومحبت در دلی یا اموزش و دانشی در ذهنی کند واثری جاودانه داشته باشد.¤¤¤&lt;br /&gt; *- آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- همیشه آن که با شما هم آوا می شود و سخن شما را بازگو می کند نمی تواند هم اندیش شما نیز باشد . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- منتقدین پر حرف بجای عملگرایان کم حرف هم سخن می گویند . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *-  دیگران خیلی زود بازخورد رفتار ما را نشان می دهند . درستی و نادرستی کردارمان را در نگاه و سخن دیگران خواهیم یافت . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- آنکه پیاپی  سخنتان را می برد ، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- اگر به سخنی که گفته اید با تمام وجود پایبند هستید، دیگر نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید .  ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- دل کیهان را اگر بگشاییم این سخن را خواهیم شنید " هر کنشی واکنشی را در پی دارد " پس بر این باور باشید ! همه کردار ما چه خوب و چه زشت ، بی بازگشت نخواهد بود . ارد بزرگ&lt;br /&gt; *- سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . ارد بزرگ&lt;br /&gt; ¤¤¤ پایان فرگرد سخن ¤¤¤ &lt;br /&gt; ¤¤¤ به قلم : فرزانه شیدا ¤¤¤&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6693198600417839431-6399940783834888557?l=sarzamin-pedari.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/feeds/6399940783834888557/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_31.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6399940783834888557'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6693198600417839431/posts/default/6399940783834888557'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sarzamin-pedari.blogspot.com/2010/01/blog-post_31.html' title='بعُد سوم (آرمان 
